eitaa logo
𝕏 Tweet
5.5هزار دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
376 ویدیو
0 فایل
بـه کانـال خودتـون خـوش اومدیـد🤍 - CR : #Babak - Ads: @KarkaraqAd
مشاهده در ایتا
دانلود
تجربه میگه دایره دوستی که بهش میگید " اکیپ" از لونه عنکبوت هم سست تره..)) - @X_Tweet - [ ]
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بالاخره راز انرژی مادر ۱۰ فرزند فاش شد! 👀🔥 ترکیبی از شیلاجیت، ویتامین‌ها، مواد معدنی و یون‌های آزادشده آهن؛ برای کمک به تأمین نیازهای بدن و افزایش انرژی و اشتها 💪🏻 فرموله‌شده توسط دکتر داود با بیش از ۲۵ سال تجربه در طب سنتی و داشتن یک میلیون مخاطب 🤍 اگه می‌خوای با این محصول و سایر محصولات شفابخش آشنا بشی، از طریق کانال زیر همراه ما باش 👇🏼 🔗 https://eitaa.com/joinchat/1568997376C7c10c111af
شاید باورنکردنی باشه براتون... 😳 اما شربت فردوس واقعاً یک معجزه است! اندازه‌ی یک شهر، در کانال اعلام نتایج از شربت فردوس اعلام رضایت دارن 🤍 اگه می‌خوای انرژی و شادی رو به خانواده‌ات هدیه بدی، این شربت رو از دست نده ✨ 🔗 https://eitaa.com/joinchat/1568997376C7c10c111af
آدما بهت میگن قشنگم، ولی واگذارت میکنن. ‌‌- @X_Tweet - [ ]
‌تنها خواستم اینه که سریع‌تر این سیاره رو ترک کنم. ‌‌ - [ ]
بهم بگو دستتو مثل کدوم مُشت میکنی ☝️ تا بهت بگم چه شخصیتی داری ؟🤫 1⃣ مشت شماره یک 2⃣ مشت شماره دو 3⃣ مشت شماره سه ⚠️نتــیجهی تـست خــیلی جالبه و تمام رازهای ذاتـــی رو برمَلا میکُنه🫨
❌😳 حادثه باورنکردنی در بازار تهران ‍میگویند ۱۰۰ سال پیش در بازار تهران واقعه عجیبی اتفاق افتاد و آن این بود که یکی از دکانداران به نام حاج شعبانعلی عزم سفر کربلا نموده و دکان را به دو پسرش سپرده و روانه میشود.بعد از چند ماه که مراجعت میکند میبیند که پسرانش دکان را از وسط ... https://eitaa.com/joinchat/3581019118Cc924164a2e
- @X_Tweet - [ ]
یادآوری: هر اتفاقِ خوبی که خوشحالت میکنه رو قویاً و شدیداً Private نگه دار. - [ ]
من دلربام؛ یه دختر خوشگل و تخس و حاضر‌جواب که هیچ‌وقت زیر بار حرف زور و خفت نمی‌رفتم. یه روز لب جوی آب بودم که «فرمان» پسر تریاکی و ولگرد راضیه بندانداز—سر راهم سبز شد و شروع کرد به متلک انداختن و توهین کردن؛ منم معطل نکردم و یه سیلی محکم خوابوندم بیخ گوشش که برق از چشمش پرید! مادرِ فرمان هم به بهونهٔ یه رسم مسخره و غلط آبادی که می‌گفتن «دست پسری به دختری بخوره باید عقد هم بشن»، اهل ده رو ریخت درِ خونمون و قصد داشت به زور منو پای سفره عقد پسر الدنگش بنشونه؛ اما کور خونده بودن، من کسی نبودم که زیر بار همچین وصلت و ذلتی برم. سر و صدا و دعوا حسابی بالا گرفته بود که یهو خان روستا از راه رسید... همین که جریان رو فهمید بطرف مرضیه و پسرش حمله ور شد و کاری کرد دهن همه باز موند و پای اهل ده به زمین قفل شد؛ اون راضیه و پسرشو... بزنید رو لینک زیر وارد کانال شوید👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1733690705Ce70b00985a
- @X_Tweet - [ ]
بچه که بودین به شما ام می‌گفتن اگر سوزن بره تو پاتون آروم آروم تا قلبتون میره بالا و می‌میرین؟ یا فقط ب من‌میگفتن😭😂 - @X_Tweet - [ ]