eitaa logo
زنده باد یاد شهدا
222 دنبال‌کننده
9.4هزار عکس
4هزار ویدیو
164 فایل
امروز فضیلت زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست *مقام معظم رهبری* yazeinab14 به یاد شهید مدافع حرم حامد جوانی 🌷⚘🌺 وشهید دفاع مقدس مرتضی طلایی 🌷🌺🌹 @Zendebadyadeh_shohadayeh_golgun
مشاهده در ایتا
دانلود
13.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ محبت مادری به رزمندگان دفاع مقدس...
13.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سپهبد سلیمانی، خطاب به مادران شهدا: وقتی شما مادرها نبودید و بچه‌هایتان در خون دست و پا میزدند، او [ (سلام الله علیها)] را دیدم...
✨ داداش مجید میگفت خواب (سلام الله علیها) را دیدم و بهم گفتند، یک هفته بعد از اینکه بیای سوریه، میای پیش خودم.‌.. 💔 می‌دیدم مجیدی که تا این اندازه شیطون و سرحال بود و می‌خندید، این هفته‌های آخر خیلی اشک می‌ریخت. به روایت مادر| تسنیم
✨ داداش مجید میگفت خواب (سلام الله علیها) را دیدم و بهم گفتند، یک هفته بعد از اینکه بیای سوریه، میای پیش خودم.‌.. 💔 می‌دیدم مجیدی که تا این اندازه شیطون و سرحال بود و می‌خندید، این هفته‌های آخر خیلی اشک می‌ریخت. به روایت مادر
💚وخداوند دختری از جنس نور آفرید 💛تا بتابد بر جهانیان و با دم مسیحایی اش جانی تازه در کالبد بی روح خلقت بدمد 💚عفاف در ذات پاک او تجلی یافته 💛چادر امانتی است از جانبش بر هر که به وادی عشق و نجابت و حیا قدم نهاده 💚نگین انگشتری خلقت ، حبیبه الهی و سرور زنان اهل بهشت 💛آمد مادری کند برای حسنین و زینب 💚 تا مادری کند برای پدرش 💛و برای تمام امت اسلام 🌹خوش آمدی مهربانترین مـــــــادر🌹 (سلام الله علیها) 💫
📌 نقل از : 🍂روزی که داشت میرفت گفتم مادر کجا داری میری با خنده گفت معلومه دیگه 🍂گفتم میدونم ولی تو چهارتا بچه صغیر داری اینا تکلیفشان چی میشه؟ گفت از شما بعیده ، خدایی که *ساره و اسماعیل* وسط بیابان نگهداشت یه فکری به حال بچه های منم میکنه 🍁شب از شهادت سلام الله علیها گفت حاجی یه روضه مادر سادات و برامون بخون بدجوری دلمون هوای مدینه رو کرده به پهنای صورت اشک میریخت😔 ۹۴ شب آخر میگفت قربون برم چی کشیدی ؛ تا لحظه آخر داشت زیارت عاشورا میخوند 🍂 احمد و برادر شهیدش امیر به فاصله ۳۰سال هر دو شب شهادت حضرت زهرا شهید شدن خانم زهرا سلام علیها از ناحیه خورد و شهید حضرت زهرایی شد 🕊 🌹شادی ارواح طیبه شهدا صلوات🌹 💐الـلَّـهــُمَّ صــَلِّ عَـلَـى مُـحَمَــّـدٍ و آلِ مُـحَـمــَّدٍ و عَـجِّـلْ فَرَجَــهم💐
‍ ‍ ✨ ماجرای رزمندگانی که با توسل به (س) از دست کوسه نجات پیدا کردند‼️ 🔻 اگه کوچکترین صدایی درمی‌اومد با تیر عراقی‌ها سوراخ سوراخ می‌شدیم و اگه کاری نمی‌کردیم با دندون‌های کوسه تیکه تیکه می‌شدیم👇 من بودم و شهید امیر فرهادیان‌فرد و شهید عباس رضایی. یک چیزی خورد به تنه‌ام، به خودم اومدم. قد یه کُنده بزرگ نخل بود. فکر کردم تنه درخته، هیچی نگفتم، دُم بالاییش توی تاریکی از آب بیرون زده بود. گفتم همه چیز تمام شد». آروم گفتم: «امیر، کوسه!» گفت: هیس!... دارم می‌بینمش... دیدم داره ذکر می‌خونه. من هم شروع کردم. همین‌طور داشت حرکت می‌کرد. اگه کوچکترین صدایی در می‌اومد با تیر عراقی‌ها سوراخ سوراخ می‌شدیم و اگه کاری نمی‌کردیم با دندون‌های کوسه تیکه تیکه می‌شدیم. کوسه به ما پشت کرد و مقداری دور شد. خوشحال شدم. گفتم حتما گرسنه نیست. آروم گفتم: امیر... گفت: هیس!... شروع کرد به ذکر گفتن. کوسه دوباره به ما رو کرد، برگشت و نزدیک و نزدیک‌تر شد. امیر ذکر می‌گفت؛ من هم همین‌طور. نزدیک‌تر شد. با خودم گفتم لعنتی! یا شروع کن، یا برو، انگار گرسنه نیستی... کوسه شروع کرد دورمون چرخید. می‌گفتن کوسه قبل از حمله، دو دور، دور شکارش می‌چرخه، بعد حمله می‌کنه و دیگه تمومه. دور اول دورمون زده بود. من اشهدم رو خونده بودم. چه سرعتی داشت. دور دوم رو که زد، با همه‌چیز و همه‌کس خداحافظی کردم: خانواده‌ام، بر و بچه‌های شناسایی، غواص‌ها و... نزدیک نزدیک که رسید، صدای امیر آروم بلند شد، صداش هیچ‌وقت یادم نمی‌ره: - یا مادر، یا فاطمه زهرا(س)، خودت کمک‌مون کن... کوسه داشت همین‌طور نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد. دیگه با ما فاصله‌ای نداشت. گفتم دست به اسلحه یا نارنجک ببرم. به خودم گفتم شاید یه نفرمون رو کوسه بزنه، دو نفر دیگه رو عراقیا بکشن. منصرف شدم. کوسه از کنارمون رد شد. اون طرف‌تر ایستاد. صدای امیر یک بار دیگه به گوشم رسید: - یا مادر... کوسه از ما دور شد و رفت. امیر توی آب گریه‌اش گرفت. باورمون نمی‌شد که هنوز زنده هستیم. پاش به خاک که رسید، عجیب عوض شده بود. این‌قدر منقلب شده بود که انگار یه نفر دیگه‌اس. بیشتر وقت‌ها غیبش می‌زد. پیداش که می‌کردن یه پناهی پیدا کرده بود، چشماش خیس بود و قرآن زیپی کوچیکش دستش بود. این اتفاق هفت شب قبل از عملیات والفجر هشت افتاده بود. توی این مدت اگه امیر اسم حضرت فاطمه زهرا(س) رو می‌شنید، گریه امونش نمی‌داد. 🗣راوی: احمد شیخ حسینی 📚منبع: کتاب آسمان زیر آب
🔰 / جشن ♦️ جشن میلاد مادر خوبی ها، حضرت زهرا سلام الله علیها 🔹با سخنرانی حجت الاسلام صغیرا 🔹با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ‌ 📆 شنبه ٢ بهمن ماه ١۴٠٠ از نماز مغرب و عشاء 🔻هیئت فدائیان حسین (علیه السلام) 🔻 اصفهان ، چهارراه عسگریه آستان مقدس امامزاده شاه میرحمزه (ع) ⭕️رعایت تمام پروتکل های بهداشتی الزامی میباشد⭕
📌 نقل از : 🍂روزی که داشت میرفت گفتم مادر کجا داری میری با خنده گفت معلومه دیگه 🍂گفتم میدونم ولی تو چهارتا بچه صغیر داری اینا تکلیفشان چی میشه؟ گفت از شما بعیده ، خدایی که *ساره و اسماعیل* وسط بیابان نگهداشت یه فکری به حال بچه های منم میکنه 🍁شب از شهادت سلام الله علیها گفت حاجی یه روضه مادر سادات و برامون بخون بدجوری دلمون هوای مدینه رو کرده به پهنای صورت اشک میریخت😔 ۹۴ شب آخر میگفت قربون برم چی کشیدی ؛ تا لحظه آخر داشت زیارت عاشورا میخوند 🍂 احمد و برادر شهیدش امیر به فاصله ۳۰سال هر دو شب شهادت حضرت زهرا شهید شدن خانم زهرا سلام علیها از ناحیه خورد و شهید حضرت زهرایی شد 🕊 🌹شادی ارواح طیبه شهدا صلوات🌹 💐الـلَّـهــُمَّ صــَلِّ عَـلَـى مُـحَمَــّـدٍ و آلِ مُـحَـمــَّدٍ و عَـجِّـلْ فَرَجَــهم💐
Hossein Taheri ~ Music-Fa.ComHossein Taheri - Neshon Nadare Madaram (128).mp3
زمان: حجم: 10.53M
نشون نداره مادرم... 🎤کربلایی حسین طاهری 🎤 💚الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرج 💚 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ 💠