eitaa logo
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
158 دنبال‌کننده
637 عکس
30 ویدیو
2 فایل
جوانی نویسنده!
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گیلبرت‌ نیوتون لوئیس او به طور خیره‌کننده‌ای ۴۱ بار برای جایزه نوبل نامزد شد، اما هیچ‌وقت آن را دریافت نکرد. این موضوع در تاریخ علم به عنوان یکی از بزرگ‌ترین بی‌انصافی‌های کمیته نوبل شناخته می‌شود.
چرا نوبل نگرفت؟ رقابت‌های علمی و شخصی: گفته می‌شود او با برخی از دانشمندان اروپایی (مثل نرنست) رقابت شدیدی داشت و نفوذ آن‌ها بر کمیته نوبل باعث شده بود نام او نادیده گرفته شود. تغییر پارادایم: گاهی اوقات کمیته‌ها ترجیح می‌دهند به کسانی جایزه بدهند که یک کشف کاملاً جدید انجام داده‌اند، در حالی که کارهای لوئیس چنان در پایه و اساس شیمی جای گرفته بود که گاهی “بدیهی” به نظر می‌رسید.
لوئیس در سال ۱۹۴۶ در آزمایشگاهش در دانشگاه برکلی در حالی که مشغول کار با سیانید هیدروژن بود، درگذشت. مرگ او در تنهایی و در حالی که تنها چند ساعت قبل با رقیب دیرینه‌اش «اروینگ لانگمویر» ناهار خورده بود، هنوز هم برای تاریخ‌نویسان علم، داستانی پر از شک و تردید است.
گیلبرت نیوتون لوئیس: معمار شیمی مدرن گیلبرت لوئیس (Gilbert N. Lewis) بیش از آنکه یک دانشمند باشد، یک معمار بود؛ معماری که ساختارِ درک ما از ماده را بنا نهاد. او کسی بود که پیوندهای شیمیایی را از فضای ابهام خارج کرد و با معرفی «نقطه‌های لوئیس»، به زبانِ مشترکِ تمام شیمیدان‌های جهان تبدیل شد. با وجود اینکه او مفاهیم حیاتی مانند پیوند کووالانسی، اسید و بازهای لوئیس و ترمودینامیک شیمیایی را به ما هدیه داد، اما ویترین افتخاراتش همیشه از مدال نوبل خالی ماند. او نماد دانشمندی است که تأثیرش بر علم به قدری عمیق و بدیهی شد که کمیته نوبل، حضور پررنگ او را در تار و پود شیمی نادیده گرفت.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رافائل برخواهی‌ گشت، روزی که کسی در خانه برایت‌ چای دم کرده باشد و ثانیه ها را تا وقتی به خانه برمیگردی بشمارد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بهشت؟ کدام بهشت؟ کدام سرزمین و فرد؟ من تا ابد حرف های خودم رو زیر سوال میبرم، چون چیزی نمیدونم و شاید به خاطر اینه که من هنوز هم میتونم با چشم هام ببینم، میتونم درک کنم، پس اره شاید با همه‌ی سختی هایی که تحمل کردیم، بعد همه‌ی غروب ها، منتظر یک طلوع باشیم، منتظر یک پایان خوب، اما من گفتم شاید، شاید مثل این میمونه که روی لبه‌ی یک شمشیر راه بری، همه چیز به یک مو بنده، همه چیز. اما اگر بهشتی باشد، آیا فکر می‌کنید شما لایق آن هستید؟ لایق سرزمینی فراتر، در حالی که رویایتان را خاک کردید.