eitaa logo
باشگاه زیتون‌ پرورده‌ها
2.3هزار دنبال‌کننده
183 عکس
27 ویدیو
0 فایل
اینجا دورهمی رفقای عزیز و خوانندگان خوش‌تیپ مجله‌ی زیتون هست؛ فصل‌نامه‌ای برای ۸ تا ۱۳ساله‌ها.🙋🏻 دوستان‌تون رو دعوت کنید!📨 😽☎️ این هم ادمین‌مون: @Zeitoon_Mag 📲 آدرس ما در تلگرام و ایتا: 🏕https://t.me/ZeitoonMag 🏝https://eitaa.com/ZeitoonMag
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز امتیاز ها رو میذارم. بعضی از بچه ها انقدر مشارکت کردند که به نظرم تا آخر ماه اسفند امتیازشون به ۱۰۰ میرسه 😉💯 تو هم🫵 پاشو و در چالش ها شرکت کن هنوز دیر نشده👌
این هم از لیست امتیاز های هفته‌ی اول اسفند.🎖 اسم خودتو پیدا کن 😉 بچه های بالا👇😂🏆 . یاسر عرفات: ۱۰ امتیاز . سوگند دوست محمد: ۹ امتیاز «۸»امتیازی ها 👇🥇 . محیا مبینی . صادق خدایاری «۶»امتیازی ها 👇🥈 . علی نوروزی . ملیکا سخدری . حسن ترکانلو «۵»امتیازی ها👇😎 . علی چرمچی . ریحانه مردانی «۴»امتیازی ها 👇❤️ . علی رحیمی تنها «۳»امتیازی ها 👇🥰 . علی محمد رحیمی فر . زینب سادات موسوی . محمد طاها کاظمی . هستی تقی زاده «۲»امتیازی ها 👇😉 . فاطمه حسنا قنبرزاده . نازنین زینب طاهری . سید علی علوی . فاطمه کاظمی . مطهره نادی . زهرا سادات حسینی . آیناز نعیمی . امیر علی زرگر کرمانی . محمد مهدی ایرانپور . زینب ایرانپور . ریحانه منوری . فاطمه زینب حسن‌پور . طهورا هفت تنی . نگین مهدیان . رضا زارع «۱»امتیازی ها👇🌹 . مهرداد فغانی . محمد حسام خاوری . فاطمه آبرون . عطیه آقا میرزایی . علیرضا وطن فدا . محمد نقی زاده . فاطمه سادات حسینی . محمد مهدی خدابنده لو . فاطمه فولادوند . ماندانا رحمانی . محمد عرفان حسینی . هستی امامی . منتظر . فاطمه حسینی . حدیثه شیرزاد . عارفه امیری . ماهان صالحی . عباس ترکانلو . امیر عباس مولازاده . زهرا جواهری . زهرا محمودی . یگانه کمری . زهرا شیرازی . محمد مهدی مهدوی به دوستات هم بگو: @ZeitoonMag
طاها محتشم4_5913415199104178484.mp3
زمان: حجم: 7.8M
نام داستان: دختری به نام شنیسل نویسنده: سمیه شاکریان گوینده: طه محتشم قسمت چهارم به دوستات هم بگو: @ZeitoonMag
دلنوشته‌ی به امام زمان «علیه‌السلام» ✍نویسنده‌ی زیتونی: ثنا کمالی دهقان به دوستات هم بگو: @ZeitoonMag
نقاش زیتونی: صادق خدایاری به دوستات هم بگو: @ZeitoonMag
نقاش زیتونی: زینب سادات موسوی به دوستات هم بگو: @ZeitoonMag
نقاش زیتونی: محمدعلی چرمچی به دوستات هم بگو: @ZeitoonMag
تلفن داره زنگ می زنه : الو کیه ؟ محمد تویی ؟ چی شده که اینقدر خوشحالی ؟ مدارس تعطیل شده ؟ صدات می لرزه داری گریه می کنی ؟ چی ؟؟؟ محمد هنوز داره با ذوق در مورد خبر امروز حرف می زنه که تلفن از دستم می افته زمین محمد پسر عمومه من و محمد هر دو یه آرزوی مشترک داریم که انگاری امروز داره براورده میشه . با عجله می دوم سمت تلویزیون با سرعت شبکه رو عوض می کنم خدایا چی می بینم اخبار گو چی می گه : بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم منتظران عزیز انتطار به سر رسید ... با سرعت سمت در می دوم پله هارا دو تا دوتا رد می کنم تا به کوچه میرسم همه جا سر سبز است همه جا بوی خوش گل نرگس پیچیده از خوشحالی گریه می کنم محمد را می بینم که پیراهن بلد عربی امام مهربانم را گرفته و میان گریه می خندد خواهرش مریم چادری گل گلی سر کرده و لبخند می زنه می دوم تا امام رو بقل کنم و بگم که چقدر دوستشون دارم ✍ نویسنده‌ی زیتونی: منتظر به دوستات هم بگو: @ZeitoonMag
اوایل ظهور امام زمان بود که ما بچه ها دورشو جمع شده بودیم داشتند برامون صحبت میکردند😍 فرمودند یک روز یکی از گلها از خاک بیرون آمد غنچه هایش باز شد چه گل خوش بویی گلبرگ هاش سفید با یه کاسه زردرنگ وسطش بچه ها اگه گفتید اسم اون گل چیه؟ هر کدوم از بچه ها یه چیزی گفتند که امام خودشون با لبخند گفتند گل نرگس و اشک تو چشماشون جمع شد. فرمودند به یاد مادرم نرجس خاتون افتادم گل نرگس توی زمستون سر از خاک در میاره ‌. فاطمه گفت: آقای من گل نرگس مگه چقدر عمر میکنه؟ آقا فرمودندسوال خوبی کردی دخترم بهتون میگم و ادامه دادند گل نرگس خدا رو شکر میکرد بابت آفرینشش و این که مواضبش هست بچه ها گل نرگس عمرش زیاده چون هر سال از همون جا دوباره گلش بیرون میاد حسن گفت چقدر جالب مثل عمر شما که عمرتون بلند هست ان شالله همیشه سایتون بالا سرمون باشه آقا لبخندی زدند و با ما بازی کردند ✍ نویسنده‌ی زیتونی: حسن ترکانلو به دوستات هم بگو: @ZeitoonMag
تازه‌به‌شهر مدینه‌آمده‌بود‌. و‌کسی‌را‌نمی‌شناخت. پدراش‌به‌اوگفته‌بود‌ند که‌ رسول خدا (ص)دراین شهر زندگی می کند.منتظر بود زود تر اذان ظهر را بدهد تا به مسجد برود تا با پيامبر آشنا شود. نزدیک اذان بود!سریع وضو گرفت تابه‌ مسجد‌ برود. در راه کودکانی را دید که دور‌ مردی‌ جمع‌ شده‌‌اند. از یکی پرسید اینجا چه‌خبر است؟ گفت:مگر نمی دانی این مرد رسول خدا محمد(ص)است با خوش‌حالی جلو رفت‌او،کودکان‌ و حضرت‌ محمد‌ صلیب الله علیه و آله باهم‌ به‌ مسجد‌‌ رفتن‌د و نمازشان‌ را‌‌ خواندند. ✍نویسنده‌ی زیتونی: زینب ایرانپور به دوستات هم بگو: @ZeitoonMag
روزی روزگاری بود در یک شهر زیبا کسی بود به نام محدثه او دختری منتظر بود . منتظر کسی که سالها در انتظارش بود ، روزه از مادرش پرسید : مادرجان ، وقتی که حضرت مهدی بیاید جهان چگونه می‌شود. مادرش گفت: جان دلم وقتی که ایشان بیاید دنیا پر از صلح و خوبی می‌شود همه جا پر از مهربانی و محبتی می‌شود. محدثه کوچولو گفت : مادر جان اگر او بیاید چگونه باید بفهمیم که او میاید . مادرش گفت : او روز جمعه میاید ولی نمی‌دانیم کدام صبح جمعه ، او دور خانه ی خدا می‌ایستد و با اجازه ی خدا می‌گوید: انا المهدی ✍ نویسنده‌ی زیتونی: زهرا سادات حسینی به دوستات هم بگو: @ZeitoonMag