ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
به امید صدتایی شدن و فراتر از آن... ✨ او آرام روی پارکتهای سرد قدم برداشت. انگشتان سرخش را دور دست
جایی که کلمات فقط چند تا حرف نیستند، اینجا کلمات آدم هستند
زیاد پیش اومده گریه کنم، ولی امروز و این لحظه، دترم برای دومین بار توی امروز گریه میکنم. برای الک خودم، الک تو و بوی گندم. برای کلمه به کلمه ی اون متن و ذره ذره احساسی که توشه. برای تموم فعل های گذشته. نویسندهای که از من اشک گرفتی، قَلَمت پایدار.
.
وای مشتی الان اینو دیدم بیا بغلم واقعا🫂🫂 وای الک میدونی الک خیلی مقدسه میخواستم تو متن بگم اون خدای من بود وای مشتی قربون اشکهات برم، من هر بار که میخونم باز با همون شدت گریه میکنم
اینکه یکی بخونه و بعد بهم بگه خیلی مهمه چون ناشناس رو پاک کردم و این پیام تو ناشناس تقدیمی بود
هدایت شده از Unheard
سلام و درود به شما
این پیام رو فوروارد کنین توی چنلتون تا من بر اساس وایبی که از چنلتون میگیرم،یه متن کوچیک مخصوص شما و یه مجله بهتون تقدیم کنم؛📰 مجلهای که قراره حالوهوای چنلتون رو توی چند خط به تصویر بکشه. از رنگها و متن ها گرفته تا چیزهای کوچیکی که انگار فقط به دنیای شما تعلق دارن.
بذارین ببینیم هر چنل چه قصهای
برای گفتن داره.🕯️
ممبرا هم میتونن شرکت کنن.
Channel | limit | link
راستی شعر و متنهام برای کلاس ادبیات تموم شده، اگر تیکه کتابی، متنی دارید برام بزارید اینجا/ حرف دیگه هم بود شنوام/