eitaa logo
صلی الله علیک یااباعبدالله❣️السلام علیک یاخامس آصحاب الکساء
116 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
18 فایل
کانال مذهبی: باسلام وذکراللهم صل علی محمدوآل محمد وعجل الله تعالی فرجه الشریف مقدم عشاق الحسین {ع} گرامی باد . «مدیر «کربلایی`محمدعلی پورصالح» «خادم امام حسین علیه السلام» «{روحی وارواحنالک الفداء یااباعبدالله}» آدمین حب علی بن ابیطالب علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ماجرای از حال رفتن ناصرالدین شاه در روضه امام حسین علیه‌السلام به روایت حامد عسکری بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد... ✅ https://eitaa.com/YaAtash
43.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 نوحه مشهور اربعینی خود را بازخوانی کرد 🏴 باسم کربلایی مداح مشهور عراق در آستانه سال 1445 قمری، نوحه «تِزورونی»‌اش را که در مسیر پیاده‌روی اربعین از موکب‌ها بسیاری پخش می‌شود، در هیأتی بازخوانی کرد. تِزورونی اَعاهِـدکُم به زیارت من می‌آیید، با شما عهد می‌بندم تِـعِـرفـونی شَفیـعْ اِلکُم می‌دانید که من شفیع شمایم أسامیـکُم اَسَـجِّـلْـهِه أسامیکُم اسامی‌تان را ثبت می‌کنم 🕌 https://eitaa.com/YaAtash
حتماً بخوانید .هیچ می دانستید در مورد مداحی که ملاباسم کربلایی برای زائران اربعین خوانده و بسیار زیاد از سیمای ملی و دیگر رسانه های شیعیان جهان پخش میشود. ماجرایش چیست ؟ شعرش را یکی از مراجع بزرگ نجف در خواب دیدن که حضرت امام حسین علیه السلام این شعر را می خوانند برای زوار اربعین 😭 ایشان صبح که از خواب برخواستند همه شعر را به یاد داشته اند و بعدا توسط آقای باسم کربلایی مداحی می شود .ترجمه نوحه را در زیر میخوانید 🌸🍃🌸🍃🌸 تا ان شاء الله زائران در بین راه معنی این نوحه را بدانند: 👇👇👇👇 تِزورونی اَعاهِـدکُم به زیارت من می‌آیید، با شما عهد می‌بندم ▪ تِـعِـرفـونی شَفیـعِلکُم می‌دانید که من شفيع شمایم ▪ أسامیـکُم اَسَـجِّـلْـهِه أسامیکُم اسامی‌تان را ثبت می‌کنم ▪ هَلِه بیکُم یا زِوّاری هَلِه بیکُم خوش آمدید ای زائران من خوش آمدید ▪ وَ حَـگّ چَفِّ الکَفیل و الجود وَ الرّایه قسم به دستان ابالفضل و کرامت و پرچم او ▪ أنا وْ عَبّاسْ وَیّاکُم یَا مَشّایه من و عباس با شماییم ای که با پای پیاده به سوی من می‌آیید ▪ یا مَن بِعْتو النُفوسْ و جِئتـو شَرّایه ای که جان‌هایتان را به بهای زیارت من به کف گرفته‌اید ▪ عَلَیّ واجِبْ اَوافیکُم یَا وَفّـایه بر من واجب است تا به شما وفا کنم، ای وفاداران! ▪ تواسینی شَعائرْکُم عزاداری‌هایتان به من دلداری می‌دهد ▪ تْرَوّینی مَدامِعْـکُم و اشک‌هایتان مرا سیراب می‌کند ▪ اَواسیکُم أنَـا وْ جَرْحـی أواسیکُم من و زخم‌هایی که بر تن دارم به شما دلداری می‌دهیم ▪ هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید ▪ هَلِه یَلْ ما نِسیْتْ و عَلْ وَعِدْ تِحْـضَـرْ خوش آمدید ای که وعده‌تان را فراموش نکرده و بر سر موعد حاضر می‌شوید ▪ إجِیْـتْ و لا یْـهَـمَّـکْ لا بَرِدْ لا حَرّ آمدید در حالی که نه گرما برای‌تان مهم بود و نه سرما ▪ وَ حَـگ دَمْـعِ العَـقیله و طَبرَه الأکبَر قسم به اشک زینب و فرق شکافته اکبر ▪ اَحَضْـرَکْ و ما أعوفَکْ ساعـه المَحْـشَرْ در محشر کنارتان خواهم بود و رهایتان نمی‌کنم ▪ عَلَی المَـوعِـدْ اَجی یَمکُم و لا اَبْـعَـدْ و اعوفْ عَنْـکُم در وقت دیدار پیشتان می‌آیم و دور نمی‌شوم و رهایتان نمی‌سازم ▪ مُحامیکُم وَ حَگ حِیدَرْ مُحامیکُم پشتیبانتان هستم به حقّ حیدر پشتیبانتان هستم ▪ هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم آمدید ای زائرانِ من، خوش آمدید ▪ یَـا هَـلْـشایِلْ رایه وْ جایْ گاصِدنی ای آنکه پرچم به دست قصد دیدار مرا کرده‌اید ▪ تِـعْـرُف رایَتَـکْ بی مَن تُذَکِّـرْنی؟ می‌دانی که پرچمت مرا به یاد چه کسی می‌اندازد؟ ▪ بِلـکطَعو چْفوفه وْ صاحْ اِدْرِکْـنی به یاد آن دست بریده‌ای که فریاد زد: مرا دریاب ▪ صِحِتْ وَیلاه یا اخویه وْ ظَهَرْ مِحْنی و با شنیدن آن صدا، آشکارا فریاد زدم که بی‌برادر شدم و اندوهم بر من آشکار شد ▪ کِسَرْ ظَهری سَهَمْ هَجْـرَکْ تیر هجرت کمرم را شکست ▪ نِفَدْ صَبری بَعَدْ عُمـرَکْ بعد از شهادتت صبرم به پایان رسید ▪ اُوَصّیکُمْ عَلَی الرّایِه اُوَصّیکُمْ سفارش این پرچم را به شما می‌کنم ▪ هَـله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید ▪ یَا مَنْ گاصِدْ إلَیَّ و دَمْـعِه تِجْـریـهْ ای که با چشمان اشکبار قصد زیارت مرا کرده‌اید ▪ اَعرُفْ حاجِتَکْ مو داعی تِحْـچیـهِ حاجت‌تان را می‌دانم، نیازی به گفتن نیست ▪ وَ حَـگ نَحـْـرِ الرِّضیع اِلـحاجِه اَگضیهِ قسم به گلوی شیرخواره، حاجت‌تان را برآورده می‌کنم ▪ یَا زائرْ عاهَدِتْ کِلْ عِلّه اَشْـفیهِ زائران من، عهده کرده‌ام که هر بیماری را شفا دهم ▪ اَخو زینب فَرَحْ بیکُمْ برادر زینب به خاطرتان شاد شد ▪ هَله وْ مَرحَبْ یُنادیکُم خوش آمدید صدایتان می‌زند ▪ یُحَیّیـکُم اَبو الغیـره یْحَیّیـکُم مرد غیرتمند به شما درود می‌گوید ▪ هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم خوش آمدید ای زائرانِ من، خوش آمدید ▪ زینبْ مَنْ تُشاهِدکُم تِزورونی زینب هنگامی که شما را می‌بیند که زیارتم می‌کنید، می‌گوید: ▪ تُنادیکُم لِوَنْ بِالطَّفّ تحضُرونی! کاش در جنگ حاضر می‌شدید ▪ ما اَمْـشی یِسْره وْ لا یَسلِبونی که مرا به اسیری نمی‌بردند و مرا غارت نمی‌کردند ▪ و لا بسیاطهم غَدَر یْضرِبونی با تازیانه‌های خیانت نمی‌زدند ▪ تُنادینی: أنَا الجیره وْ صَد عَنّی أبو الغیره صدایم می‌زند که من در بندم و سرور غیرتمندان از دستم رفت ▪ اَبَچّیکُم عَلی مْصابه اَبَچّیکُم شما را بر این مصیبت می‌گریانم ▪ هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم خوش آمدید ای زائران من،‌خوش آمدید. این متن رابرای همه کسانی که میدانید زائر اباعبدالله علیه السلام در اربعین میباشند بفرستید. 🕌 https://eitaa.com/YaAtash
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔈دلدادگی زائران اربعین در بین‌الحرمین ▪️فوج فوج عاشقان مولا راهی کربلا شده‌اند، نبض هستی در بین‌الحرمین می‌تپد اینجا غریبه‌ای نیست همه عاشق و دلداده امام حسین علیه السلام و هم نوای عمه سادات هستند. 🕌 https://eitaa.com/YaAtash
🎙 خاطره آیت‌الله مکارم شیرازی از پیاده‌روی اربعین: 🗓سال ۱۳۲۹-۱۳۳۰ 🔹️ظهر که می‌شد زیر درختان نخل می‌کردیم و همراه خودمان یک مقدار نان خشک و ماست آب گرفته و یک چراغ می‌بردیم و چایی و بساط و اینها. 🔸️ظهرها جایی نمی‌رفتیم، خودمان کنار شط، در آن سایه می‌نشستیم، منتها آب ، گل آلود بود و نمی‌شد از آن برای خوردن استفاده کرد. باید ته نشینش کنی، ما هم که نمی‌توانستیم ته‌نشین کنیم. 🔹️زوار از روشی استفاده می‌کردند، ماده‌ای هست به نام «» که این را در آب، با دست حرکت می‌دادند، تمام آن چیزها را ته نشین می‌کرد و از آب ، استفاده می‌کردند، به همین دلیل یک خورده زاق همراهمان می‌بردیم. شب را در می‌ماندیم، طبعاً صبح هم آنجا بودیم. 🔸️در یکی از سفرها ما ظهر اطراق کردیم و استراحت و دیگر بعد از ظهر باید راه می‌رفتیم. شروع کردیم به راه رفتن، چند تا از جوان‌های ، مال یکی از مضیف‌ها آمدند به ما پیشنهاد کردند که امشب را اینجا باشید. 🔹️گفتیم ما تازه راه افتادیم، تا شب خیلی وقت است، ما باید برویم. یکی‌شان گفت ندارد. از او اصرار و از ما انکار، یک وقت دیدیم کشید که باید پیش ما بمانید! یعنی اینقدر به زوار داشتند. 🔸️من گفتم ما قول می دهیم که از طرف شما هم زیارت می‌کنیم، بنابراین اجازه ما را بدهید. دیگر هر طوری بود راضی‌شان کردیم و اجازه مرخصی را گرفتیم و حرکت کردیم. 🎞از سمت راست: آیت‌الله سبحانی، آیت‌الله مکارم شیرازی https://eitaa.com/YaAtash