#معارف_حسینی
🩸ملائکه با مشاهده جلوهای از روح مطهر حضرت مولانا سیدالشهداء «صلواتاللهعلیه» تا قیامت، مفاصلشان به لرزه میافتد...
به نقل کتاب شریف «کامل الزیارات» جناب أبوذر - که آشنای با معارف و اسرار اهلبیت علیهمالسلام بوده - به هنگام تبعید از مدینه، پردهای از أسرار دستگاه باعظمت و بینظیر سیدالشهداء علیهالسلام را کنار زده و فرمودند:
📋 إِنَّکُمْ لَوْ تَعْلَمُونَ مَا یَدْخُلُ عَلَی أَهْلِ الْبِحَارَ وَ سُکَّانِ الْجِبَالِ فِی الْغِیَاضِ وَ الْآکَامِ وَ أَهْلِ السَّمَاءِ مِنْ قَتْلِهِ لَبَکِیتُمْ وَ اللَّهِ حَتَّی تَزْهَقَ أَنْفُسُکُمْ
🔻ای مردم! اگر شما میدانستید که با قتل سیدالشهداء علیهالسلام چه بر سر اهل دریاها و ساکنین کوهها و بیشهها و اهل آسمانها خواهد آمد، به خدا قسم به قدری گریه میکردید که روح از بدنتان خارج شود.
📋 وَ مَا مِنْ سَمَاءٍ یَمُرُّ بِهِ رُوحُ الْحُسَیْنِ علیهالسلام إِلَّا فَزِعَ لَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ یَقُومُونَ قِیَاماً تُرْعَدُ مَفَاصِلُهُمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ
🔻هیچ آسمانی نیست که روح مطهر اباعبدالله الحسین علیهالسّلام به آن بگذرد، مگر این که تعداد هفتاد هزار ملک برای آن حضرت جزع و فزع میکنند. آنان با مشاهده جلوهای از آن حضرت، چنان قیام میکنند که مفصلهاشان تا روز قیامت لرزان است.
📋 وَ مَا مِنْ سَحَابَةٍ تَمُرُّ وَ تُرْعِدُ وَ تُبْرِقُ إِلَّا لَعَنَتْ قَاتِلَهُ وَ مَا مِنْ یَوْمٍ إِلَّا وَ تُعْرَضُ رُوحُهُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ فَیَلْتَقِیَانِ.
🔻هیچ ابری نیست که عبور کند و رعد و برق بزند، مگر این که قاتل امام حسین علیهالسّلام را لعنت خواهد کرد. هیچ روزی نیست مگر این که روح مطهر سیدالشهداء علیهالسّلام را بر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله عرضه میکنند و ایشان با یکدیگر ملاقات مینمایند.
📚کامل الزیارات، ص۷۴.
✍ ما چه میفهمیم... ؟! این جناب أبوذر است که روزنهای را نشانش دادهاند که از داغ مصیبتِ سیدالشهداء علیهالسلام، چه در عالم هستی میگذرد! گویا به ما میگوید که اصلاً سیدالشهداء علیهالسلام، خاصیت عشق و غمش این است که تمام عوالم هستی و تمام موجودات را، بیقرار میکند... ؛ به جنون میکِشد ... ؛ از خود بیخود میکند ... ؛ قلب سنگ را هم به آتش میکشد ... و هزاران تأثیرات دیگری که ما از آنها بیخبریم ...
📝 یا اباعبدالله ...
غیر از خودت از هر دو جهان بیخبرم کن
اشکی بده! سوزی بده! اهل سحرم کن
در شهر، به عشق تو من انگشت نمایم
دیوانهام ارباب ! تو دیوانه ترم کن
دل، سوختی و چشم به سيلاب کشاندی
رحمی به دل سوخته و چشم ترم کن
غیر از تو ندارم صنمی، ای همههستم
پس تاج غلامیِّ خودت را به سرم کن
هم شاهی و هم یاری و هم لیلیام اَستی
در مستیِ از عشق خودت غوطه ورم کن
با یاد تو میخوابم و رؤیای تو بینم
حتی شده در خواب، کمی هم نظرم کن
ای ناز تو بر خیل رسولان و ملائک
در «ناز خریدن» تو خریدار ترم کن
«والشَّمس» تویی، «والقَمَر» آن رویِ ابالفضل
پس همدم خورشید و قرین قمرم کن
✅https://eitaa.com/YaAtash
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙ماشاء الله چقدر زیبا
✅https://eitaa.com/YaAtash
🕋 یارب العالمین💐 ❤️
✅https://eitaa.com/YaAtash
#حضرت_ابالفضل_العباس
🕌 آیا می دانی روزعاشورا با من چه کردند؟
مرحوم سـیدمحمـدابراهیم قزوینی(متوفی١٣۶٠ هجري قمري) درصـحن مطهرحضـرت ابوالفضل علیه السـلام امـام جماعت بودند و مرحوم آقا شـیخ محمدعلی خراسانی(متوفی١٣٨٢ ه ق) که واعظی بی نظیر بود، بعـداز نمـاز ایشان منـبر میرفت. یک شب، مرحوم واعظ خراسانی مصـیبت حضـرت ابوالفضل علیه السلام راخوانده و از اصابت تیر به چشم مقدس آنحضرت یاد
کرده بود.
مرحوم قزوینی،که سـخت متأثرشده و بسیار گریه کرده بود، به ایشان گفته بود:چنین مصیبتها سخت راکه سند
خیلی قوي هم ندارد چرا میخوانید؟!
شب در عالم رؤیا به محضـر مقدس حضـرت ابوالفضل علیه السلام مشرف شده بود، آقا خطاب به ایشان فرموده بود:
سیدابراهیم، آیا تو درکربلابودي که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دسـتم از بدن جداگردید،سـپاه دشـمن مرا تیر باران کردند، در این زمان تیري به چشم من رسید هرچه سـر را تکان دادم که تیر بیرون بیایـد، بیرون نیامد و کلاه خود (یا عمامه) از سـرم افتاد، زانوها را بالاآوردم وخم شدم که به وسیله ي دو زانو، تیر را ازچشم بیرون بکشم، ولی دشمن با عمود آهنین بر سرم زد.
📚 چهره درخشان قمر بنی هاشم علیه السلام ج١ص٢٣۴
✅https://eitaa.com/YaAtash
🕌السلام علیک یااباعبدالله🕌
❣ارواحنا لک الفداء❣
✅https://eitaa.com/YaAtash
💠ابتدای صبح سلام دهیم به ۱۴معصوم {ع}
💠ان شاءالله تا شب بیمه اهل بیت{ع} باشید .
✅ @YaAtash
🔴 ویژگى هاى مؤمنان شایسته
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
عصر رسول خدا (ص) بود، در یكى از جنگها، جماعتى را به حضور رسول خدا (ص) آوردند، پیامبر (ص) پرسید: اینها كیستند؟
حاضران در پاسخ گفتند: گروهى از مؤمنان هستند.
پیامبر (ص) به آن گروه رو كرد و فرمود: ایمان شما به چه پایه اى رسیده است؟
آن گروه گفتند: الصَّبْرُ عِنْدَ الْبَلَاءِ وَ الشُّكْرُ عِنْدَ الرَّخَاءِ وَ الرِّضَا بِالْقَضَاءِ (ایمان ما به پایه اى رسیده است كه در برابر بلا، صبر و استقامت كنیم و در آسایش، شاكر و سپاسگزار هستیم و در برابر قضاى الهى، راضى و خشنود مى باشیم.)
پیامبر (ص) آنها را چنین ستود: حُلَمَاءُ عُلَمَاءُ كَادُوا مِنَ الْفِقْهِ أَنْ یَكُونُوا أَنْبِیَاءَ (اینها افراد خویشتن دار و دانشمندى هستند كه به خاطر آگاهى و شناخت، به مقام پیامبران نزدیك شده اند.)
سپس فرمود: اگر شما همانگونه هستید كه خودتان بیان كردید (داراى صبر و شكر و مقام رضا) مى باشید ساختمانى را كه در آن سكونت نمى كنید، نسازید و اموالى را كه نمى خورید، انباشته نكنید و از خدائى كه بازگشت شما به سوى او است بترسید و پروا نمائید.
📚منبع:
اصول کافی - باب خصال المؤمن، حدیث 4، ص 48، ج 2. نظیر این مطلب در باب حقیقة الایمان و الیقین، حدیث 1، ص 53، ج 2 آمده است.
✅https://eitaa.com/YaAtash