هدایت شده از نگهبانان نورمِنگارد(آربی و درس)
00:47 You can't run from your true self, boy.
هدایت شده از نگهبانان نورمِنگارد(آربی و درس)
0:53 منتظر بودم بگه fight those fairies
هدایت شده از نگهبانان نورمِنگارد(آربی و درس)
فکر کردن به اینکه برادر یه زمانی (همیشه) دین وینچستر بوده، باعث میشه بخوام یه گلوله تو سر خودم خالی کنم.
هدایت شده از نگهبانان نورمِنگارد(آربی و درس)
سه قسمتم مونده، امیدوارم فردا تمومش کنم و شاتا رو بفرستم.
شکارگاهِ Zed
میچم کوچولو.
انقدر این بشر(از نظر ظاهری) زیباست که هر نقشی را قبول کند، آن نقش به زیباترین نسخه خودش تبدیل میشود.