-
گفتم که دلت؟ گفت لبالب ز امید
گفتم سخنت؟ گفت شعار توحید
گفتم به چه ره بایدمان رفتن، گفت:
آن راه که میروند یاران شهید...
http://eitaa.com/aagoosh
این شبها...
دو هفته است ویروس افتاده به جانم و نمیتوانستم مثل مردم صدایم را آزاد کنم و بلند بلند شعار دهم. حس بیخاصیت بودن میکردم وقتی مجبور بودم بزن که خوب میزنی را آرام بگویم.
دیشب حس کردم بهتر شدم و صدای خشدارم را آزاد کردم.
فکر نمیکردم روزی همین شعار دادنها برایم دلگرم کننده باشد.
فکر نمیکردم علم زدن و نگاه کردن به بازی باد و پرچم حالم را خوب کند.
فکر نمیکردم کنار مردم بودن تا این اندازه برایم امید بخش باشد.
هر شب به چهرههای مردم نگاه میکنم و ذرهای ناامیدی در آنها نمیبینم.
راستش من فکر میکنم جز خون آقا هیچ اتفاقی نیست که چنین اثری بر مردم داشته باشد.
مردم نه تنها احساس ضعف نمیکنند، بلکه شجاعتر هم شدند.
راننده تاکسیای که تا دیروز حرفش گران شدن گوشت و مرغ بود و نگران معیشتش بود، حالا خودش تحلیلگر سیاسی شده و مسافرش را قانع میکند که نباید کم بیاوریم و از دشمن بترسیم.
یاد حرف حاج قاسم میافتم که میگفت:
«من با تجربه میگویم این را
میزان فرصتی که در بحران ها وجود دارد
در خود فرصت ها نیست!
شرطش این است که نترسید و نترسانید...»
http://eitaa.com/aagoosh
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
از صمیم قلب دوستتان دارم ملت ایران :)
http://eitaa.com/aagoosh
وارد رواق که شدم دو جا شلوغ بود. یکی کنار مزار آیتالله بهجت یکی شهید لاریجانی و پسرش.
خانومی سر مزار شهید لاریجانی با بغض میگفت
دکتر حلالمون کن ما رو ببخش...
فرمانده هم سرش شلوغ بود.
حاجاقایی سر مزار شهید موسوی ایستاده بود و بلند بلند گریه میکرد. انگار که برادرش را از دست داده باشد. فرماندهی ما مردمی بود. و با شهادتش عزیزتر هم شد...
http://eitaa.com/aagoosh
جلوی موکب حزبالله میایستم.
دو صفحه قرآن را شروع میکنم به خواندن که صدای سید از بلندگوی موکب پخش میشود. با صدای دلنشینش سلام آخر زیارت عاشورا را میخواند. گریهام میگیرد. به بقیه نگاه میکنم. آنها هم چشمانشان تر شده. چقدر این روزها بغض فروخورده داریم. نگاهم به عکس سید است و غصهی حزبالله و مردم شیعهی لبنان را میخورم. چند شب پیش همین جا خانوم لبنانیای را دیدم که مقابل همین عکس ایستاده بود و به پهنای صورت اشک میریخت و با شهید حرف میزد.
هنوز داغ سید تازه است. هنوز هم مرهمی برای غم از دست دادنش پیدا نکردیم.
با بغض آیات را میخوانم تا میرسم به این آیه و بشرالصابرین...
برگهی قرآن را میدهم به دختر جوانی که خادم است و بیمقدمه میگویم قطعا سننتصر...
http://eitaa.com/aagoosh
[مایبارد]
عراقی ها توی کشور خودمان طوری از ما پذیرایی میکنند که انگار آنها میزبانند و ما میهمان.
کم کم دارم نگران میشوم.
نکند امسال اربعین راه کربلا بسته باشد؟
نکند دیگر لب مرز ایران و عراق، از زیر قرآنی که در دست سرباز ایرانی است، رد نشویم؟
نکند دیگر توی مشایه، زیر تیغ آفتاب، مای بارد دستمان ندهند؟...
فکر اینکه میلیونها زائر ایرانی از لیست زائرین اربعینِ امسال خط بخورند ته دلم را خالی میکند...
http://eitaa.com/aagoosh
[تعمیر پرچم صلواتی]
چند شب است توی خیابان، نزدیک میدان مفید میبینمش.
همسن و سال خودم به نظر میرسد.
همراه دو برادرش که لباس نظامی پوشیدهاند و مثل باریگارد مراقبش هستند، میآید.
چرخ خیاطیای که احتمالاً جهیزیهی مادرش است را گوشهی خیابان میگذارد و پرچمهای ریش ریش شده را تعمیر میکند و میدوزد.
کاش کسی پیدا میشد و فکری برای وصله پینه کردن دلها میکرد. دلهایی که چهل روز است از داغ رهبر شهیدمان ریش ریش شده. داغی که سرد شدنی نیست...
پن: دوست نداشت چهرهاش دیده شود. عکسش را برای همین تار کردم.
http://eitaa.com/aagoosh
ساعت سه بامداد است.
هنوز لباس های بیرون تنم است و میخکوب روی مبل نشستهام. تنها چیزی که انتظار نداشتم بشنوم همین خبر بود.
تا چند ساعت پیش داشتم به این فکر میکردم اگه امروز، روز عاشوراست و قاتل رهبرمان، یزید زمان است، برق به چه دردم میخورد؟ داشتن آسایش و زندگی راحت به چه کارم میآید؟
حاضرم بمیرم ولی ذلت کنار آمدن با دشمن را نپذیرم.
من منتظر پیام رهبرم و حاضر نیستم حتی یه قدم از رهبر جلوتر حرکت کنم.
اعلام رسمی توافق و آتشبس و صلح و ... همه با رهبری نهایی میشود.
از روز اول جنگ حتی یک لحظه هم حس شکست نداشتم. عقبنشینی دشمن نشان میدهد که دست برتر با ما بوده و هست. اما از ما نخواهید خوشحال باشیم و جشن پیروزی بگیریم. امروز چهلم پدرشهیدمان است و هنوز با او وداع نکردیم...
ما اگر ۴۰ روز است مقاومت کردیم و مقاومت خواهیم کرد، میخواستیم نگذاریم خون رهبر شهیدمان و بچههای میناب و هزاران شهید دیگر پایمال شود...
باور کردنی نیست رئیس جمهور قلدر آمریکا که تا چند ساعت قبل به خیال باطلش قرار بود ما را به عصر حجر برگرداند و ساعت مشخص کرده بود برای نابود کردن ما،
بخواهد از منطقه خارج شود و خسارت هم به ما پرداخت کند.
خدایا تو شاهد بودی ما عزیزترین هایمان را در این راه از دست دادیم. خودت قاتل رهبرمان را نابود کن و عاقبت ما را ختم بخیر کن :)
http://eitaa.com/aagoosh
من دیپلمات نیستم و از سیاست سر در نمیآورم.
برای من چیزی عوض نشده.
تا زندهام مرگ بر آمریکا و مرگ بر قاتلان رهبرم از دهانم نمیافتد.
میدانم که وظیفهی نهادهای کشور تزریق حس پیروزی به مردم است، اما کاش به جایش کمی مردم را آماده میکردید. مردمی که ۳۸ شب است پای کار انقلابند.
با اینکه ساعت ۵ صبح است صدای شعارهای مردم میآید و هنوز خیابان را رها نکردهاند.
حتی اگر همهی شروطی که گذاشتیم اجرا شود، آقا زنده میشود؟ سید حسن و حاج قاسم برمیگردند؟ یا مدرسهی شجرهی طیبه صدای خندهی آن ۱۶۸ دسته گل پر پر شده را میشنود؟
به ما حق بدهید حالمان خوب نباشد :)
http://eitaa.com/aagoosh
Hamed Abedi - Gusheh.comGharib-Movie-Deklameh.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
مبادا یا رب آن روزی که من از چشم یار افتم
که گر از چشم یار افتم ز چشم اعتبار افتم
_وحشیبافقی
http://eitaa.com/aagoosh