هدایت شده از حاشیههای یک کتاب باز
هفت روز، هفت موضوع و یک کتابخانه
قرار بود فقط داستان بنویسیم؛ اما در میان کلمات، شخصیتهایی ساختیم، رازهایی را آشکار کردیم، به یکدیگر خندیدیم و گاهی در سکوت داستانهایمان ماندیم.
در این هفت روز، کتابخانه فقط یک مکان نبود؛ خانهای شد برای آدمهایی با جهانهای متفاوت، خیالهای بیانتها و قلمهایی که هرکدام صدای خودشان را داشتند.
شاید روزی قفسهها دوباره ساکت شوند، میزها از دفتر و کاغذ خالی شوند و گروگانگیرمان بالاخره دست از سر نویسندهها بردارد!
اما چیزی از این هفت روز باقی میماند؛ داستانهایی که نوشته شدند و خاطرهی آدمهایی که برای مدتی کوتاه، همداستان شدند.
ممنون که به دعوت پروانه مرداب پاسخ دادید.
پ.ن: از هوش مصنوعی خواستهام تصویری براساس حس قلم شما بسازد.
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
هفت روز، هفت موضوع و یک کتابخانه قرار بود فقط داستان بنویسیم؛ اما در میان کلمات، شخصیتهایی ساختیم
نترسید دست من اونشکلی نیست چه خوشگل دلم تنگ شد مرسی گروگان گیر و پروانه مرداب به زحمت افتادید و افتخاری بود برای من
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
اره دیگه خالهه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا