11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگر مرا ام البنین نخوانید
روضه خوانی
«وفات حضرت ام البنین تسلیت باد»
✅ https://eitaa.com/YaAtash
#حضرت_ام_البنین_علیهاالسلام
🩸ای آقای من! ای حسنجان! از خاک به پا خیز و برای برادرت حسین «علیهالسّلام» ماتم به پا کن!
در نقلی آمده است:
🥀 وقتیکه حضرت امّالبنین علیهاالسلام خبر شهادت سیدالشهداء «صلواتاللهعلیه» را شنید، چادر بر سر کرده، به قبرستان بقیع آمد و خود را به روی قبر مطهر امام حسن علیهالسلام انداخت و قبر را در بر گرفت و زار زار گریست!
🥀 سپس خطاب به قبر مطهر امام مجتبی علیهالسلام عرضه داشت: ای نور دیده زهرا! چه کنم با این مصیبت عظمیٰ؟ برادرت حسین «علیهالسّلام» شهید شد! و خواهر محترمت اسیر شد! سر از قبر بردار، و ماتم برادر برپا کن! و فاطمه «سلاماللهعلیها» را خبر کن که حسین «علیهالسلام» گریهکن نداشته!»
📚مبکی العیون، نجفی، ص۱۴۶ (نسخه خطی)
✍ از غمت ویرانم امّا خانه آبادم حسین
می رسد با ناله اش زهرا به فریادم حسین
میروم آشفته و زخمی سرِ خاک بقیع
می رود تا کربلایت داد و بیدادم حسین
بسکه بین گریه هایم جلوه کرده اسم تو
اسم عباس خودم را بُردی از یادم حسین
آنقدر از خشکی لبهای تو شرمندهام
یاد خشکی لب سقا نیفتادم حسین
مشک پاره دیدم و گفتم که بیچاره رباب
می زند بر سر رباب تو که نوزادم...حسین
مادرت زهرا به جایم رفت بین علقمه
ای فدای مادر تو هرچه اولادم حسین
ذره ذره آب شد عباس و آب مشک ریخت
قطعه قطعه ریخت آنجا شاخ شمشادم حسین
من شنیدم فاطمه تا بین آن گودال رفت...
سوخت از ذکر بُنیَّ عالم و آدم حسین
زیر پا ذکر لبت را بیوضو برهم زدند
ای فدای نالهٔ جدّ تو اجدادم حسین
روی نی با خواهرت رفتی ز کوفه بین شام
معجرش را پاره دیدی در میان ازدحام
✅ https://eitaa.com/YaAtash
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕋 اللهم عجل فرجه مولانا صاحب الزمان 🌸❣🌸
بی قراری شیعیان در حرم حضرت زینب سلام الله علیها .
🕌 https://eitaa.com/YaAtash
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥جرعهای از زلال قرآن
📖سوره مبارکه شعراء ، آیات٧٨تا٨١
💠 الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ ﴿٧٨﴾
لَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ ﴿٧٩﴾
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ﴿٨٠﴾
والذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ ﴿٨١﴾
💠همان کسی که مرا آفرید و هم او مرا هدایت می کند، (۷۸)و آنکه او طعامم می دهد و سیرابم می کند (۷۹)و هنگامی که بیمار می شوم، او شفایم می دهد (۸۰) و آنکه مرا می میراند سپس زنده ام می کند (۸۱)
✅ https://eitaa.com/YaAtash
💫 آیا میدانید #ذخر_الحسین کیست؟
🔸در جنگ صفین بود که امیرالمومنین (ع) نوجوانی سیزده ساله را نقاب بر صورتش زد و زره پوشانید و روانه میدان کرد.
🔸معاویه، ابوشعتاء که دلاور عرب بود و در شام او را حریف هزار اسب سوار میدانستند به میدان فرستاد ولی او گفت: در شان من نیست که با این دلاوری هایم با او بجنگم پسرم برای او کافیست.
ابوشعتاء 9 پسر خودش را به میدان فرستاد و آن نوجوان همه را به درک واصل کرد. ابوشعتاء برای انتقام خون پسرانش خودش به میدان آمد اما فقط با یک ضربه به هلاکت رسید.
🔹امیرالمؤمنین(ع) به نوجوان فرمودند بس است پسرم برگرد...
تمام لشگر گفتند یا علی بگذار جنگ را تمام کند اما امیرالمومنین (ع) فرمودند نه او پسرم عباس قمر بنی هاشم است.
🔸انه ذُخر الحسین: او ذخیره برای حسین است.
✨السلام علیک یا ابالفضل العباس✨
🕌 https://eitaa.com/YaAtash
#معارف_فاطمی
🔰 خدایی که سپاس که مقام «مریم بنت عمران» را به «کنیز دخترم» عطا فرمود...
در روایتی آمده است:
📃 رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به ترتیب چهار شب را افطار مهمان امیرالمؤمنین، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام شدند...
📈 در شب چهارم، به هنگام خروج از خانه، چون به در خانه رسیدند، فضهٔ خادمه به خدمت آن حضرت آمد و در کمال خجلت و شرمساری عرض کرد: ای فخر کائنات! همچنان که سروران مرا سرافراز کردید، میخواهم مرا نیز در میان کنیزان سرافراز کنید! لذا تقاضا دارم که فردا شب مهمان من شوید!
🗯 رسول خدا صلیاللهعلیهوآله قبول فرمودند و شب دیگر را به فضه وعده دادند. فضه را حیا مانع شد که حضرت امیر علیهالسلام را در این حکایت خبردار نماید و خود هم نتوانست که طعامی را فراهم کند.
🕜 شب موعود فرا رسید و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله چون از نماز مغرب فارغ شد...، به سراغ خانه امیرالمؤمنین علیهالسلام آمد؛ اهل خانه که از ضیافت فضه اطلاعی نداشتند از آمدن پیغمبر در آن وقت تعجب نمودند!
🔖 حضرت تعجب ایشان را دریافت نموده و دانست که ایشان خبر از وعدهخواستن فضه ندارند؛ لذا فرمود: امشب را مهمان فضهام! حضرت امیر علیهالسلام که این مطلب را شنید، برخاست و فضه را طلبید و فرمود: چرا مرا خبر نکردی تا تحصیل طعامی نمایم؟! فضه عرضه داشت: «من طعام مهیا نمودهام!»
📝 پس فضه به مصلّای خود رفت و به سجده افتاد و گفت ای پروردگار عالم! من کنیز دختر پیغمبر و حبیب توأم! امشب پیغمبر تو را به مهمانی طلبیدهام و تو مطلعی که قدرت بر فراهمکردن طعامی ندارم! از تو میخواهم که به حرمت پیغمبر و به آبروی علی و فاطمه و حسن و حسین علیهمالسلام که سروران منند، مرا در نزد پیغمبر خجل و شرمسار مگردانی!
🍲 ناگاه بوی طعامی به مشام وی رسید! چون سر از سجده برداشت، دید کاسهای مملوّ از طعام با چند تکه نان در حوالی مصلّای او گذاشته شده؛ آن را برداشت و به نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آورد؛ حضرت چون آن طعام را مشاهده نمود، دانست که از اطعمه دنیا نیست. لذا از فضه سوال نمود و فضه حکایت این طعام را برای آن حضرت بیان کرد.
👈 در اینجا بود که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: حمد و سپاس میکنم خدایی را که منزلت «مریم دختر عمران» را به کنیز دخترم عطا فرمود!
📚محرق القلوب،نراقی،ص۱۱۸
✍ "مُفتقرا" مَتاب رو، از در او به هيچ سو
زآنكه مِس وجود را ، فضّهی او طلا كند...
✅ https://eitaa.com/YaAtash