گورستان سَطلبردارها
حرومزاده بودن واسهتون تعریقه
نمیدونم چیبگم واقعا
دانی که چرا زمین به دور خود میچرخد؟!
نه بهر من و نه بهر تو میگردد...
یک بار به عمر خود علی را دیده
دیوانه شده به دور خود میگردد...
گورستان سَطلبردارها
صدا آری صدا، جانِ جهان را زیرورو میکرد
پیمبر در همه عمر آن صدا را جستجو میکرد
نفس های خودش بود آن صدای با طمأنینه
صدایی که شب معراج با او گفتگو میکرد
نمیدانم چرا اما پیمبر بعد معراجش
عبای مرتَضی را بیشتر از پیش بو میکرد
خدا آن شب سخن میگفت با صوت یداللهی
خدا پیش پیمبر دست خود را داشت رو میکرد
خدا مشغول خلقت بود دنیا را، همان موقع
علی در مسجد حنانه کفشش را رفو میکرد
نفهمیدیم مولا را... نفهمیدیم بعد از جنگ
علی شمشیر را با اشکهایش شستوشو میکرد
اگر او یازده تن را بهجای خود نمیآورد
چگونه با نبود اون جهان یک عمر خو میکرد
•
ذرهذره همه دنیا به جنون آمده بود
روح از پیکرهی کعبه برون آمده بود
روشنا ریخت بر افلاک هلولش آنروز
کعبه برخواست به اجلال نزولش آنروز
عشق او بر دل سنگیِ حرم غالب شد
قبله مایل به علی ابن ابی طالب شد
از دل خانه علی رفت و حرم با او رفت
کعبه در بدرقهاش چند قدم با او رفت
قفس کعبه شکستهست دم پرواز است
برو از کعبه که آغوش محمد باز است
- حمیدرضا برقعی
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
The Heir of Zulfiqar! It is the very blade that strikes and severs the necks of the Zionists.
گورستان سَطلبردارها
The Heir of Zulfiqar! It is the very blade that strikes and severs the necks of the Zionists.
از زیباترین ادیتهایی که برای غدیرِ جان دیدم