انگار گم شده بودم، میترسیدم به آینه نگاه کنم، میترسیدم پیدا بشم و تبدیل شده باشم به چیزی که هرگز نمیخواستمش.
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
رافائل، دنبال او نه در ریاضیات بگرد نه فیزیک و نه حتی در ادبیات، او در آن ها پنهان نشده و هرگز هم نخ
رافائل، امیدت را گم کردی؟ دیشب آن زیر تخت گذاشتی و تا صبح برایش گریستی، خورشید هم که بالا آمد، صورتت را شستی، اما امیدت را برنداشتی.
هدایت شده از ✐کتابخونهِ یه خدای کوچولو✎
او گفت:هنگامی که غم، نفرت را در آغوش کشید؛ خشم متولد شد.
غم نفرت وخشم؛ این داستان او بود
پروانه های آبی
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
کاش آن روز، زمین خلق نمیشد، آسمان آبی نمیشد، کهکشان ما شیری نمیشد، زمین ما سیاره نمیشد، زمستان ما سرد نمیشد، خاک زیر پایمان سست نمیشد، شیطان دشمن نمیشد، درخت ها شکسته نمیشدند،
کاش آن روز آسمان آبی نمیشد، آبی در من نفوذ نمیکرد، اقیانوسم آبی نمیشد، دنیایم آبی نمیشد، چشم هایم قرمز و تار نمیشد، تکه های قلبم گم نمیشد، دستانم نمیلرزید، اشک هایم سقوط نمیکرد، خودم سقوط نمیکردم.
کاش آن روز پروانه نمیمرد، شمع نمیسوخت، ربات داخل کتاب فارسی عاشق نمیشد، شازده کوچولو سفر نمیرفت، چارلی چاپلین روی صحنه نمیرفت، دروغگو ها شورش نمیکردند، دشمنان زمان و مرگ با سم آشنا نمیشدند، کای برادر کیت نبود، کیت پسر پادشاه ایلیا نمیشد.
کاش آن روز گاوچرون به خانه برمیگشت، مککوئین مسابقه را میبرد، دیگو با سید و مندی همراه نمیشد، پلیس خرگوش روباه رو نمیدید، بد سابقه ها بد سابقه باقی میموندن، موآنا به سمت دریا نمیرفت.
کاش آن روز بارون نمیامد، ویل دزدیده نمیشد، بعد کلی ماجرا ال از خونه نمیرفت، اسنیپ جادو رو ترک نمیکرد، هری با رون آشنا نمیشد، برلین پسر یک سارق و پدر یک سارق و برادر یک سارق نمیشد، پروفسور طبق نقشه پیش میرفت، برلین نمیمرد، برلین طعم عشق رو میچشید، جک اسپارو، ویل ترنر رو نمیدید، مروارید سیاه به ساحل نمیرسید و تا ابد در جست و جوی دریا باقی میموند، دزد های دریایی به دریا برمیگشتند، اسب سوار ها روی صحنه نمیرفتن.
کاش آن روز اهنگی در خانه پخش نمیشد، خانه دور نمیشد، سرد نمیشد، غریبه نمیشد، کاش آن روز کسی خانه را ترک نمیکرد.
به چت جی پی تی گفتم اندی رو دزد دریایی کنه(با پرامپت مثل نمونه برام نمیسازه) بعد خیلی شبیه جک اسپارو شده