eitaa logo
تداوم انقلاب اسلامی
250 دنبال‌کننده
208 عکس
139 ویدیو
5 فایل
تاملات عزیز نجف پور /پژوهشگر حوزه مطالعات علم، فرهنگ و فناوری و فضای مجازی، رییس مرکز مطالعات فضای مجازی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
بسمه تعالی * اعتراض به اشتباهِ نکردۀ پلیس یا مخالفت با جاری شدن دین در جامعه؟ * عزیز نجف پور آقابیگلو 1. فی الذاته وظیفه آموزش و تربیت ندارد بلکه وظیفه اش برخورد با مجرم است و البته با هدف کاهش جرم و اصلاح و تربیت مجرم، بعضا اقدام به آموزش هم می¬کند. در مورد خانم هم دقیقا این کار را کرده است. پس دست مریزاد به پلیس... تمام فحشهایی هم که به می¬دهند کینه بدر و خیبر است وگرنه همه دیدند که پلیس تخلفی نکرده بود و اتفاقا آنکه آدم کشت،¬ استاد نابغه دکتر بود که زنش را در وان حمام با اسلحه تیرباران کرد و تمامی این جماعت مدعی لال شدند و هیچکس از این مدعیان حقوق انسانیت هشتگ نزدند و بر انسانیت به مسلخ رفته، نوحه سرندادند و راهپیمایی و بیانیه و تحصنی در دانشگاهی شکل نگرفت و در نهایت بیشرمی مرحومه را متهم به فساد اخلاقی و مدهورالدم بودن کردند... آقایان و سایر آقایانی که در قتل میترا استاد ساکت شدید و امروز مدافع این دروغ بزرگ گشته¬اید... 2. قبلا هم گفته ام که اکثریت مطلق خانمهای ایرانی مسلمان هستند و معتقد به امر ... و البته در شاخصها و رعایت حجاب ذومراتب و متفاوت هستند. اختلالات پوشش خانمهای ایرانی، که همه ما انسانهای غیرمعصوم به مراتبی از اختلال تشرع گرفتار هستیم، هم موضوع کار فرهنگی است. زن ایرانی به دنبال توسعه و پیشرفت است و اگر دستگاههای فرهنگی ما نمیتوانند ملزومات زیست مومنانه ایشان در عرصه اجتماعی را تامین کنند مشکل از دستگاه فرهنگی است و البته سخت کننده زیست زن مسلمان ایرانی. کافی است سری به لباس فروشی های میدان هفت تیر بزنید و ببینید که برای یافتن یک لباس شیک و راحتِ مومنانه چقدر انتخاب¬ها کم است و برای خرید یک لباس بی حیایی که مصداق برخورد گشت ارشاد است چقدر انتخابها زیادند و البته با قیمتهای به مراتب کمتر... 3. ولی ما با اندک جماعت پرهیاهویی مواجهیم که به دنبال کشف حجاب و عدول از تمامی موازین شریعت و فساد در جامعه اند. اینها موضوع ¬_ارشاد و پلیس هستند و حواسمان هست و بیشتر هم حواسمان باشد که اینها بسیار قلیلند و ابدا نماینده اکثریت مطلق جامعه مسلمان ایرانی نیستند. مسلما که در جامعه ایرانی همه چادر مشکی بر سر ندارند ولی حتما هم به هم رضایت نداده و نخواهند داد. 4. این جماعت مساله شان در اصل با حجاب نیست بلکه ناراحتی¬شان از پیاده سازی در جامعه است. اینها دین را در بهترین حالت محصور در مسجد و یا در موزه¬ها میخواهند وگرنه دنیای را چه نیازی است به دین؟... اینها پس ذهنشان بر این است که و تمامی رازهای عالم را کشف خواهد کرد و برخلاف آیه شریفه( الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ... بقره2) که شاخصه مومن را ایمان به غیب دانسته هیچ عالم غیبی باقی نخواهد گذاشت و علم و تکنولوژی جدید آن ای که خداوند در آسمانها وعده داده بود، در زمین محقق خواهد کرد... پس چه نیازی است به دین؟ و به همین ترتیب نماز و حج و اربعین و حجاب و سایر دستورات دین مال دوران جهل انسان بوده و حال که انسان به واسطه عقل بریده از آسمان و با مدد علم و تکنولوژی جدید به روشنایی و قدرت رسیده، دیگر باید به فراموشی سپرده شود. و چه زیبا مصحف شریف این مساله را توصیف می¬کند زمانی که وعده دروغِ جاودانگی و استقلال از خداوند را به انسان داد تا از میوه ممنوعه بخورد... آنجا که می¬فرماید: فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَی (طه120)... آیا میخواهی تو را به درخت جاودانگی و ملکی که از بین نرود راهنمایی کنم؟ هان؟ بگذریم از عاقبت این سودای سعادت و جاودانگی عقل مدرن که دیدیم به دو جنگ جهانی بزرگ انجامید و صدها میلیون کشته بر جای گذاشت و امروز در ذیل پارادایم ، هر روز در گوشه¬ای از جهان آتش افروزی می¬کند و خون ملت¬ها را می¬مکد... این است ماهیت عقل بریده از آسمان. 5. از تیره جنیان است و زنده و حیّ و البته حاضر!... باور کنیم که شیطان مال قصه¬های هری پاتر و هزار و یک شب نیست بلکه آن خبیث در میان ما راه می¬رود و میخندند و حرف میزند و از لحظه ای که این حادثه برای این خانم پیش آمده، تمام لشگرش را بسیج کرده و درب منازل افراد سست عنصر را می¬زند و به یاری می¬طلبد و حتی بر مومنین هم می¬تازد تا شاید ایشان را در پیگیری و حمایت از حق مردد کند... اینهمه دروغ و بهتان و انکار واقعیت آشکار، مگر می¬تواند بدون مشارکت ابلیس انجام شود؟ 6. و اما مومنین! فریب نخورید و شک نکنید. مترفان طبق حکم الهی مجرمند و وظیفه جامعه دینی و حکومت برآمده از آن، است و حواسمان باشد که این همان فلسفه قیام ای است که در محرم
برایش اشک ریختیم و در با پای پیاده فاصله نجف تا کربلا را پیمودیم. ای جماعت مومن! حملات شیطان و همهمه فریب خوردگان ابلیس متزلزلتان نکند. واقعیت این است که توده جامعه ایرانی مسلمان و محبّ اهلبیت و اباعبدالله ع هستند و در اقامه دین غیورند. غیر از این بود نه انقلابی رخ می داد و نه مقاومتی چهل و اندی ساله شکل می¬گرفت... فکر نکنیم که این انقلاب و نظام را قشری خاص ایجاد و حفظ کرده اند... اگر اکثریت مطلق مردم مسلمان ایرانی نبود امروز اثری از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نبود و برای همین رهبر انقلاب به صراحت و تاکید از لزوم می¬گوید. 7. اقامه حجاب در جامعه اسلامی، فارغ از اقامه شریعت، صیانت از حریم خانواده است. صیانت از زحمت همسری است که در خانه جان می¬کند و منتظر است که همسرش بدور از اغواهای خیابانی، تمام انرژی و محبت و عشقش را به خانه بیاورد. احترام به یک عمر تلاش مادری است که فرزندانش توسط منحرفین اجتماعی اسیر انحرافات اخلاقی نشوند و همچنان مایه چشم روشنی پدر و مادرشان باشند... این بخشی از فلسفه حجاب در اسلام است و اگر سواد سبک مغزان کم سواد منحرف بدین مطلب نرسد دلیلی نمیشود که ما از این مهم دست بکشیم. 8. ختم کلام من، تکرار کلام اول من است... پلیس نه تنها خبطی نکرده بلکه اینبار کاملا به درستی عمل کرده و شایسته تقدیر است. دست ماموران انتظامی را باید بوسید که در این فشار اقتصادی فزاینده¬ای که بدیشان بیشتر از سایر اقشار جامعه وارد می¬شود در زیر اینهمه تهمت و دروغ در راستای صیانت از حریم اخلاقی جامعه اینگونه زحمت می¬کشند... اگر کسی نمی¬تواند در این مهم یاور پلیس باشد حداقل با مواضع ناشیانه و هیجانی بار نشود.
بیانیه شورایعالی انقلاب فرهنگی درباره حادثه مرگ : * زنگ هشدار به صدا در آمد | حجاب قانون الهی است| وقتی به وظایف درست عمل نمی‌شود، پیامدها و اقدامات مهندسی شده دشمن نمایان می‌شود و تازه هشیار می‌شویم که چه اقدامات ناگواری در فضای اجتماعی افتاده است. از مجموعه مصوباتی که در مورد حجاب و عفاف در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب شده است کمتر از ۱۰ درصد جنبه کنترلی دارد، ۹۰ درصد مصوبات جنبه تعلیم و تربیت، فرهنگ سازی، تقویت دانش، آگاهی بخشی و ترویج الگوهای سالم زندگی در میان نسل جوان دارد. از مجموعه مصوبات بیشترین وظایف برعهده صدا و سیما، آموزش و پرورش و سایر دستگاه‌های فرهنگی است. ماجرای خانم مهسا امینی زنگ هشداری برای تمامی دستگاه‌های مسئول برای انجام وظایف عمدتا فرهنگی و معرفت افزایی است، تا در آینده شرمنده مردم و خانواده‌های ایرانی نباشیم... (لینک پیوست) تکمله: واقعیت این است که سهم در اختلالات فرهنگی جامعه ایرانی خصوصا در دهه گذشته به مراتب بیشتر از بقیه ساحات بوده است. فلذا ضرورت دارد امروز اعضای مرکز ملی و شورای عالی فضای مجازی توضیح دهند که برای جامعه چه کرده اند و مهمتر اینکه من بعد چه برنامه ای دارند. فراتر از آن، بقیه عناصر نظام کشور هم باید بدین پرسش بپردازند... *********************** متن بیانیه در لینک: https://sccr.ir/News/21154/1/%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%D9%88-%D9%87%D9%85%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85
* فهم و اراده مدیریت فضای مجازی * در خبرگزاری ها آمد که: 《 * استارلینک در ایران شامل تحریم نمی‌شود * در پی درخواست ایلان ماسک برای ارایٔه اینترنت ماهواره‌ای استارلینک در ایران، وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد صادرات برخی تجهیزات اینترنت ماهواره‌ای به ایران ممکن است.》 در زمانی که بسیاری از فناوری‌های مورد نیاز کشور مشمول تحریم است، دیگر به چه زبانی باید توضیح داد که موجود فرصتی برای اعمال است. ها مدام می آیند و عرصه اجتماعی و مدیریتی را متحول میکنند و متعاقبا ایده های فناورانه جدید برای فناوریها می آیند و مدام این چرخه میچرخد... مساله بر سر فناوری نیست بلک مساله بر سر فهم و اراده ای است که میخواهد فناوری را مدیریت کند.
* خسارات را برای بانیان و عاملانش فاکتور کنید * هزینه ها و خساراتی که در این چند روز با دروغ بزرگ قتل بر دولت و مردم ایران وارد شده عدد بزرگی است. طبیعی است که در جمهوری اسلامی، حق آزادی بیان و حق اعتراض برای همه محفوظ است ولی دروغ و تخریب اموال عمومی و خصوصی پذیرفته نیست. عدم مشارکت مردم در فراخوان حضور میدانی هم نشان داد که چقدر توده مردم با این حرکت‌ها بیگانه هستند و نسبتی با این تحرکات ضد دینی و ضد ملی ندارند.... ولی مسوول و پاسخگو و جبران کننده اینهمه خسارت کیست؟ پاسخ مشخص است: عوامل میدانی ای که تخریب کردند و بانیان آن اعم از افراد سیاسی و رسانه ها و شرکت‌هایی اقتصادی ای که با تشویق و تهییج قشری سطحی بر این آتش دمیدند.... البته خارجی ها که فعلا دستمان بدیشان نمیرسد و انشالله سر فرصت سراغشان خواهیم رفت. رسیدگی کیفری به اقدام ضد ایشان که جای خود دارد ولی در یک روند کاملا حقوقی باید سریعا مبلغ کل خسارات و هزینه ها شناسایی شود و برای عوامل دخیل در این هزينه سازی ها، فاکتور شود. اگر یکبار این اقدام با جدیت انجام شود دیگر آقایان حساب شده تر عمل می‌کنند و هر بچه ای که گوشی هوشمند دارد به توهم سوپرمن شدن نمی افتد.
* فضای مجازی ول یعنی همین * چند پلتفرم شارلاتان همانند با یک * دروغ ساده * یک مملکت را سرکار گذاشتند و آخرین آمار تاکنون حکایت از کشته شدن ۲۶ نفر دارد... با در دسترس قرار دادن و ترویج بی عفتی و بی حجابی، هزاران نوجوان و جوان بی حجاب روی دست کشور قرار می‌دهد و در خیابان می‌خواهد خروجی این * کارخانه بی عفتی * را جمع کند... و کسی هم جرات ندارد بدین پلتفرم‌ها بگوید بالای چشمتان ابروست... چند کسب و کار داخلی هم که با حمایت‌های بیدریغ بخش‌های حاکمیت توسعه یافته اند به راحتی با این دروغ همراه می‌شوند و مردم را دچار خطای محاسباتی میکنند... الان هم به جای پاسخگویی از بابت خبطشان، منتظرند اراده ای برای سامان دادن این پلتفرم‌های استعماری شکل بگیرد تا بلافاصله فریادشان بلند شود که: کسب و کارها به خطر افتادند...
تداوم انقلاب اسلامی
* جریان انقلاب اسلامی، لوکوموتیو پیشرفتِ عدالت محور در ایران است * عزیز نجف پور جناب در گفتگویی تلوزیونی، گزارشی از فزاینده در ایران و توسعه بی عدالتی میدهد و متعاقبا جریان را خطاب میدهد که چرا در برابر این روند ساکتند و البته دلیل این سکوت را ناشی از بخشی از جریان انقلاب می داند... ولی این مدعیات صغری و کبرای درستی ندارد: 1- اواخر دهه شصت و نیمه اول دهه هفتاد، سالهای جریان انقلاب است. نقد برنامه های سرمایه دارانه مرحوم ، یکی از مهمترین نمودهای سیاسی و اجتماعی جریان انقلاب است. البته جریان چپ سنتی هم تا حدودی با جریان انقلاب (موسوم به الله)همراه است. 2- نیمه دوم دهه هفتاد و در دوران که غالب جریان چپ سنتی شده و دست از عدالتخواهی کشیده اند، باز جریان انقلاب در کنار نقد فرهنگی و سیاسی جریان اصلاحات، مدعی اصلی عدالتخواهی و منتقد تداوم سیاستهای سرمایه دارانه اینبار توسط جریان اصلاحات در کشور است. شعارهای رقابتهای سیاسی جریان انقلاب هم در همین کانتکس عدالت خواهی است و در همین بستر است که کاندیدای جریان اصولگرا-انقلابی رای می آورد. 3- فارغ از رفتارهای خاص رییس دولت نهم و دهم که همان هم مبتنی بر عدالتخواهی است، بدنه مدیریتی این دولت که متشکل از نیروهای انقلاب است و بعد از بروز انحراف در رییس جمهوری وقت باز هم در بدنه میانی دولت نقش اصلی را بازی میکند، لوکوموتیو عدالتخواهی است. 4- جریان که فرزند دو جریان و اصلاحات است، فاز دیگری از توسعه سرمایه دارانه در ایران را رقم میزند و علاوه بر بحران اقتصادی، شکاف طبقاتی را توسعه میبخشد و اینبار هم یکی مهمترین انقادات جریان انقلاب بدیشان باز مساله عدالت است. 5- رهبری هم به عنوان تئوریسین و استراتژیست اصلی جریان انقلاب، در تمام این فرآیند بزرگترین علمدار عدالتخواهی در مقام نظر و عمل در کشور بوده و هست. عدالت و معنویت روح است. 6- جالب اینکه غالب عناصری از جریان انقلاب که درگیر شده اند، به مرور از جریان انقلاب خارج و به جریان اعتدال پیوسته اند. پس انقلابیون فاسد، عملا در جرگه اعتدالیون قرار گرفته اند و دیگر نمیتوان اسم جریان انقلاب بدیشان گذاشت. چرا که انقلابی گری با مبارزه، محرومیت، سختی و ... همراه است و اگر کسی طعم فساد را چشیده باشد دلیلی ندارد به انقلاب پایبند باشد مگر برای نفاق که آنهم در شیب سیاست در ایران دوامی ندارد. 7- البته امروز عدالتخواهی جریان انقلاب رفته رفته پخته تر و انضمامی تر شده و مثلا بدین جمعبندی رسیده که فقط شعار عدالت دادن و نقد عملکرد دیگران کفایت نمیکند بلکه باید سیاستها و اقدامات پیشرفت عدالت محور هم تدوین و اجرایی شود و از سوی دیگر توان مدیریتی و اجرایی و کارآمدی لازم هم باید تامین شود(این مهم خصوصا بعد از نارسایی های دولت نهم و دهم بیش از پیش نمایان شد) چرا که نسبتی با قاموس انقلاب ندارد. فلذا کاهش شعار و افزایش مغایرتی با عدالتخواهی که ندارد، بلکه تنها مسیر عاقلانه تحقق است. 8- با این اوصاف مشخص است عبدالکریمی در سخنانش دچار آشفتگی و تعارض است... به نظر میرسد عبدالکریمی به درستی دریافته که لوکومتیو تحول در ایران، جریان انقلاب اسلامی است و البته بزرگترین منادی هم همین جریان است ولی چون بین خود و رویکردهای سیاسی و فرهنگی جریان انقلاب نسبتی نمی یابد فلذا ناخودآگاه زبان به نقد و اتهام جریان انقلاب می گشاید. نقد و اتهامی که به طرز بارزی رسوا و ناوارد است. 9- در نهایت اینکه، این نقدها بیش از اینکه مایه نگرانی و اضطراب جریان انقلاب باشد، مایه اطمینان خاطر بیشتر جریان انقلاب در بلوغ و جدی تر شدن در تحقق است. @a_najafpour
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ ﴿٢﴾ * آیا مردم گمان کرده اند، همین که بگویند: ایمان آوردیم، رها می شوند و آنان مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟ (۲) * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۖ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ ﴿٣﴾ * در حالی که یقیناً کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمایش کرده ایم [پس اینان هم بی تردید آزمایش می شوند]، و بی تردید خدا کسانی را که راست گفته اند می شناسد، و قطعاً دروغگویان را نیز می شناسد. (۳) ........................................ تامل: اشکال گرفتن به فهم دینی رایج و یا ایراد گرفتن به سیاست‌ها و اقداماتی که دینداران به اسم دین اتخاذ میکنند، قابل هضم و فهم است و البته قابل گفتگو... ولی طعنه کردن به نفس دین بحث دیگری است. فوق الذکر، دوست قدیمی بنده است... این توضیحات را نه از بابت دق دلی خالی کردن و یا تخریب و یا پاسخ، بلکه صرفا از بابت تذکر جدی به مؤمنین است که ببینیم چقدر امتحانات الهی سخت شده و احتمال سقوط بالا رفته است و هیچکداممان مصون از آزمایش و حملات شیطان نیستیم. ...
کوتاه نوشتی در بابِ * اختلال در جامعه پذیری مجازی * عزیز نجف پور * اجتماعی شدن * فرآیندی است که برای افراد در جامعه رخ می‌دهد ساختارهای اجتماعی به همراه افراد جامعه فرآیند اجتماعی شدن تک تک فردها را سامان می‌دهند. فضای مجازی یک فضای زیست اجتماعی است و وقتی فضای مجازی یک جامعه متفاوت از ساختارهای اجتماعی مرسوم آن جامعه توسعه می یابد، تک تک افراد در تعارضاتی عمیق، اجتماعی می‌شوند و هرچقدر بنیه اجتماعی فرد ضعیف تر باشد، آشفته تر میشود چرا که از یک سو، جامعه مجازی معنا و سبکی بدو القا می‌کند و از سوی دیگر جامعه غیرمجازی معنا و سبکی دیگر... بزرگترین قربانیان این تعارض کودکان و نوجوانان هستند که به کم_درکی متقابل با والدین و بزرگترها و در کل با جامعه می‌رسند... ما کودکان و نوجوانان دهه ۸۰ را از ابتدای سال ۹۰ در عالم مجازی ای رها کردیم که نه آنها و نه خودمان با آن عالم آشنا نبودیم و برای همین امروز ایشان را دیگر نمی‌شناسیم... برای اینان که جوانان امروز شده اند، دیگر تعهد اجتماعی معنای روشنی ندارد... آمبولانس که آتش می‌زند برایش مهم نیست که شاید پسر همسایه شان در آن بوده باشد... چرا که بیش از آنکه با او تجربه زیسته داشته باشد با شخصیت‌های گروه بی تی اس زیسته است. ما هزینه این رهاسازي غیرمسئولانه مان را بیشتر از اینها خواهیم داد... زامبی هایی آفریدیم شبیه فیلم‌های تخیلی...
*فدوی: میانگین سنی اغلب بازداشتی‌ها ۱۵ سال است* جانشین فرماندهی کل سپاه: 🔹میانگین سنی بسیاری از دستگیرشدگان اخیر ۱۵ سال است. 🔹غفلت از حوزه‌های تربیتی، معرفتی، تبیینی و تبلیغی باعث شد تا این عده در قربانگاه فضای مجازی و رسانه‌ای،به‌عنوان لقمه‌های چربی برای دشمن تبدیل شوند. 🔹برخی از این نوجوان‌ها و جوان‌های دستگیر شده در اعترافات خود از کلید واژه‌های مشترکی چون شبیه‌سازی اغتشاشات خیابانی به بازی‌های رایانه‌ای و همچنین اعتیاد و وابستگی شدید به فضای مجازی سخن می‌گویند؛ زمینه و بستری که شبکه‌ها و رسانه‌های مجازی و ماهواره‌ای دشمن به خوبی از آن برای اغفال و گمراه‌سازی، بهره گرفت.
*لمپنیزم و گشایش های پیش روی کشور* عزیز نجفپور دهة 70 یکی از قوی ترین حرکتهای دانشجویی در ایران است که با تلفیقی از رویکرد چپ و لیبرالیستی، بالغ بر یک دهه حاکم بلامنازع دانشگاههای کشور بود. بنا به دلایل متعددی ازقبیل عدم کشش ساختار دانشجویی برای رفتارهای بلند مدت و سخت سیاسی و ...، به مرور نخبگان دانشجویی از این جنبش خارج گشته و بیشتر به درس و بحثشان متمرکز شدند و به مرور افرادی ضعیف از حیث فکری و شخصیتی و اخلاقی، میراثدار جنبش دانشجویی شدند و عملا از اوایل دهه هشتاد به بعد ما با جریانی از فرومایگان یا جریان‌های پست اجتماعی در راس جنبش دانشجویی مذکور مواجهیم که سعی بر رهبری جنبش دارند. البته در آغاز، رفتارهای رادیکال و به ظاهر شجاعانه ایشان در کنار توفیقات کوتاه مدت شان جذابیت ایجاد می‌کرد ولی در بلند مدت، به دلیل نداشتن چشم انداز مشخص و طرح اثباتی روشن و تخریب بی امان همه ساختارها و....، شاهد فاصله گرفتن توده دانشجویان و نتیجتا اضمحلال جنبش دانشجویی فوق هستیم. علی الاصول در هر حرکت اجتماعی اگر غالب شود فارغ از اینکه فی الذاته نشانه ضعف مبنایی و تشکیلاتی آن جریان است، در میان مدت به اضمحلال آن حرکت می انجامد. رفتار دیروز صد و اندی دانشجوی دانشگاه را هم باید با همین منظر تحلیل کرد. دم دستی ترین شاهد این مدعا هم فحشهای زیرشکمی ایشان قبل از هرگونه درگیری و تنش است. طبق گزارش دانشجویان و فیلمهایی که منتشر شده، این جماعت از همان ابتدا با سخیف ترین ادبیات، صحن دانشگاه شریف را به چاله میدان تبدیل کرده اند در حالی که نه مدیریت اینترنت دانشگاه را قطع کرده که مانع از پخش لایو اعتراضات ایشان شود و نه بسیج دانشجویی با ایشان درگیر شده و نه نیروهای امنیتی وارد دانشگاه شده اند و نه... واقعا هیچِ هیچ! حتی آن پارکینگی هم که نیروهای امنیتی آخر شب در آنجا چند دانشجو را دستگیر کرده اند هم متعلق به بخش خصوصی است که به دانشجویان شریف هم سرویس می دهد. غرضم از گزارش این جزئیات، صرفا به عینه نشان دادن لمپنیزم این صدو اندی نفر و تعلق ایشان به است و حتما که آنها و امثالشان در سایر دانشگاهها، نماینده جامعه فرهیخته دانشگاهی شریف و امیرکبیر و تهران و علم و صنعت و... نیستند. همانطور که تجمعات چندصدنفره اغتشاشگران خیابانی هم نماینده توده معترضین نیست. حرکتهای سیاسی و اجتماعی همه طیفهای فکری و سیاسی دانشجویان به دلیل همین هویت فرهیخته دانشگاهی، عموما واجد روح عقلانیت و اخلاق فاخر دانشگاهی بوده است ولی اتفاق دیروز دانشگاه شریف نشان داد که بوی گند لمپنیزم می آید و لازم است هم بدنه دانشجویان شریف و هم سایر دانشگاهها، اعم از راست و چپ و میانه، بدین مساله واکنش نشان دهند و مانع از غلبه ایشان بر فضای دانشگاه گردند. البته بازیگردانان و راهبران اصلی این اغتشاشات به خوبی می دانند که سردمداری جریان لمپن بر حرکتهای اعتراضی و مطالبه گرانه مردمی، علیرغم توفیقات کوتاه مدت، در نهایت منجر به اضمحلال حرکت اصلی توده معترض میشود فلذا پرسش اینجاست که ایشان چرا حاضر شدند این خبط را انجام دهند؟ پاسخ روشن است: غرب به خوبی میداند که هیچوقت توده مردم ایران علیرغم همه مشکلات و اختلافات داخلی از اصولی چون ، کلیت دین و کوتاه نخواهد آمد و حال که حرکت رو به جلو و عزم ملی برای رفع موانع و حل مشکلات آشکارتر شده و نوید توفیقاتی نزدیک را می دهد فلذا می باید جلوی این حرکت و توفیقات قریب الوقوع گرفته شود. توفیقاتی که پیشبینی میشود در زیر یک سال آینده طعم شیرینش در جامعه ایرانی حس گردد. فلذا در کوتاه مدت باید ضربه ای قوی به این کشور زد! بهترین روش برای این کار هم فعال کردن لمپن ها و جریانهای پست اجتماعی است... حتی اگر به قیمت افول و اضمحلال حرکت اعتراضی بخشی از جامعه ایران بینجامد. حال چکار باید کرد؟ راهکار پیش روی حاکمیت، در وهله اول تفکیک جریان مردمی معترض و منتقد از جریان و لمپن و متعاقبا گفتگو با جریان معترض اجتماعی در عین برخورد مقتدرانه با جریان اغتشاش گر و لمپن است. راهکار پیش روی جریان معترض و منتقد مردمی، که علی‌رغم اختلافات و انتقادات و اعتراضاتی که به‌ برخی روندها در کشور دارند، عدم تبعیت، عدم تایید و عدم حمایت از اغتشاش گران و مرزبندی جدی با ایشان و متعاقبا با توده مردم و حاکمیت و پیگیری مطالبات در داخل ساختار و مقررات کشور است. راهکار پیش روی توده مسلمان و انقلابی هم حمایت از اقتدار نظام و مطالبه اجرای قانون و برخورد با اغتشاشگران همچنین گفتگوی روشمند و اخلاقی با جریان معترض بدون تکفیر ایشان است. معترضین بعضا مطالباتی دارند که در داخل ساختار نظام قابل بررسی و تامین است به شرط اینکه طرفین درطرح کلان بازیگردانان خارجی نیفتند و با کنترل لمپن ها، گفتگو کنند