📷ارتباط تصویری با نمایندگان مجلس
📌#رهبر_معظم_انقلاب:
سئوال، تفحص و امثال اینهاکه درقانون آمده، اینها حق شماست، بایستی انجام دهید.
۹۹/۴/۲۲
به نهضت آمرین بپیوندید👇
http://eitaa.com/joinchat/1655439360C3ac9fe7eda
این پیام را منتشر کنید...
#خاطره_ارسالی
سلام، خاطره من مربوطه به زمان بلوغ حدود ۹ الی ۱۰ سالگیم میشه که یک شب جمعه ای خونه عموم روضه ماهانه بود...
از اونجایی که فاصله منزلمون تا اونجا نزدیک بود و مجلس مردانه وخونه اشون ویلایی با حیاطی بزرگ که فقط به عشق بازی با بچه ها زیردرختان ودورحوض فکر میکردم..
رسیدم و بعد چند دقیقه بازی رفتم آبی بخورم که عمه جانم جواب سلام امو با یه نصیحت که: عمه جان پس جورابت کو وای وای... داد...😱
منو میگی اون لحظه شرمندگی با سکوت همراه باعصبانیت ودندانهای به هم فشرده 😬
پس از آن بغض درگلو مانده که تا درخلوتی مامانمو گیر بیارم وبگم چرا دخترعمه خودش که جوراب نداشت وفلان...
اماانگار همونجا برای همیشه من #هدایت شدم که هیچوقت بدون جوراب درانظار ظاهر نشم طوری که حس میکنم پام لخته و در تیررس نگاه دیگرانم...
نکته اینکه اون زمان تاچند سالی ازعمه ام دلخور بودم و از یادم نمیرفت که لحنش چقدر تند بود😲
حس میکردم که چه کار زشتی مرتکب شده ام.
ولی بعدش خداروشکر میکردم که توذهنم منکر جلوه داده شد،
این رو ممنون نهی از منکر عمه ام هستم.
🌺نمونه #خاطره شماره 77
مسابقه#آنگاه_هدایت_شدم
#تذکر_همیشه_تاثیر_دارد
⭕برای مشاهده سایر خاطرات
روی هشتگ👈 #خاطره_ارسالی
بزنید.
🆔️@aamerin_ir
#خاطره_ارسالی
سلام علیکم
آنگاه که هدایت شدم...
من در مدرسه علوم معارف درس میخواندم و یکی از درسهامون احکام بود.
در کتاب سال یازدهم دو درس به واجب امربه معروف ونهی ازمنکراختصاص داشت، من یادمه که اون دو تا درس رو کامل خوندم ولی اون جوری که باید ما رو با واجب آشنا نکرد🤔
با این که می دونستم واجبه و حتی با مراحل و شرایطش آشنا بودم ولی انجامش نمی دادم چون واقعا درمورد اهمیتش چیزی نمی دونستم..
تا این که با دوره های مجازی #استاد_تقوی آشنا شدم وواقعا اثرگذار بود😍من که این واجب رو انجام نمی دادم بعد از این دوره ها کم کم انجام دادم و برای من خیلی اثرگذار بود.
واقعا خیلی ممنون به خاطر دوره ها تون خسته نباشید به استاد تقوی و همه همکارانشون که باعث هدایت بنده شدند🙏🏻
🌺نمونه #خاطره شماره 78
مسابقه#آنگاه_هدایت_شدم
#تذکر_همیشه_تاثیر_دارد
⭕برای مشاهده سایر خاطرات
روی هشتگ👈 #خاطره_ارسالی
بزنید.
🆔️@aamerin_ir
634.5K
#خاطره_ارسالی
#فایل_صوتی🎵
📣📣جوایز ۵۰۰ هزار تومانی به برترین خاطرات
🔴مسابقه بزرگ #آنگاه_هدایت_شدم
❌خاطرات امر به معروف کردنتان را نفرستید!
✅فقط امر به معروف شدن خودتان را بفرستید.
🔵ترجیحا به صورت فیلم 💿یا صوت🎵
بین خاطرات برتر، قرعه کشی خواهدشد.
👈خاطرات خود را فقط به آیدی روابط عمومی دفتر استاد تقوی بفرستید:
Eitaa.com/amr_nahy123
🔴مهلت تا اربعین حسینی
🔵ارسال چندخاطره بلامانع است و احتمال برنده شدن شما را افزایش میدهد.
🔴ملاکهای انتخاب👇خاطرات برتر:
🔹شیوایی بیان و زیبایی خاطره
🔶تبیین اثرگذاری و تحول ماندگار
🔹پرهیز از حواشی و توضیحات اضافه
🔶تکیه بر روشها و ظرافتهای تذکر در خاطره
خاطرات زیبای شما برای انگیزه یافتن سایر عزیزان در کانال منتشر خواهد شد.
🌺نمونه #خاطره شماره79
مسابقه#آنگاه_هدایت_شدم
#تذکر_همیشه_تاثیر_دارد
⭕برای مشاهده سایر خاطرات
روی هشتگ👈 #خاطره_ارسالی
بزنید.
🆔️@aamerin_ir
449.8K
#خاطره_ارسالی
#فایل_صوتی🎵
📣📣جوایز ۵۰۰ هزار تومانی به برترین خاطرات
🔴مسابقه بزرگ #آنگاه_هدایت_شدم
❌خاطرات امر به معروف کردنتان را نفرستید!
✅فقط امر به معروف شدن خودتان را بفرستید.
🔵ترجیحا به صورت فیلم 💿یا صوت🎵
بین خاطرات برتر، قرعه کشی خواهدشد.
👈خاطرات خود را فقط به آیدی روابط عمومی دفتر استاد تقوی بفرستید:
Eitaa.com/amr_nahy123
🔴مهلت تا اربعین حسینی
🔵ارسال چندخاطره بلامانع است و احتمال برنده شدن شما را افزایش میدهد.
🔴ملاکهای انتخاب👇خاطرات برتر:
🔹شیوایی بیان و زیبایی خاطره
🔶تبیین اثرگذاری و تحول ماندگار
🔹پرهیز از حواشی و توضیحات اضافه
🔶تکیه بر روشها و ظرافتهای تذکر در خاطره
خاطرات زیبای شما برای انگیزه یافتن سایر عزیزان در کانال منتشر خواهد شد.
🌺نمونه #خاطره شماره 80
مسابقه#آنگاه_هدایت_شدم
#تذکر_همیشه_تاثیر_دارد
⭕برای مشاهده سایر خاطرات
روی هشتگ👈 #خاطره_ارسالی
بزنید.
🆔️@aamerin_ir
#خاطره_ارسالی
سال ۹۰ بود که خواهر بزرگم ازدواج کرده بودند، قبل از اینکه فردای عروسی برسه قرار بود بریم خونه خواهرم که ببینیم تمام وسایل اش تکمیل هست یا نه...
به اتفاق اقوام آخر شب رفتیم خونه خواهرم ولی خود خواهرم نبود، گفت: من خونه می مونم و استراحت می کنم شما برید خونه امون...
تا اینکه ما رسیدیم خونه اشون، شوهر خواهرم بود با خانواده اشون...
بنده اون موقع مانتویی بودم...
اون موقع نمیدونستم امر به معروف چیه؟ اصلا امر به معروف رو با چی می نویسن؟☺
توی آسانسور خونه اشون بودم که وقتی رسیدم خونه اشون ... شوهر خواهرم امر به معروفم کردوگفت: خانواده من هم اومدن منزل ما، ممنون میشم چادرتونو بپوشید، می دونم که حجابتون رو رعایت می کنید ولی به خاطر من و خواهرت یک کوچولو باهامون راه بیایید...
من اولش عصبانی شدم🤨می خواستم وسایلی که همراهم بود رو بکوبونم تو سرش😬 اون لبخند زد 😊 و دست به محاسنش زد و حالت خواهش و تضرع🙏🏻
بنده دلم نیومد باهاشون لجبازی کنم... گفتم باشه چشم چادر می پوشم...
بعدها گذشت که رفته بودن مشهد برام چادر عربی خریدن و گفتن : دوست دارم هدیه ای که خریدم رو دائمی بپوشیش، چون برازنده ی شماست!
و من هم هدیه با ارزشش رو پوشیدم...
هر چند اوایل سخت بود....
فامیل، دوستام، من قبلا آدم باکلاسی بودم...
هنوزم هستم ولی یک کم متفاوت تر از قبل شدم😃
🌺نمونه #خاطره شماره 81
مسابقه#آنگاه_هدایت_شدم
#تذکر_همیشه_تاثیر_دارد
⭕برای مشاهده سایر خاطرات
روی هشتگ👈 #خاطره_ارسالی
بزنید.
🆔️@aamerin_ir
#خاطره_ارسالی
باسلام،
خونه زندگی مون در روستا بود در خانواده ای پر جمعیت زندگی میکردیم، خواهر بزرگم ازدواج کرده بود و به خاطر شغل شوهرش در شهر زندگی میکرد..
هرهفته خواهرم میومد خونه امون به ما سرمیزد و هر باری که ما خریدی داشتیم ولباسی میخواستیم بخریم یکی ازما با خواهرم میومدیم شهر خونه اشون و ما را میبرد بازارخریدهامون رو تهیه میکردیم...
اون سال من ۹ سال بیشتر نداشتم وقتی یکبار با خواهرم اومدم شهر در خیابان جلوی یک مغازه اسباب بازی های رنگارنگی 🌈 بود توی دلم گفتم کاش چند تا ازاینها رو داشتم😞
ولی خب پول کافی برای خرید چیزهای اضافه نداشتیم، خجالت هم میکشیدم به خواهرم بگم که برام بخره آخه دوست داشتم برای خواهر کوچکم یه هدیه از شهر ببرم.
خلاصه وسوسه شدم و یواشکی یه عروسک برداشتم وگذاشتم توی کیفم
وقتی رسیدیم خونه خوشحال به خواهرم گفتم، آجی من این عروسک رابرداشتم.
خواهرم بدون معطلی خیلی ناراحت شد😵 وگفت کارت خیلی اشتباه بوده، زشته آدم بدون اجازه و یا بدون این که پولی پرداخت کنه چیزی از مال مردم رو برداره، این را گفت و فوری عروسک رابرداشت و رفت عروسک را گذاشت سرجاش وبرگشت...
ازاون روز تا الان که ۴۳ سالمه دیگه نمیتونم به خودم اجازه بدم حتی فکر چنین اشتباهی را بکنم چه برسد به این که بخوام انجامش بدم!
شاید باورتون نشه تا یه موضوعی پیش میاد من فوری خاطره ی اون روز برام زنده میشه انگار که تازه این اتفاق برام پیش اومده...
من همیشه ممنون خواهرم هستم که با این کارش آینده مرا تضمین کرد، فقط خدا میدونه اگه خواهرم برعکس عملی که انجام داده بود،عمل میکرد، حالا من چی شده بودم.
مثل همون تخم مرغ دزد که شتر دزد میشود را خواهرم از ریشه برید تا من شتر دزد نشوم!
خداراشکر میکنم که در بچگی مرا هدایت کرد و مدیون خواهر بزرگم هستم که همیشه مشوقم بوده، ازخداوند میخواهم که همه ما راعاقبت بخیر کند ومرگ ما را جز با شهادت در راه خودش قرار ندهد🙏🏻
🌺نمونه #خاطره شماره 82
مسابقه#آنگاه_هدایت_شدم
#تذکر_همیشه_تاثیر_دارد
⭕برای مشاهده سایر خاطرات
روی هشتگ👈 #خاطره_ارسالی
بزنید.
🆔️@aamerin_ir
#خاطره_ارسالی
باسلام به تمام عزیزان، من یک خانم ۵۱ ساله هستم و دو دختر دارم وقتی که آنها کوچک بودند مثل مادرهای دیگه از شیطنت هايشان خسته میشدم وناخواسته دعوایشان میکردم...
یک روز که به مهمانی رفته بودیم با شیطنت بچه ها از کوره در رفتم و....
یکی از خانمهای مهمان من را به گوشه ای برد و گفت: در این دنیا هر چیز حساب دارد و حتما در درگاه خدا ثبت میشود!
پس هروقت و هر ساعت و در هر حالی که بودی برای بچههایت دعاکن🤲
مثلا بگو بخدا سپردم یا بگو عاقبت بخیر شوی و....
من از آنروز این کار را انجام دادم و به لطف خدا آثار این دعاها را در زندگی فرزندان میبینم🙏🏻
🌺نمونه #خاطره شماره 83
مسابقه#آنگاه_هدایت_شدم
#تذکر_همیشه_تاثیر_دارد
⭕برای مشاهده سایر خاطرات
روی هشتگ👈 #خاطره_ارسالی
بزنید.
🆔️@aamerin_ir
#خاطره_ارسالی
باسلام، یه دوستی داشتم که از دوران بچگی با هم بزرگ شده بودیم و مثل خواهر بودیم، مادرش جلسه قرآن میرفت، اما خب مادوتا خیلی اهل رعایت حجاب نبودیم، هرموقع مارو میدید که میخواهیم بریم خیابون و حجابمون درست نبود، یا با زبون یا با اشاره بهمون میگفت که حداقل گردنمون رو بپوشونیم و روسریمونو جلو بیاریم.
دوستم با اکراه کمی روسریشو جلو میاورد، اما من با میل قلبی هرچند کم همونجا انجامش میدادم، درسته که بازم تا مدتها هنوز حجاب درستی نداشتم، اما بازم همیشه تو ذهنم بود که گردنمو باید بپوشونم و تاجایی که حواسم بود این موردرو رعایت میکردم.
🌺نمونه #خاطره شماره 84
مسابقه#آنگاه_هدایت_شدم
#تذکر_همیشه_تاثیر_دارد
⭕برای مشاهده سایر خاطرات
روی هشتگ👈 #خاطره_ارسالی
بزنید.
🆔️@aamerin_ir