یاامیرالمؤمنین؛
مفلس، شکسته، دِلخون، خسته، پَریش، مَحزون
ما عده ای غَریبیم، گَردن بگیر ما را . .
حسن زیرشانههای پدر را گرفته بود
تا مباد آن عبایی که درکوچههای مدینه به پایش پیچید ، دوباره علی را زمینگیر کند
زمین شکافته ، سقف آسمان فرو ریخته
آه ، تهدمت والله ارکان الهدیٰ..
- رفتی با فرقِ خونین پیش بازوی کبود(:
یا امیرالمؤمنین، کاش امشب نجف بودم
جلوی گنبد حرم نشسته بودم
و نگاه رحمتتان بر زندگی ام را طلب میکردم
شب زندهدار بودم و زل میزدم به ایوان طلایتان : "سبحانک یا لا اله الا أنت"
صدای دلنشینی در صحن حضرت زهرا میپیچید : "الغوث الغوث"
چنگ میزدم به انگور ضریحتان و ادامه میدادم : "خلصنا من النار یا رب"