#استراتژی
این کلمه، از کلمات دخیل در ادبیات فارسی هست و نمیخوام الان به بحث های ادبی اش بپردازم.
اما در ادبیات فارسی اطلاقاتی داره:
در بعد نظامی: علمِ اداره کردن عملیات و حرکات ارتش در جنگ ( فرهنگ عمید)
در بعد سیاسی: استفاده از امکانات برای برنامه ریزی، جهت رسیدن به هدف معین.( همان)
حالا مشترکات این دو تعریف رو که بگیرید میشه: #نقشه یا بگو:
"هر طرح دراز مدت برای هدفی خاص"
آدم
#استراتژی این کلمه، از کلمات دخیل در ادبیات فارسی هست و نمیخوام الان به بحث های ادبی اش بپردازم.
نتیجه که مهمه اینه که:
در نقشه، جای همه چیز مشخص هست
و همچنین، در تعریف #استراتژی اومده " طرح #درازمدت "
و همچنین اومده: " برای هدفی #خاص"
پس در استراتژی، شما باید اولا #هدف داشته باشید. و این هدف باید مشخص باشه.
و باید یک برنامه ی دراز مدت براش بچینی.
و از همه مهم تر، باگ های احتمالی رو مشخص کرده باشی و راه های فرار رو معین کرده باشی.
مثلا باید مشخص کرده باشی که اگه راه A بسته شد، باید از راه B برم و...
خلاصه گفتم دیگه
پس #صبر_استراتژیک این معنی رو داره:
یعنی شما استراتژی رو برای خودت تعریف کن. و برای محقق شدنِ اون هدفی که براش استراتژی چیدی، #صبر کن.
مثلا یک استراتژی برای این هدف میتونه این باشه: یعنی قبل از خرید، این ها مشخص شه:
طبق شهادت عقل، این سهم از فردا ( از روی 100 تومن) یا رشد میکنه یا افت
پس شما باید مشخص کنی:
اگر این سهم، از روی 100 تومن، افت کرد، من باید چکار کنم.
و باید برنامه برای این قضیه بچینی.
اگر این سهم از روی 100 تومن، رشد کرد، من باید چه کا کنم.
اگر این سهم به مثلا سود 15درصد رسید و برگشت، من باید چه کار کنم
اگر این سهم، ...
اگر این سهم، ....
این میشه استراتژی، اجمالا