هدایت شده از میوحافظ هالیوود
پاسخ سید
سلام...
نمیدونم این چندمین نامهایه که برام نوشتی، ولی خوشحالم که دوباره نوشتی. بعضی حرفها هستن که آدم فقط یک بار نمیتونه بگه؛ باید چند بار تکرارشون کنه تا شاید خودش هم باورشون کنه.
گفتی نامهها وقتی نوشته بشن برای ابد باقی میمونن... شاید حق با تو باشه. بعضی چیزها دیر میرسن، بعضی آدمها دیر پیدا میشن، اما این به معنی نرسیدن نیست.
گفتی حس میکنی این خودتی که داری از آدمها فرار میکنی.
میدونی... من این حس رو میفهمم.
گاهی آدم فکر میکنه اگر فاصله بگیره، اگر کسی رو نزدیک خودش راه نده، کمتر آسیب میبینه. فکر میکنه وقتی دستهاش خالی باشه، چیزی هم نیست که از دست بده.
من هم یه زمانی همین فکر رو میکردم.
اما بعد فهمیدم... دستهای خالی فقط چیزی برای از دست دادن ندارن؛ چیزی هم برای گرفتن ندارن.
نه دستی که موقع افتادن بگیردت، نه کسی که وقتی همهچیز سخت شد کنارت بایسته.
من آدمهایی پیدا کردم که اولش فقط غریبه بودن. مندی، دیگو... آدمهایی که کمکم تبدیل شدن به خانوادهای که هیچوقت فکر نمیکردم داشته باشم.
اما باور کن من هم یه روزی نمیدونستم کی قراره پیداشون کنم.
پس اگر هنوز پیداشون نکردی، به این معنی نیست که وجود ندارن.
شاید فقط هنوز راهتون به هم نرسیده.
و دربارهی اینکه گفتی خالی بودن شاید به نفعت باشه...
شاید بعضی وقتها اینطور باشه. شاید تنها بودن راحتتر باشه، چون دیگه نگران از دست دادن کسی نیستی.
ولی یه چیزی رو یادت باشه...
گاهی ترس از دست دادن، نباید باعث بشه هیچوقت چیزی به دست نیاری.
نمیخوام بهت بگم دیگه فرار نکن؛ چون خودم میدونم بعضی وقتها آدم فقط برای زنده موندن فاصله میگیره.
فقط میخوام وقتی کسی خواست کنارت بمونه، در رو کامل نبندی.
شاید اون آدم، همون کسی باشه که مدتها منتظرش بودی.
و راستی...
اینکه گفتی شبیه منی...
نمیدونم باید خوشحال باشم یا نگران، چون من هم اشتباه زیاد کردم.
اما اگر شبیه منی، امیدوارم یه چیز رو هیچوقت فراموش نکنی:
اینکه هنوز دنبال آدمهای خودت میگردی، یعنی هنوز یه بخشی از قلبت امید داره.
و اون بخش رو از دست نده.
مراقب خودت باش.
— سید
هدایت شده از ✐کتابخونهِ یه خدای کوچولو✎
یه تست میزنم به کل اینده ام فکر میکنم
تست نمیزنم و به کل اینده ای که شاید اصلا در کار نباشه فکر میکنم.
هدایت شده از 𝓞𝓻𝓲𝓸𝓷 𝓟𝓪𝔁
یوزر گایا ، اگه زندگی شطرنج بود و تو یه سرباز، بین کشتن وزیر تیم حریف و وزیر شدن ، یا ایستادن برای بردن بازی تیمی کدوم رو انتخاب میکردی؟
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
یوزر گایا ، اگه زندگی شطرنج بود و تو یه سرباز، بین کشتن وزیر تیم حریف و وزیر شدن ، یا ایستادن برای ب
خیلی پیچیدهکردی، من انقدرام پیچیده نیستم ولی جالبه، با اون وزیر حریف از زمین شطرنجی فرار میکردم
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
خیلی پیچیدهکردی، من انقدرام پیچیده نیستم ولی جالبه، با اون وزیر حریف از زمین شطرنجی فرار میکردم
اما اگه جواب رو بین همین دوتا گزینه بخوای من وزیر رو میکشم، چون اگه من حرکتم رو درست نزنم، بخاطر اینکه سربازم و هیچی از اون میدون جنگ نمیدونم، اما وزیر هرگز اشتباه نمیکنه و اگه من کار وزیر رو تموم نکنم شاید اون تمام تیمم رو بکشه و ببره.
ولی برد و باختش مهم نیست، مهم اینه که ارزشش رو داره یا نه