eitaa logo
ZE𒉽VATH
150 دنبال‌کننده
20 عکس
6 ویدیو
0 فایل
CLOWN
مشاهده در ایتا
دانلود
چت پرایوت ما . @Woman_BMW
اینم یه 55 جذبی که به نازم دادیم؛ مبارکت باشه خوشگل خانـٰوم🌟💘⊹ ( دقت کنید نتونستم از چنل شون شات بگیرم بخاطر همینِ هم رضایت و قبل و بعد باهمه) ┆ ┆ ┆ برای رزرو به آیدی زیر پیام بدید🌿؛ @Pv_Maralop
هدایت شده از  ☕𝗖𝗁𝗮𝗇𝗇𝗲𝗅𝗴𝖾 𝖠𝗱𝗇𝗮𝗮𝖽𝗮𝗍🍬✿⃘ٜܿ.
دل‍‌ام‍‌م‍‌م‍‌م م‍‌اچ‍‌ا🍵𔐬.ִ ۫. م‍‌ای‍‌ل‍‌ئ ب‍‌ه چ‍‌ل‍‌ن‍‌ج ع‍‌ک‍‌اس‍‌ئ م‍‌اچ‍‌ا؟💭𔐬.ִ ۫. ج‍‌ای‍‌زش :رازه 🌟𔐬.ִ ۫. ظ‍‌رف‍‌ی‍‌ت‍‌ش :هرچند شد🤏🏼𔐬.ִ ۫. پ‍‌ئ ن‍‌ی‍‌م ب‍‌دی‍‌ن م‍‌اچ‍‌ا🍵𔐬.ִ ۫. @MMMMiiiZ 💭𔐬.ִ ۫. چ‍‌ن‍‌ل‍‌م‍‌ون م‍‌اچ‍‌ا🌟𔐬.ִ ۫. https://eitaa.com/joinchat/3342206763C25e98f350e 🤏🏼𔐬.ִ ۫.
پارت ۲۴ | اولین بوسه رها برای برداشتن کیفش به اتاق آراد برگشت. آراد هنوز آنجا بود. آراد: رها، یه چیزی بگم؟ رها: بگو. آراد آرام گفت: «من دیگه نمی‌تونم احساسم رو پنهان کنم.من .من.من. .» رها گفت : بگو بدو عجله دارم،ولی درحالی که دوست داشت کنارش بمونه. دوست دارم.... رها با چشمانی پر از اشک لبخند زد. رها: رها سکوت کرد آراد مکث کرد و پرسید: « ببوسمت؟» رها با خجالت سر پایین انداخت. آراد به‌آرامی لب‌هایش را بوسید. بوسه‌ای کوتاه و پر از احساس. وقتی از هم فاصله گرفتند، رها سرش را پایین انداخت. آراد خندید: «پس دیگه باهام قهر نمی‌کنی؟» رمان های این چنل دارای پارت های صحنه دار 😂♨️🔞 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀๋࣭ ↫↫https://eitaa.com/frooot
پارت ۲۴ | اولین بوسه رها برای برداشتن کیفش به اتاق آراد برگشت. آراد هنوز آنجا بود. آراد: رها، یه چیزی بگم؟ رها: بگو. آراد آرام گفت: «من دیگه نمی‌تونم احساسم رو پنهان کنم.من .من.من. .» رها گفت : بگو بدو عجله دارم،ولی درحالی که دوست داشت کنارش بمونه. دوست دارم.... رها با چشمانی پر از اشک لبخند زد. رها: رها سکوت کرد آراد مکث کرد و پرسید: « ببوسمت؟» رها با خجالت سر پایین انداخت. آراد به‌آرامی لب‌هایش را بوسید. بوسه‌ای کوتاه و پر از احساس. وقتی از هم فاصله گرفتند، رها سرش را پایین انداخت. آراد خندید: «پس دیگه باهام قهر نمی‌کنی؟» رمان های این چنل دارای پارت های صحنه دار 😂♨️🔞 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝘂𝘀๋࣭ ↫↫https://eitaa.com/frooot
جوین بکوب ادشی @Delyra 🐍
هه اد میکنم 😏 @Delyra
هدایت شده از Nail Muse
𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨𝗌 : @nail_muse 🛐🪼 ִֶָ՚