✍با سلام تصمیم گرفتیم برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) نفری سه صلوات بفرستیم
💥سهم شما سه صلوات و ارسال کنید برای سه نفر. قرار هم نیست با نفرستادن اتفاقی بیفته .اجر همه شما عزیزان با حضرت بقیه الله ان شا الله بحق امام زمان (عج) همه حاجت روا بشید
✅https://eitaa.com/YaAtash
#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
🔰 حضرت علیاکبر «علیهالسلام»، مستغرق در ذات الهی ...
در برخی از نقلها آمده است:
وقتی که حضرت علیاکبر "علیهالسلام" بر روی عقاب (اسم اسب آن حضرت) نشستند و عنان مرکب را به دست گرفتند، مخدّرات از خیمه بیرون آمدند و دور تا دور او را احاطه کرده و التماس او را میکردند که به میدان نرود.
📋 فَعِندَ ذلِكَ تَغَيّرَ حٰالُ الحُسینِ عَلَيْهِالسَّلَام بِحَيثُ أشرَفَ عَلَى المَوتِ،
▪️در این هنگام بود که حال امامحسین "علیهالسلام" دگرگون شد، به گونهای که نزدیک بود، روح از بدن مطهرش جدا شود.
🥀 آن حضرت با صدای بلند خطاب به اهل و عیال خود فرمودند:
📋 دَعَنهُ، فَإنّهُ مَمسُوسٌ فِي اللَّهِ و مَقتولٌ فِي سَبيلِ اللَّه
▪️او را رها کنید تا به میدان برود چرا که او مستغرق در ذات الهی و کشتهی در راه اوست.
📚 معالي السّبطين،ج۱ ص۴۱۵
📚 وسيلة الدّارين،ص ۲۹۳
✍ این تعبیر از تعابیر بسیار دقیق و سنگینی است که با این لفظ (ممسوس)، تنها در وصف امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و با این مضمون در وصف چهارده معصوم علیهمالسلام در روایات آمده است؛ و اینکه امام حسین علیهالسلام اینگونه از حال حضرت علیاکبر علیهالسلام تعبیر میکند، حاکی از مقامی است که عقول ناقص بشریت، درکی از آن مقام ندارند.
📝 علی را ذاتِ ایزد میشناسد
اَحد را درکِ احمد میشناسد
چه گوییم از علیاکبر که تنها
محمد را محمد میشناسد
علی را بارها از بَر نوشتند
گَهی کوثر گَهی حیدر نوشتند
چه میدیدند در رویَش که اینبار
پس از نامِ علی ، اکبر نوشتند
نگاهش کرد و حیدر گفت الله
محمد را مکرّر گفت الله
نمیشد واژهای دیگر بگوید
هزار اللهاکبر گفت الله
✅https://eitaa.com/YaAtash
#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
🔰 شرح گوشهای از جمال زیبا و دلربای حضرت علی اکبر علیهالسلام ...
در رابطه با وصف جمال زیبا و دلربای آن حضرت گزارشات متعدّدی به ما رسیده است که به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم:
✔️ مرحوم شیخ مفید مینویسد:
📋 كَانَ مِنْ أَصْبَحِ اَلنَّاسِ وَجْهاً
🔻 حضرت علی اکبر علیهالسلام از زیباترین مردم از نظر چهره بود.
📚الإرشاد، ج۲ ص۱۱۰
✔️ در نقل دیگری آمده است:
📋 مَتىٰ ما سٰايَرَ [العباس مع] ابنِ أخيهِ عَليٍّالأكبَر في دُروبِ المَدينةِ خَرَجَ العَواتقُ مِن خُدورِهِنّ
🔻زیبایی حضرت ابالفضل العباس علیهالسلام به اندازهای بود که هرگاه با برادرزاده خود حضرت علی اکبر علیهالسلام از کوچه های مدینه گذر میکردند، زنان به جهت تماشای جمال آن دو بزرگوار، از پشتپرده ها بیرون میآمدند.
📋 و تَشَوَّفَ الرّجالُ إلَیهِما لِيَشاهَدوا جَمالَ طَلعتَي هٰذَينِ الشّابَّينِ وَ يَستَبِقُوا لِلفَوزِ بِذٰلك.
🔻چشمان مردان مدینه نیز مات و مبهوت طلعت زیبای این دو جوان رعنا بود و در مشاهده جمال دلربای ایشان، بر یکدیگر سبقت میگرفتند.
📚فرسان الهیجاء، محلاتی، ج۱، ص۲۵۰
✔️ بر پایه نقلی دیگر، وقتی که یزید لعین سر مطهر حضرت علی اکبر علیهالسلام را دید، گفت:
📋 پس از کشتن این «جوان زیبا»، دیگر چه نیازی به کشتن پدرش بود؟ داغ او برای کشتن پدرش بس بود!
📚 هدیة الذاکرین،(نسخه خطی), ص۱۹۳
✍ بلند مرتبه بود و بلند بالا بود
امامزادهی آقا چقدر آقا بود
پیمبر است؟ نه؛ آیا امام؟ نه؛ هردو
که نیم حیدر و یک نیمه نیز طاها بود
همیشه بر سر دیدار او جدل میشد
برای دیدن رویش همیشه غوغا بود
علیّ اکبر لیلاست این، که مجنون هم
برای دیدن او در صف تماشا بود
علیّ اکبر زهراست این که یوسف هم
به عشق نوکریش خسته از زلیخا بود
برای بردن نامش وضو بگیر ای شعر
قلم بایست که وصفش نه حدّ املا بود
برای گفتن أَنَّ علی وَلیُّ الله
بگو کدام مؤذّن چنین توانا بود
عصای دست حسین است این پسر اما
شکسته دیدمش آنجا که عشق تنها بود
کدام گرگ؟ چگونه درید یوسف را؟
که تکّه تکّهی او در تمام صحرا بود
حسین بود و عبایی پُر از علی اکبر
حسین بود و عصایی که إرباً إربا بود
✅https://eitaa.com/YaAtash
#حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
🔰 حکایت زیبا و جانسوز مردی که در خواب رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را دیده بود و در بیداری ...
در نقلی آمده است:
🔹روزی یک مرد مسیحی وارد مسجد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله شد. مردم که او را در مسجد دیدند به او گفتند: تو مسیحی هستی! از مسجد خارج شو! مرد مسیحی به آنان گفت: شب گذشته در خواب، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و حضرت عیسی علیهالسلام را دیدم.
🔸 حضرت عیسی علیهالسلام به من فرمودند: به دستان مبارک خاتم الانبیاء صلیاللهعلیهوآله اسلام بیاور که به درستی پیامبر این امت است. من به دست او اسلام آوردم و اکنون آمدهام تا اسلام خود را با مردی از اهل بیتش تجدید کنم!
🔹 پس او را به محضر امام حسین علیهالسلام آوردند. همین که به محضر حضرت رسید، خود را بر پای امام علیهالسلام انداخت و شروع به بوسیدن پاهای آن حضرت کرد. بعد خوابی را که شب گذشته دیده بود، برای آن حضرت تعریف کرد. در آن هنگام سیدالشهداء علیهالسلام فرمودند:
📋 أ تُحِبُّ اَنْ آتیکَ بِشَبیهِهِ؟ قالَ: بَلیٰ سَیّدی!
🔻آیا دوست داری کسی که شبیه به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است را نزد تو بیاورم؟ گفت: بله، ای آقای من!
📋 فَدَعَی الحُسَینُ علیهالسلام بِوَلَدِه عَلِیّ الاکبَر و کان اِذ ذاکَ طِفلٌ صَغیرٌ و قَد وَضَعَ عَلی وَجهِهِ البُرقَع فَجیء به الی اَبیه،
🔻پس امام حسین علیهالسلام فرزندش علی اکبر را ندا داد؛ در آن زمان او کودکی بود و در حالی که بر صورتش نقاب انداخته بود، او را نزد پدر آوردند.
📋 فَلَمّا رَفَعَ الحسین علیهالسلام البُرقَعَ مِن وَجهِهِ وَ رَآهُ ذلکَ الرَجُلُ وَقَعَ مُغمیٰ عَلَیه.
🔻هنگامی که سیدالشهداء علیهالسلام نقاب را از روی صورت علی اکبر علیهالسلام برداشتند و آن مرد او را دید، از هوش رفت.
🔹 حضرت فرمودند: آب به صورت او بپاشید! زمانی که به هوش آمد، سیدالشهداء علیهالسلام به آن مرد فرمودند: ای مرد! آیا این پسر من، شبیه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است؟ مرد گفت: به خدا قسم آری!
🥀 امام حسین علیهالسلام به او فرمودند: اگر تو چنین فرزندی داشتی و خاری به پای او میرفت، چه میکردی؟ مرد جواب داد: «میمُردم!»؛ در اینجا بود که سیدالشهداء علیهالسلام به او فرمودند:
📋 اُخبِرُکَ أنّی أریٰ وَلَدی هٰذا بِعَیني مُقَطَّعاً بِالسُیُوفِ إرباً إرباً
▪️اکنون به تو این خبر را میدهم که روزی این پسر را با چشمان خودم میبینم در حالی که با شمشیر بدنش را قطعه قطعه کردهاند...
📚ثمرة الاعواد، ج۱ ص۲۳۰
📚مفتاح الجنة،نسخهخطی، ص۱۷۵ (با اندکی تفاوت)
✍ ای ز سر تا به قدم جان اباعبدالله
روح پیغمبر و ریحان اباعبدالله
سیرتَتْ سیرت پیغمبر و بازوتْ، علی
صورتت روضهی رضوان اباعبدالله
چشم و ابرو، قد و بالات، سر و صورت و خال
«نور» و «مزمّل» و «فرقان» اباعبدالله
همه دم عاشق سرباختن و جان دادن
همه جا گوش به فرمان اباعبدالله
هر که بر دامن تو دست توسل آرد
دست آورده به دامان اباعبدالله
داشتی جان به لب از تشنگی و میگفتی
به فدای لب عطشان اباعبدالله
حیف پیشانی تو ای مَه خورشید جمال
چاک شد مثل گریبان اباعبدالله
💐https://eitaa.com/YaAtash