کاش تو ایرانم اجازه میدادن بچه ها بعد از ۱۸ سالگی مستقل زندگی کنن ، هر کاری میکنم بابام نمیره از خونه
من موقعی که باید ناراحتیمو نشون میدادم خندیدم؛
موقعی که باید میرفتم یه دلیل برای موندن پیدا کردم؛
موقعی که باید جا میزدم اصرار کردم که حتی خستهام نشدم؛
موقعی که نیاز به کمک داشتم وانمود کردم همه چیز روبه راهه؛
مشکل اینه الان که میخوام خودم باشم کسی باورش نمیشه!!
طرف نوشته من وقتی بعضی از کتابها رو میخونم گریه میکنم
اتفاقا منم همین مدلیام ، مخصوصا شب امتحان :)🥲