او اگر لازم باشد به راحتی میتواند ماشهی اسلحه را بچکاند.
برای شما
میدونید تا حالا آنقدر آدم تو زندگیم نداشتم، شاید شما منو نشناسید، شاید اسمم رو ندونید، شاید چهرهام براتون آشنا نباشه اما من همونیم که براتون دست میزنه حتی اگه شکست خوردین، من همونیم که بهتون لبخند میزنه و شما حتی نمیشناسیدش. اینا طبیعیه اخه من روحم، من تهیم، به تهی بودنم افتخار میکنم.
تایم تایم نیست ولی فدای لئو، فدای آدمای مهربون مدرسه، فدای اساتید، فدای دبیرستان که امیدواره میخوام خوب تموم شه، فدای قلم سیاهم، فدای چارلی، فدای رنی، فدای شرلوک، فدای ماتو، فدای سباستین، فدای هاثورن، فدای خاله، فدای نیکا، فدای آدمای رندوم، فدای آوا، فدای رزی و قصههاش، فدای ویل ۱۸ ساله، فدای هر آدمی که میشناسم حتی اگه دور باشه