خسته ام .. اندازه تموم کابوس هام .. اندازه تمام قوي بودن
هام، اندازه خودم ! اندازه خودم خستهام !
+ تو چي ؟ توام خسته ای ؟
— اندازه تمام وانمود کردنهام !
+ بالاخره تموم میشه یروز .
— هیـچوقـت حـس کـردي کـه بـی پنـاهي ؟
+ آره هروقـت کـه حـس کـردم از خـونه دورم؛ از قـلـبـت !
بـه چیـزی کـه مـالِ مـنه دسـت بـزن ، تا آخـرین چیـزی باشه کـه
با دسـتای کـوچـولـوت حـسش میـکنی !
میای بـاهم زیر مـاه دراز بکـشیم ؛ و کـل شـب رو با نگاه کردن به
همزادت بگذرونیم ؟
امـیدت پشتـتو خـالی میکنه،روحت تو رو ترک میکنه،قلبت خیلی
از آدمارو به تو ترجیح میده،چشم ها و افکارت تو رو فریب میدن
و تو هنوز هم با انتظار داشتن از دیگران زندگی میکنی؟ احـمـق .