هدایت شده از 💠الحمدالله💠 حب علی بن ابیطالب{ع}💠السلام علیک یاخامس آصحاب الکسا 💠خادم الحسین{ع}کربلایی محمدعلی پورصالح
امام صادق علیهالسلام
🔷هرکسی که خداوند خیرش را بخواهد، حب امام حسین علیهالسلام و حب زیارتش را در قلب او میاندازد.
وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۴۹۶
🌾☘🌾☘🌾☘
💠امام باقر علیه السلام:
🌷اگر مردم می دانستند که چه فضیلتی در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت می مردند!
📚ثواب الاعمال، ص۳۱۹
🌾🍃🌾🍃🌾🍃
اموالتان را برای زیارت امام حسین «علیه السلام» بفروشید
امام جعفر صادق «علیهالسلام» فرمود:
اگر مردم به خير و بركتى كه در زيارت حسین بن علی «علیهالسلام» است آگاهی داشتند، جهت نایل شدن به این زیارت، قطعاً با شمشير میجنگیدند و اموال خود را میفروختند و به زيارت آنجناب میرفتند.... پس مبادا در رفتنِ به زيارت آنجناب بی رغبت باشيد، زیرا خيرى كه در زيارت آن حضرت است بيشتر از آن است كه بتوان به شمار آورد.
💬کامل_الزیارات صفحه ۸۷
@YaAtash
#اسارت
◾️این آب فرات، مهریه مادرمان بود که از ما منع کردند ...
در نقلی آمده است:
در مسیر حرکت اسراءِ آل الله به سمت شام، وقتی که به محلی به نام «عینُالْورد» رسیدند، میبایست سوار بر کشتی شوند و از آب فرات بگذرند؛ وقتی به کنار آب فرات رسیدند و سوار بر کشتی شدند تا از آن عبور کنند، حضرت زینب کبری سلاماللّهعلیها خطاب به حضرت امکلثوم وسکینه و رباب و فاطمه و رقیه «علیهنّالسلام» فرمود:
أتَعرِفْنَ ماءَ الفراتِ الذی صداقُ أُمِّنا فاطمةَ و بَنوأُمَیَّة مَنَعوه مِن أبنائها و بَناتها تِسعَةَ أیامٍ؟
▪️ آیا میدانید که این آب، آب فرات است همان آبی که مهریه مادرمان فاطمه زهرا سلاماللهعلیها بود و بنی امیه آن را از پسران و دختران فاطمه سلاماللهعلیها به مدت نُه روز منع کردند؟ (احتمالاً حضرت، اشاره به روز دوم تا روز یازدهم ماه محرم کردند)
فلمّا فَهِمنَ و عَلِمنَ أنّه الفراتُ بَکَینَ و نَدَبنَ وصَحنَ
▪️وقتی آن مخدرات فهمیدند که این آب، آب فرات است گریه کردند و از دل، فریاد برآوردند.
📚بحرالمصائب ج ۷ ص ۲۶۰
✅ @YaAtash
#اسارت
◾️هیچ یک از ما باقی نماند، جز اینکه خاری، پای او را به درد آورد...
در نقلی آمده است:
یکی از فرماندهان لشکر فاسقینی که أسرای آل الله را به سمت شام میبرند، ملعونی به نام «زجر بن قیس» حرامزاده بود.
وقتی که کاروان به بیابانی رسید که آن صحرا پُر از خار و سنگ و درخت بود، آن نانجیب دستور داد تا اسیران را با سرعت حرکت دهند؛ کاروان از آن وادی چنان با سرعت حرکت کرد، که شترانی که آبستن بودند، از سختی راه زاییدند و خار به پای تمام مرکب ها رفت.
🩸طبق این نقل، در اینجا بود که امام سجاد علیهالسلام فرمودند:
فَلَم یَبقَ واحدٌ مِنّا أهلَ البیت ِإلّا أصابَهُ أَلَمُ الشَوک
▪️همانا از ما اهلبیت «علیهمالسلام» کسی باقی نماند جز اینکه خاری پای او را به درد آورد.
📚بحرالمصائب ج ۷ ص ۲۶۰
✅ @YaAtash
#امام_سجاد_علیه_السلام
#اسارت
◾️من تَب دارم و دیگر طاقت تازیانه ندارم؛ به این سرباز بگو کمتر مرا تازیانه بزند ...
⚡️حکایت زُرَیر خُزاعی در شهر عَسقلانِ شام ...
در نقلی آمده است:
در مسیر اسارت آل الله از کوفه تا شام، در نزدیکی شهر «حلب»، شهری بود به نام «عسقلان» که أسرای آل الله را وارد آن شهر کردند.
🩸«زُرَیر خُزاعی» که از تاجران زمان خودش بود، برای تجارت به شهرعسقلان آمد؛ هنگامی که به بازار عسقلان رسید، دید که تمام شهر را زینت کردهاند و مردم شهر که بههم میرسند، مبارک باد میگویند و تمام مردم شهر، مشغول خوشحالی و نشاط هستند. زُریر از این وضع تعجب کرد و از شخصی پرسید که به چه علتی مردم امروز اینقدر، خوشحالی میکنند؟
آن شخص گفت: این شادی وسرور به این جهت است که به دستور یزید جمعی از مخالفینش را کشتهاند و این سرهایی که برنیزه است متعلق به آنهاست و اهل و عیال مخالفین را هم اسیر کردند و برشترهای برهنه در شهر میگردانند.
🩸زُریر پرسید: این جماعت کافر بودند یا مسلمان ؟ آن مرد جواب داد: مسلمان بودند ولی برعلیه خلیفه زمان قیام کرده بودند. زریر گفت:او چه کسی است؟
آن مرد جواب داد: پدرش علی بن ابیطالب و مادرش فاطمه دختر رسول خدا و برادرش حسن بن علی «علیهمالسلام» است همان که با معاویه صلح نمود. زریر پرسید: اسم خودش چه بود؟ آن مرد گفت: اسم او حسین علیهالسلام است.
🩸زریر تا این وقایع را شنید، نالهای زد و باچشم گریان به سمت اسیران رفت. وقتی به ایشان نزدیک شد چشمش به حضرت زین العابدین علیهالسلام افتاد که بهخاطر بیماری و زجرهایی که کشیده بود، رنگ از صورت مبارکش پریده بود؛ زریر تا این حالت را مشاهده نمود نالهای زد و به شدت گریه کرد.
🩸 إمام سجاد علیهالسلام به او فرمودند: ای مرد تو کیستی؟ زریر عرض کرد: غریبهام؛ حضرت فرمود: تمام مردم این شهر خوشحالاند؛ تو چرا گریه میکنی؟
زریر عرض کرد: فدایت شوم چون من شما را میشناسم وقدر و مقام شما را میدانم؛ بر این حال و روزتان گریه میکنم؛ ای کاش هیچ وقت به این شهر نیامده بودم وشما را به این وضع نمیدیدم؛ ای کاش قبیلهام همراهم بودند تا با این قوم میجنگیدم.
🩸امام سجاد علیه السلام از سخنان زریر به گریه آمدند و فرمودند: خداوند به تو جزای خیر دهد. زریر عرض کرد:
هر دستوری دارید بفرمایید تا اطاعت کنم. حضرت فرمود:
اگر برایت ممکن است با سربازی که موکّل بر من است صحبت کن و او را راضی کن تا مرا کمتر تازیانه بزند؛ چرا که من تب دارم و طاقت تازیانه زیاد را ندارم ...
📚 بحرالمصائب ج۷ ص۳۰۱
✍کسی نبود بگوید به شمر و زجر و سنان
که « تازیانه » نباشد دوایِ سوز تبم ...
✅ @YaAtash