خبرت هست که من تشنه دیدار توام
باخبرباشکهمنسختگرفتارتوام،
هدف از بودن من دیدن چشمان تو بود
تادممرگبدانسختوفادارتوام..
نه مرگ آنقدر تلخ است
نه زندگی آنقدر شیرین
که انسان برای این دو ،شرفش را بدهد...
به من گفت:
«چشم هاى تو مرا به اين روز انداخت.
اين نگاهِ تو كارِ مرا به اينجا كشانده!»
به او گفتم:
«در چشم هاى من دقيق تر نگاه كن!
جز تو هيچ چيزى در آن نيست...»