eitaa logo
𝐼𝒸𝓎 𝐻𝑒𝒶𝓇𝓉
211 دنبال‌کننده
148 عکس
24 ویدیو
0 فایل
« اینجا چنل منه ولی همش راجب توئه » mn: @bnia_1
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 10min بمونه فور نیست
برای جوش های صورت چیکار کنم؟! : سبک لباس پوشیدنت خاص باشه بانو   🦢 :: https://eitaa.com/joinchat/1335297555C4b048f9c6e ‌ ─━━.━━━━.━━─ برای زیبایی هـــیکــلم چه رژیمی بگیرم؟🖤 رژیم بانو رزی
جبران کن همسایه معذرت
هدایت شده از For
اد نکردم لف بده🍒.
هدایت شده از For
اد نکردم لف بده🍓.
هدایت شده از فور
505.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه چنل میخوای که از این فیلما بزاره؟؟ این چنل منبع این پستا و بیو های غمگینه بیا باهم پستاشو نگا کنیم 🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬🚬 بزن رو س*گارا
هدایت شده از ..𝐅𝐀𝐓𝐢..
306.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادتمندم؛ بیایید پرایوت اسمتون به همراه معنیش بفرستید نمره بدم. Me:@iran_helia We:https://eitaa.com/joinchat/144901762C26a74d02b5
"آخرین وعده ی عشق "                       p.3 آرام دستم را روی شیشه‌ی سرد پنجره گذاشتم و به قطره‌هایی خیره شدم که بی‌صدا راه خود را میان شیشه پیدا می‌کردند. هر قطره، شبیه خاطره‌ای بود که از گوشه‌ی ذهنم می‌گذشت و پیش از آنکه بتوانم نگهش دارم، در تاریکی شب گم می‌شد. چشم‌هایم را بستم؛ اما مگر می‌شد از خاطره‌ای گریخت که در قلب آدم خانه کرده باشد؟ دوباره خودم را میان آن مزرعه دیدم؛ جایی که عطر خاک باران‌خورده با نسیم درهم آمیخته بود. و او... با همان نگاه آرامی که هنوز پس از این همه مدت، قلبم را بی‌قرار می‌کرد. آن روز نمی‌دانستم بعضی نگاه‌ها، آغاز قصه‌ای هستند که پایانش را اشک می‌نویسد. لبخند محوی روی لبانم نشست، اما دلم سنگین‌تر از آن بود که شادی را باور کند. دلم برای روزهایی تنگ شده بود که هنوز نمی‌دانستم قرار است از دستشان بدهم. چه تلخ است آدم قدر لحظه‌ای را بداند که دیگر برای بازگرداندنش دیر شده است. صدای باران همچنان می‌آمد و من میان گذشته و آینده، در جایی بی‌نام از دلتنگی ایستاده بودم. کاش آن شب می‌دانستم بعضی دیدارها، پیش از آنکه آغاز یک عشق باشند، مقدمه‌ی یک وداع‌اند... .@AvaBaran106255653563470 آمار ۴۱۰ پارت بعدی رو میزارم😮‍💨
"آخرین وعده ی عشق "                       p.3 آرام دستم را روی شیشه‌ی سرد پنجره گذاشتم و به قطره‌هایی خیره شدم که بی‌صدا راه خود را میان شیشه پیدا می‌کردند. هر قطره، شبیه خاطره‌ای بود که از گوشه‌ی ذهنم می‌گذشت و پیش از آنکه بتوانم نگهش دارم، در تاریکی شب گم می‌شد. چشم‌هایم را بستم؛ اما مگر می‌شد از خاطره‌ای گریخت که در قلب آدم خانه کرده باشد؟ دوباره خودم را میان آن مزرعه دیدم؛ جایی که عطر خاک باران‌خورده با نسیم درهم آمیخته بود. و او... با همان نگاه آرامی که هنوز پس از این همه مدت، قلبم را بی‌قرار می‌کرد. آن روز نمی‌دانستم بعضی نگاه‌ها، آغاز قصه‌ای هستند که پایانش را اشک می‌نویسد. لبخند محوی روی لبانم نشست، اما دلم سنگین‌تر از آن بود که شادی را باور کند. دلم برای روزهایی تنگ شده بود که هنوز نمی‌دانستم قرار است از دستشان بدهم. چه تلخ است آدم قدر لحظه‌ای را بداند که دیگر برای بازگرداندنش دیر شده است. صدای باران همچنان می‌آمد و من میان گذشته و آینده، در جایی بی‌نام از دلتنگی ایستاده بودم. کاش آن شب می‌دانستم بعضی دیدارها، پیش از آنکه آغاز یک عشق باشند، مقدمه‌ی یک وداع‌اند... .@AvaBaran106255653563470 آمار ۴۱۰ پارت بعدی رو میزارم😮‍💨
هدایت شده از ..𝐅𝐀𝐓𝐢..
306.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادتمندم؛ بیایید پرایوت اسمتون به همراه معنیش بفرستید نمره بدم. Me:@iran_helia We:https://eitaa.com/joinchat/144901762C26a74d02b5
هدایت شده از ..𝐅𝐀𝐓𝐢..
تینا ؛ الهه عشق و به معنی ناز و ادا 🛐🤍🦢 ۱۰۰۰۰/۱۰ وای بچه چه اسم قشنگی https://eitaa.com/joinchat/144901762C26a74d02b5 تو نمیای به اسمت نمره بدم؟♨️😾
هدایت شده از For
اد نکردم لف بده🍒.