اون شب که بارون
در محل سقوط هلیکوپتر شروع شد،
همه گفتن: کار جستجو سخت شد،
اتفاقا کار آسون شد!!!
پیکرها در حال سوختن بود..«خداازحالبندگانشباخبراست»(:
وقتی تو زندگیمون به یه چیز اشتباه دل ببندیم، کم کم گرد و غبار میشینه رو دلمون. کدر میشه سیاه میشه و از خیلی چیزا محروم میشیم؛ اصولاً هرچیزی رو که بیشتر از خدا دوست داشته باشی و حب و توجهات بهش بیشتر باشه آخر یه روزی زمینت میزنه.
پس اگر دل بستی باز هم توکلت به خدا باشه و رضایتش برات اولویت!
از خودش بخواه به خودش توکل کن
دنبال چی میگردی مؤمن؟ هرجا بری باز میای سراغ خدا..
خدا رو از قلبت بیرون کنی، باختی.
خدایا! ازت ممنونم بخاطر همهی احساساتی که به قلب و روحم دادی. احساس غم، دلتنگی، شادی .. گاهی وقتها همهی این احساساتِ ژرف رو باهم تجربه میکنم و وسط این سرگیجه ی عاطفی به عظمت تو پی میبرم. تویی که انسان رو اشرف مخلوقات قرار دادی و اینطور به قلبش احساسات مختلف بخشیدی!
خدایا. خودت کمکم کن تا وسط این احساساتی که باهم تلفیق شده، بتونم تو راه تو حرکت کنم :)
دلم میخواد الان دهه ۶۰ باشه و با فانوس راه بیوفتم سمت حسینیه اندیمشک و تا خود صبح روضه حضرت زهرا (س) بخونیم و اشک بریزیم . .