eitaa logo
قرارمان، میانِ باران.
54 دنبال‌کننده
2 عکس
5 ویدیو
0 فایل
من از تمام شهر فقط آن خیابانی را دوست دارم که خیال می‌کنم روزی با تو در آن قدم می‌زنم.
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی ما، هرچقدر هم ساده باشد، اگر با عشق زیسته شود، می‌تواند زیبا باشد.
کتاب‌ها باز مانده بودند؛ بعضی با گوشه‌های تاخورده، بعضی پر از یادداشت‌هایی که هیچ‌کس جز صاحبشان معنای آن‌ها را نمی‌دانست. فنجان قهوه مدت‌ها بود سرد شده بود، اما قلم هنوز روی کاغذ حرکت می‌کرد. او می‌نوشت؛ از رؤیاهایی که جرئتِ گفتنشان را نداشت، از روزهایی که هنوز نیامده بودند، و از دختری که نمی‌خواست زندگی‌اش فقط در حاشیه‌ی قصه‌ی دیگران نوشته شود. -وینتر
هدایت شده از uralt-
وقتی که داشتم میرفتم خداحافظی نکردم وحالا هیچ حسی نسبت به این خونه و مکان ندارم. انگار بیجا و مکانم، غریبم، حس تعلقی به جایی ندارم، بیخونمونم سرگردونم...
هدایت شده از uralt-
درود بر اهالی ایتا این پیام و پست موردعلاقه‌تو فور کن و عضو باش تا منم متقابل ازت دوتا پست فور کنم و یه کلمه که وایب چنلت رو میده رو بگم تگ / ظرفیت / ؟؟؟