[من سرباز ایرانی اگر هزار بار برای این مردم و اعتقادات آنها کشته بشم، باز هم دوست دارم به عشق این مردم زنده بشم، با دشمنان این ملت بجنگم و کشته شوم.
از صمیم قلب دوستتان دارم ملت ایران...]
_شهید امیر سرلشکر عبدالرحیم موسوی
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح
قلبم از غم از دستدادنتان دارد مچاله میشود. شنیده ام امروز که شما را در تهران تشییع کردند یکی گفته شما پیکر ندارید، تابوتی که تشییع میشود نمادین است...
کاش دروغ باشد...
از همه چیزتان برای مردم گذشتید و جانتان را فدا کردید...
مارا ببخشید که این روزها کمتر از شما میگوییم. ما در میانهی غم از دست دادن رهبر شهیدمان و حماسهسازی روزهای پر التهاب جنگ ایستاده ایم.
ولی بدانید هیچ وقت فراموشتان نخواهیم کرد. ما هم شما را دوست داریم امیر موسوی :)
راستش را بگویم؟
من آماده بودم امشب را جور دیگری روایت کنم. بگویم مردم کمتر از شب های قبل آمادهاند. خسته شدهاند. حق هم دارند. ده شب است در خیابانند. دل شکستهاند. دلشان رهبر شهیدشان را میخواهد. اما یازدهمین شب را عجیب تر از شب های دیگر دیدم. جمعیت و شور حماسی مردم نتنها کمرنگ نشده بود، بلکه بعد از شب قدر نورانیت خاصی هم پیدا کرده بود. دلها جلا پیدا کرده. و قطعا اتحاد قلوب بین مردم از لطف خداست و برکت نگاه امیرالمومنین به ما.
حدود چهار ساعتی که در خیابان بودیم، مردم حضور معناداری داشتند. شعار میدادند، رجز میخواندند، اشک میریختند، دست به سوی آسمان بلند میکردند و دعاگوی رزمندگان اسلام بودند.
مادری با سه قلوهایش آمده بود. بچهها از بیرون آمدن خوشحال بودند. حتی شاید بیشتر از وقتی برایشان اسباب بازی بخرند. هر چه بیشتر فکر میکنم میبینم تابآوری ما صددرصد بیشتر از دشمن است. اگر قرار بود یک پایمان در پناهگاه باشد و پای دیگرمان هم در حال فرار به سمت پناهگاه به نظرتان روحیه ای برایمان میماند؟ اصلا برای مردم ما کف خیابان بودن شده است تفریح. ترس کجا بود؟
مردم را که میبینم حالم خوب میشود. بس که این مردم خوبند.
بین جمعیت خانومی بود که ظاهرش با من فرق داشت. برگشت و گفت ببخشید اگه پرچم خورد به صورتتون، آخه دستم خسته شده. یک دستش پرچم بزرگ ایران بود و دست دیگرش عکس آقا. اگر فرصت بود شاید می ایستادم و میگفتم من هم همین طور. همهی تنم از خستگی جسمی و روحی درد میکند ولی فدای سر ایرانم. فدای سر ایرانی که من و تو را کنار هم قرار داده، نه مقابل هم...
•|خیالترادرآغوشـ...
شاید ترامپ آن ور کره زمین جلوی عالم و آدم ژست پیروزی بگیرد و حرف از نابود کردن ایران بزند. و بگوید امروز و فردا کارشان تمام است، اما اگر من جای احمق های دور و برش بودم حتما از او میپرسیدم:
_اگر خیال میکردی با زدن سران کشور و رهبر ایران کار جمهوری اسلامی تمام است پس چرا مردم در خیابان شعار لبیک یا خامنه ای سر میدهند و خامنهای زنده است، فقط مصمم و جوانتر شده؟
_اگر مردم ایران به کمک ما احتیاج دارند و از دست رژیم و مخصوصا سپاه تروریست در عذابند پس چرا هر شب برای حمایت از آنها کف خیابانند؟
_اگر موشکی ایران نابود شده پس چرا هنوز داریم موشک میخوریم؟
_اگر ایران ضعیف است و ما قوی پس چرا سامانه های پدافندی ما به درد جرز لای دیوار هم نمیخورد و موشک های ایرانی که میرسند به جای هدف قرار دادن پدافند ما از کنارشان رد میشود و برایشان فقط دست تکان میدهد؟
_اگر ایران قدرتش بعد جنگ دوازده روزه تحلیل رفته، پس این همه موفقیت در شکار پهپاد های ما را از کجا آورده؟ آنها بالای ۱۰۰ دستگاه از پهپاد های پیشرفته مارا منهدم کردند! چیزی که مشخص است باید بگوییم جنگ دوازده روزه کجا و اینهمه شگفتی در این جنگ کجا؟
_اگر تنگه هرمز برای ما امن است پس چرا هیچ کس حاضر نیست نفتکش مارا اسکورت کند تا از تنگه عبور کنیم؟
_اگر همه چیز تحت کنترل توست پس چطور وارد جنگ شدن با ایران بازار های جهانی را دگرگون کرده؟ و قیمت نفت مدام بالا و پایین میشود؟
_اگر ما سانسور خبری میکنیم تا اصابت های موفقشان دیده نشود، خودمان هم کوریم نمیبینیم در جهنم گیر کردیم ؟
_اگر فراخوان های مکرر شد انقلاب به نتیجه نرسد پس چطور میخواهیم مردم را به جان هم بیاندازیم؟
_اگه حزبالله به گفته تو نابود شده پس چرا هنوز دارند هر جا که دلشون بخواهند را هدف قرار میدهند؟ و خیلی راحت ایران از عملیات ترکیبی با جبهه مقاومت حرف میزند؟
_اگر حداقل تا این لحظه ما دست برتر را داریم، چرا از ما نمیترسند؟ نه تنها نمیترسند بلکه مارا اصلا آدم حساب نمیکنند. ناو آوردیم، رجز برایمان خواندند، جنگنده بالای سرشان بردیم، رجز خواندند، موشک کروز به مدرسه زدیم، رجز خواندند، رهبرشان را شهید کردیم ، رجز خواندند. واقعا ایران با هزاران هزار تحریمی که کردیمشان پیروز است یا ما؟
خودتتان هم میدانید که چه غلط بزرگی کردید وارد جنگ با ایران شدید.
ایرانی جماعت را مانده است تا بشناسید.
ایرانی ماییم نه آن وطنفروشان خارجنشین بی وجود.
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
متن_کامل_اولین_پیام_حضرت_آیتالله_سیدمجتبی_حسینی_خامنهای_رهبر_معظّم.pdf
حجم:
98.3K
📩 #جزوه | متن کامل اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی
✏️ ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
📲 @rahbar_enghelab_ir
تا میشنوم برایمان حرف داری، دفترچه ام را میگذارم مقابلم.
برایمان حرف بزن رهبرم. ما خیلی دلتنگ پدر شهیدتان هستیم. چیزی بگو و تسکین بده قلبهای داغدارمان را.
این چند روز مدام به خودم نهیب زدم صبر کن، میآید و برایمان حرف میزند.
روی صفحه اول عکسی را میچسبابم و جمله حاج قاسم را زیرش مینویسم:
[خامنه ای عزیز را
عزیز جان خود بدانید]
من مطمئنم حاج قاسم اگر الان بود همین جملات را برایمان تکرار میکرد. چون او ذوب در ولایت بود.
اولین پیام شما به ما رسید. اشک میریختم و جملات را میخواندم. حس میکردم خون تازه در رگ هایم دارد جریان پیدا میکند. از سر شب حالم عوض شده. دلم قرصتر شده که خدا حواسش بهمان هست. من وجود شما را معجزهی خدا میدانم. خدا شمارا برای ما نگه دارد تا روز ظهور امام زمان و رجعت شهیدانی که دلتنگشان هستیم را در کنار هم ببینیم.
اللهم احفظ قائدنا الخامنهای
بین تصاویر تشییع شهدای دیروز قم، این عکس دلم را آتش میزند.
تابوت اش نصف تابوت بقیه است. ولی مطمئنم خیلی کوچولو تر از آن بوده که هم قد تابوت باشد. مطمئم خیلی سبک است تابوتش...
حسین آجیلی، دو ساله...
حسین کوچولو نمیدانم تا به حال کربلا رفته بودی یا نه. شب جمعه های کربلا تماشایی است...
حالا هر شب جمعه آنجایی. کنار امام حسین که باشی جایت امنِ امن است. کسی اذیتت نمیکند.
برایمان دعا کن شهید کوچولو :)
*
{اَللَّهُمَّ اكْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّهَ عَنْ هَذِهِ الأُْمَّهِ بِحُضُورِهِ وَ عَجِّلْ لَنَا ظُهُورَهُ}
خدايا اين اندوه را از اين امت به حضور آن حضرت برطرف كن، و در ظهورش براي ما شتاب فرما...
_دعایعهد
{رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}
رهبر عزیزتر از جانم
امروز به امر شما قیام کردیم؛ در حالی که همه ی کفر را مقابل خودمان میبینیم و جز خدا پشتیبانی نداریم.
آمدیم که نگذاریم صدای کوبش طبل ظالم، ندای مظلوم را خاموش کند.
آمدیم تا صدای مظلومیت مردم غزه را به گوش آزادگان جهان برسانیم. مردمی که ۸۸۸ روز است شعار هیهات منا الذله را معنا کردهاند. هزاران هزار شهید دادند و از خاکشان دست نکشیده اند.
دخترکانمان به یاد ۱۶۵ فرشته مدرسه «شجره طیبه» با لباس مدرسه و کوله پشتی هایشان آمدند. آمدند که بگویند از خون به ناحق ریختهتان نمیگذریم.
همانگونه که فرمودید:
[این اطمینان را به همگان میدهم که ما از انتقام خون شهداء شما صرف نظر نخواهیم کرد... بخصوص نسبت به خون اطفال و کودکانمان حساسیت بیشتری خواهیم داشت.]
آمدیم برای خوار کردن دشمن. او فکر میکرد با شهادت رهبرمان کار ایران تمام است. اما باید بداند که شهید خامنه ای برایش بسیارخطرناکتر از امام خامنهای است.
ما سرباز مکتب پدر شهیدتان، خامنه ای شهید بودیم و امروز فدایی شماییم و خیمه ولایت را رها نخواهیم کرد.
ما به سوی معرکه پرواز میکنیم، حتی اگر در مسیر پیروزی خون تک تکمان بر زمین ریخته شود. ما امتداد عاشورای حسینیم.
امروز با دلی دردمند فریاد زنیم:
حسین حسین شعار ماست
شهادت افتخار ماست