امشب با هر قطره اشک پناه من مردم🥲
بچم ویروس گرفته💔
خیلی روزای مزخرفی رو دارم میگذرونم واقعا حس میکنم دیگه ادامه ندادن بهترین راهه ولی خب چه میشه کرد جز صبر؟
قسمت اطفال بیمارستان امروز واقعاً یکی از اعصابخردکنترین تجربههام بود؛ پر از بیمسئولیتی و برخوردهای بد.
یه لحظه فکر کردم شاید صبر من کم شده که اینقدر خسته و کلافهام و ترجیح دادم سکوت کنم؛ اما صدای چند تا خانواده که تقریباً همزمان بلند شد، سکوت سالن رو شکست.
دلیلش چی بود؟ 🙂
دو تا دانشجوی عزیز پشت میز نشسته بودن، گوشی به دست، و با خانم دکتر تماس میگرفتن که:
«خانم دکتر، چند تا بیمار داریم که همشون فلان علائم رو دارن، چی براشون بنویسیم؟» 😐🤦🏻♀️
خانم دکتر کجا بودن؟
در حال استراحت! 🤷🏻♀️
و تأکید میکنم که مشکل، استراحت کردن پزشک یا دانشجو بودن افراد نیست. مشکل اینجاست که وقتی مسئول رسیدگی به بیماران حضور نداره، باید سازوکار مشخصی برای رسیدگی به بیمارها وجود داشته باشه؛ نه اینکه چند خانوادهی نگران و خسته، بدون پاسخ و بدون رسیدگی، ساعتها معطل بمونن.
اون هم در سالن بسته و خفهای که عملاً تهویهی مناسبی نداره و پر از بچههایی با علائم و بیماریهای مختلفه؛ بچههایی که هر کدومشون بهاندازهی کافی بیقرارن و خانوادههایی که با هزار تا نگرانی، فقط دنبال رسیدگی به وضعیت فرزندشونن.
واقعاً چرا باید خانوادهها برای ابتداییترین حقشون، یعنی رسیدگی به بیمار، اینقدر کلافه و سردرگم بشن؟
بیمارستان، مخصوصاً بخش اطفال، جاییه که آدمها با نگرانی و ترس واردش میشن. حداقل انتظار اینه که با مسئولیتپذیری، نظم و احترام باهاشون برخورد بشه.
قرار نیست همهچیز همیشه ایدهآل باشه؛ اما بینظمی، بیتوجهی و بیاحترامی رو هم نمیشه پشت خستگی، کمبود امکانات یا دانشجو بودن قایم کرد.
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بارون و صدای اذان🌧
همین برای اروم شدن کافیه🤍
آدمهایی که موقع حرف زدن باهاشون باید هزار جور حرفتو مزه کنی که یه وقت منظور خاصی برداشت نکنن کابوس تاریک شبهای منن.
جیغغغ😭🤌🏻
اونزوجروپـیداکـردمکـهیکیـشونجـنوبـی بودیکیشـمـالی>>>دومـادواسـهکشـیدننـاز عـروسخـانـمازدرخونـشونتاکـوچهروگـل بـارونکرده[حـاویکـلیـپ]💍🥺👰🏻♀
【Click♥️】𓂃ᡴꪫ
دختری که مجبور شد بخاطر عشقش از خانواده اش دور بشه🙊😳
سرشو رو پای شوهرش گذاشته گریه میکنه 😭💔