12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا حبیبی یا حسین{ع}❣
شب زیارتی مظلوم کربلاء
زیارت : 👇
عاشورا ؛ عاشورا ؛عاشورا
از راه دور ونزدیک فراموش نکن . توصیه ❣امام زمان {عج}
🕌التماس دعا👆
✅ @YaAtash
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃
تل زینبیه سلام الله علیها ؛ کربلای معلا ❤️
چقد زیبا و در شان دختر آقا امیرالمومنین 👌🌸🍃
به امید ظهور امام_زمان
اللهم عجل لولیک الفرج 🍃
✅ @YaAtash
22.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرده جدید کعبه برافراشته شد
🕋پرده جدید کعبه شب گذشته همزمان با ماه محرم به مسجدالحرام منتقل شد و با نصب آن، خانه خدا لباس نو پوشید.
✅ @YaAtash
#ورودیه
◼️ حسینم را در دریایی از خون در اینجا دیدم...
در نَقلی آمده است:
وقتی که سیدالشهداء علیهالسلام و اصحاب آن حضرت در سرزمین کربلا فرود آمدند، خواهرش زینب کبری سلاماللّهعلیها (برخی از مقاتل،حضرت امکلثوم علیهاالسلام را ذکر کردهاند) رو به برادر کرد و فرمود:
يا أخي!إنّ هٰذا الوادي لَمَهولٌ، و لقد دَخلَني هَولٌ عظيم
▪️برادرجان! این وادی و بیابان سخت مهول و وحشتناک است و از آن هول و هراسی شدید به دلم افتاده است و دل شوره دارم.
🔻امام علیه السلام فرمود:
خواهر جانم! بدان که روزی همراه پدرم امیرالمومنین علیه السلام در راه صفین در این سرزمین پیاده شدیم و پدرم سر مبارکش را بر روی دامان برادرم امام حسن علیه السلام گذاشت و اندکی خواب رفت و من بالای سرش نشسته بودم که پدرم مضطرب و گریان از خواب بیدار شد.
پس برادرم پرسید: پدرجان چه شده است؟
پدرم فرمود:
كأنّي رَأيتُ في منامي أنَّ هذا الوادي بحرٌ مِن الدّم، و الحسينُ قد غَرق فيه، و هو يَستغيثُ، فلا يُغاث
▪️گویی در خواب دیدم که این بیابان دریایی از خون است و حسینم در آن غرق شده و یاری میطلبد و هیچ کس او را یاری نمیکند.
وقتی که حسینم را در این حال دیدم، دست خودم را جلو بردم تا حسینم را از آن دریای خون بیرون آورم. اما صدای هاتفی به گوش من رسید که میگفت:
یا علی! اگر حسین علیهالسلام را از این دریای خون نجات دهی، پس در روز قیامت گنه کاران امت را چه کسی شفاعت کند؟!
سپس پدرم رو به من کرد و فرمود:
ای اباعبدالله! حال تو چگونه است وقتی که در اینجا این واقعه برایت پیش می آید؟
گفتم:
صبر میکنم و چارهای جز صبر برایم نیست.
📚محرق القلوب ص٣٢۶
📚بحرالمصائب ج٣ص٢٣٧
✅ @YaAtash
#ورودیه
◼️ حسینم را در دریایی از خون در اینجا دیدم...
در نَقلی آمده است:
وقتی که سیدالشهداء علیهالسلام و اصحاب آن حضرت در سرزمین کربلا فرود آمدند، خواهرش زینب کبری سلاماللّهعلیها (برخی از مقاتل،حضرت امکلثوم علیهاالسلام را ذکر کردهاند) رو به برادر کرد و فرمود:
يا أخي!إنّ هٰذا الوادي لَمَهولٌ، و لقد دَخلَني هَولٌ عظيم
▪️برادرجان! این وادی و بیابان سخت مهول و وحشتناک است و از آن هول و هراسی شدید به دلم افتاده است و دل شوره دارم.
🔻امام علیه السلام فرمود:
خواهر جانم! بدان که روزی همراه پدرم امیرالمومنین علیه السلام در راه صفین در این سرزمین پیاده شدیم و پدرم سر مبارکش را بر روی دامان برادرم امام حسن علیه السلام گذاشت و اندکی خواب رفت و من بالای سرش نشسته بودم که پدرم مضطرب و گریان از خواب بیدار شد.
پس برادرم پرسید: پدرجان چه شده است؟
پدرم فرمود:
كأنّي رَأيتُ في منامي أنَّ هذا الوادي بحرٌ مِن الدّم، و الحسينُ قد غَرق فيه، و هو يَستغيثُ، فلا يُغاث
▪️گویی در خواب دیدم که این بیابان دریایی از خون است و حسینم در آن غرق شده و یاری میطلبد و هیچ کس او را یاری نمیکند.
وقتی که حسینم را در این حال دیدم، دست خودم را جلو بردم تا حسینم را از آن دریای خون بیرون آورم. اما صدای هاتفی به گوش من رسید که میگفت:
یا علی! اگر حسین علیهالسلام را از این دریای خون نجات دهی، پس در روز قیامت گنه کاران امت را چه کسی شفاعت کند؟!
سپس پدرم رو به من کرد و فرمود:
ای اباعبدالله! حال تو چگونه است وقتی که در اینجا این واقعه برایت پیش می آید؟
گفتم:
صبر میکنم و چارهای جز صبر برایم نیست.
📚محرق القلوب ص٣٢۶
📚بحرالمصائب ج٣ص٢٣٧
✅ @YaAtash
#ورودیه
◾️ گفتگوی جگرسوز سیدالشهداء علیهالسلام با زینب کبری سلاماللّهعلیها به هنگام نزول در سرزمین «کربلا»...
⚡️ گریباندریدن زینب کبری سلاماللّهعلیها با شنیدن خبر شهادت سیدالشهداء علیهالسلام...
سید بن طاووس مینویسد:
وقتی که زینب کبری علیهاالسلام با زنان و دختران از ناقهها پیاده شدند، در گوشهای نشستند که سیدالشهداء علیهالسلام ابیاتی را با خود زمزمه نمود که خبر از شهادت خود در این سرزمین میداد.
تا صدای این ابیات به گوش زینب کبری سلاماللّهعلیها رسید، سراسیمه در حالی که لباسش بر روی زمین کشیده میشد، از جمع مخدّرات بیرون آمد و به محضر برادر رسید عرضه داشت:
... یا أخِی! بِأَبِي وَ أُمِّي أتُقتَلُ و أنا أنظُرُ إلَیک؟
▪️ای برادرم! پدر و مادرم به فدایت! قرار است تو اینجا کشته شوی ومن نظارهگر کشتهشدنت باشم؟!
فَرُدَّتْ غُصَّتُهُ وَ تَرَقْرَقَتْ عَيْنَاهُ بِالدُّمُوعِ ثُمَّ قَالَ «لَوْ تُرِكَ الْقَطَاةُ لَنَامَ»
▪️در اینجا که دیگر سیدالشهداء علیهالسلام نتوانست جلوی گریه خود را بگیرد؛ چشمان مبارکش در اشک غوطهور شد و فرمود:
اگر «مرغ قَطا» را به حال خویش رها میکردند البته به خواب میرفت.(ضربالمثل از اینکه اینها مرا رها نمیکنند)
... ثُمَّ أَهْوَتْ إِلَى جَيْبِهَا فَشَقَّتْهُ وَ خَرَّتْ مَغْشِيَّةً عَلَيْهَا
▪️در اینجا بود که زینب کبری سلاماللّهعلیها دست به گریبان خود انداخت و آن را درید و بیهوش بر روی زمین افتاد.
سیدالشهداء علیهالسلام از جای برخاستند و آب به صورت خواهر پاشیدند و او را آرام نمودند.
📚لهوف،ص۹۵(با اندکی تفاوت)
📚المنتخب،طریحی،ص۴۲۸
✅ @YaAtash
مهدی سماواتیnahie-moghadase-samavati.mp3
زمان:
حجم:
16M
🕌زیارت ناحیه مقدسه با نوای بسیار زیبای
🎙حاج مهدی سماواتی
🕌متن این زیارت در لینک زیر
❣👇❣
https://erfan.ir/farsi/amp46251.html#amp_tf=%D8%A7%D8%B2%20%251%24s&aoh=16897142631946&csi=1&referrer=https%3A%2F%2Fwww.google.com
✅ https://eitaa.com/YaAtash