و جنگ احد را به یاد بیاور
آن هنگام که مصعب را بر زمین افکندند و ابنقمئه به دروغ فریاد زد: «محمد کشته شد». برخی از لشگریان اسلام، لرزه بر جانشان افتاد که اگر رسولالله شهید شده ما دیگر چرا شمشیر بزنیم؟ در این هنگام صدای محکم علی ابن ابیطالب میدان را پر کرد: «ما برای خدای محمد شمشیر میزنیم و خدای او اینجاست»…
و آن سوی میدان رسول خدا بود که با دندان شکسته بر شجاعت برادرش لبخند میزند و نابودی کافران را در برق شمشیر او میدید.
میدان از آنِ کسانی است که دل قوی میدارند و برای خدای محمد شمشیر میزنند…
-نادِعلی
🖤- خداحافظ..
تهمت میزدند در پناهگاه و زیر زمین بود؛
او مانند مولایش حسین مظلوم بود!
-نادِعلی
🖤- و این قاب هم تکمیل شد.
سال ها ما گفتیم خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست؛
اما رهبر ما پیش دستی کرد و خونش را برای ما داد!
-نادِعلی
🖤- اول شهید جمهور و سپس رهبر شهید..
من زندگی بدون تو را صبر میکنم باشد!
ولی دومرتبه برگرد با ظهور..
-نادِعلی
🖤- دوری فرمانده و سرباز دیگر یافت پایان.
حاج قاسم برات مهمون اومده؛
آقام از میدون غرق خون اومده..
-نادِعلی
💚- او کریم است از او بخواهیم ظهور فرج را..
برخیز! که ماه انجمن پیدا شد
سیمای امام مُمتَحَن پیدا شد
در ماهِ خدا تجلی حُسن خُدا
در صورت و سیرتِ حَسَن پیدا شد.