eitaa logo
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
100 دنبال‌کننده
218 عکس
50 ویدیو
5 فایل
خوشا ایران خیالت را در آغوش‍...🇮🇷🌱 امروز قرارگاه حسین بن علی، ایران است... _حاج‌قاسم @garin1_20
مشاهده در ایتا
دانلود
💕 روز فرشته‌هایی که دیگه بابا نیست بغلشون کنه و قربون‌صدقه‌شون بره مبارک روز دخترایی که شبی که بابا می‌خواست برای همیشه بره خواب بودن و بابا دلش نیومد بیدارشون کنه و تو خواب بوسشون کرد مبارک روز دخترایی که وقتی شنیدن بابا شهید شده تب کردن و پژمرده شدن مبارک روز دخترایی که نتونستن یه دل سیر برای بابا گریه کنن چون بابا جاویدالاثر شد مبارک روز دخترایی که منتظر روزشون بودن تا برای بابا نقاشی بکشن و با دلبری کردناشون دل بابا رو ببرن ولی حالا تمام دلخوشی‌شون شده عکس‌های بابا مبارک روز دخترایی که باباشون به عشق وطن جان فدا شدن و حالا همه‌ی حسرتشون شده یه بار دیگه بغل کردن باباشون مبارک... پ‌ن: تصویری از تشییع شهدای ناو دنا http://eitaa.com/aagoosh
[بابای همه‌ی ما] سلام بابا می‌دانم که جایت توی آسمان‌ها خوبِ خوب است. اما حال ما اینجا روی زمین تعریفی ندارد. این پنجاه روز بدون تو به دخترت خیلی بد گذشت. تار موهای سفیدم بیشتر شده. هنوز دلم نیامده روسری مشکی‌ام را عوض کنم و رنگی بپوشم. وقتی مشتم را مثل تو گره می‌کنم و شعار می‌دهم انگشترعقیقم آزادانه تا بند اول انگشتم بالا می‌آید و دوباره سر می‌خورد پایین. و این یعنی دارم ذره ذره آب می‌شوم برای غمت :) شب‌ها می‌شوم مثل وقتی که مامان‌ها بچه‌شان را توی خیابان شلوغ گم کرده‌اند و هراسان دنبال‌اش می‌گردند. ۵۰ شب است که انگار دنبال گمشده‌ای هستم و خیابان را در جست و جویش بالا و پایین می‌کنم. گاهی با عکس‌هایت چشم در چشم می‌شوم و با نگاهم التماست می‌کنم برگردی. گاهی پاهایم نای راه رفتن ندارد و باید گوشه‌ی خیابان بنشینم و به عبور آدم‌هایی که برایت سیاه پوشیدند نگاه کنم و اشک‌هایم را با گوشه‌ی آستین پاک کنم. گاهی قاب عکس تو را نوازش می‌کنم و محکم به سینه می‌فشارمش. بعد در گوشت می‌گویم مرد از قاب بیرون بیا. تا کی می‌خواهی آن تو بمانی و شاهد پریشانیم باشی؟ بابا اگر می‌توانی برگرد، من دلم برای خنده‌هایت یک‌ذره شده. برای آن شوخی‌های نمکی‌ات که کل حسینیه را می‌خنداند، دلم تنگ شده. برای صدایت، کلماتت، لحن پدرانه‌ات، اخم و جدیتت، دلم تنگ شده. ما دلمان برای بودنت خیلی خیلی تنگ شده. در انتظار رجعت تو دخترانت پیر خواهند شد ایران دوست‌ترین بابای دنیا... http://eitaa.com/aagoosh
- به لبخند شهیدان سوگند فتح با ماست :) http://eitaa.com/aagoosh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
- جان از ولای حضرت جانان جلا گرفت "آری گرفت آنچه ز مهر رضا گرفت" عشقش بیامد و دل ما آتشی گرفت "مهرش نشست و در دل و در سینه جا گرفت" :) http://eitaa.com/aagoosh
سلام آقا سید آقا رو که خیلی خیلی دوست داشتیم هم ازمون گرفتن. چقدر شماهایی که قبل آقا رفتین خوشبخت هستین و خاطرتون برای خدا عزیزه. دنیا دیگه جای موندن نیست. نمی‌دونین اینجا روی زمین ما از داغ رهبر شهیدمون چی می‌کشیم... 💔 http://eitaa.com/aagoosh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_ میم مثل ماکان میم مثل مدرسه میم مثل مقتل... http://eitaa.com/aagoosh
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
_ میم مثل ماکان میم مثل مدرسه میم مثل مقتل... http://eitaa.com/aagoosh
[میم مثل ماکان] مقابل چایخانه‌ی حضرت ایستاده بودم و محو صدای برخورد استکان و نعلبکی ها به هم بودم. چندتا خانم چای به دست از مقابلم رد شدند‌. عکس یکی از بچه‌های میناب دستشان بود. نتوانستم ببینم کدام شهید است. با خودم گفتم حتما اهل میناب‌اند. چهره‌هایشان، لهجه‌شان، لباس‌های‌تنشان، مثل مردم جنوبی بود. من قبل ۹ اسفند اسم میناب را هم نشنیده بودم. چه برسد به اینکه بدانم آدم‌هایش چه شکلی‌اند و چطور حرف می‌زنند. چایم را که خوردم دنبالشان گشتم و دیدم گوشه‌ای دور هم ایستاده‌اند. مردد رفتم سمت‌شان. آرام زدم روی شانه‌ی خانمی که عکس شهید را دور گردنش انداخته بود. سلام کردم. وقتی برگشت سمتم دنیا روی سرم خراب شد. توقع داشتم عکس هر کسی باشد جز ماکان. ماکانی که بین ۱۶۸ شهید مدرسه فقط او بود که پیدا نشد و بعد ۴۰ روز تفحص پرونده‌اش بسته شد و دیگر دنبالش نمی‌گردند... زن غم عجیبی در چهره و صدایش داشت. خون‌گرم بود و بعد هر جمله‌اش یک عزیزم می‌گذاشت. گفت همشهری ماکان است. سراغ پدر و مادر ماکان را گرفتم. گفت چند روزی قم‌ هستند و بعد می‌آیند مشهد. چندباره تسلیت می‌گویم و خداحافظی می‌کنم. خداراشکر می‌کنم که مادر ماکان نبود. جرات روبه‌رو شدن با او را ندارم. صدایش در گوشم می‌پیچد که با گریه از پسرک ۷ ساله‌اش خواهش می‌کرد برگردد... «روز چهارم، پولیور ماکان پیدا شد. البته من مطمئن نبودم ماکان پولیور را به تن داشت یا نه؛ چون معمولا برای ورزش درش می‌آورد. به همین دلیل امید به زنده‌بودنش داشتم». (مصاحبه‌ی مادر با زهرا جعفرزاده) آنچه از ماکان پیدا شد او را امیدوار کرده بود به زنده‌ بودن جگر گوشه‌اش. فکر می‌کردند ماکان کوچولو ترسیده و از مدرسه رفته است بیرون. تا اینکه چند روز بعد هم لنگه کفش ورزشی ماکان پیدا شد. ولی اثری از خودش نبود... غم پیدا نشدن ماکان قلبم را خراش می‌دهد. هنوز همه‌ی حروف الفبا را خانم معلم شهیدشان یادشان نداده بود. کاش دشمن حداقل با بچه‌هایمان کاری نداشت... http://eitaa.com/aagoosh
با دشـمن خویشیم دمـادم در جنگ او بـا دم تیـغ آمـده، مـا بـا دل تنگ مـا رود مدامیـم، بگوییـد بـه تیـغ ما شیشـه عطریـم بگویید به سـنگ _میلاد عرفانپور http://eitaa.com/aagoosh
اگر سپاه نبود کشور هم نبود. _امام‌خمینی(ره) سپاه پاسدارِ‌ انقلاب است. _رهبر شهید(ره) دوم اردیبهشت؛ سالروز تاسیس سپاه پاسداران🇮🇷🌱 http://eitaa.com/aagoosh
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
[میم مثل ماکان] مقابل چایخانه‌ی حضرت ایستاده بودم و محو صدای برخورد استکان و نعلبکی ها به هم بودم.
ماکان خیالت راحت یه عالمه کلاس اولی داریم که با یاد تو و دوستات قد می‌کشن، درس می‌خونن و آینده رو می‌سازن :.) http://eitaa.com/aagoosh