تمدّنها بر اساس میزان تأمین کردن نیازها و ثبات و پایداریشون در اونها ارزشگذاری میشن.
برترین تمدّن اونیه که نه تنها همهی نیازها رو رفع کنه، بلکه باعث رشد و ارتقاء انسانها بشه و استحکام هم داشته باشه.
همچین شبکهی پیچیدهای بهراحتی تشکیل نمیشه!
باید نظام اقتصادی، امنیتی، آموزشی، قضایی، خانواده، سیاسی، اخلاقی، معماری، حقوقی، و... وجود داشته باشن و سختتر از اون اینکه، بهینهسازیشون تنهایی و جزیرهای نیست و با هم در ارتباط متقابلن و اثرگذاری جدی روی همدیگه دارن...
حکومتی میتونه موفق باشه که برنامهریزان اون در همهٔ فنون متخصص باشن و همه رو با هم لحاظ کنن و با نگاه سیستمی، همه رو در یک شبکهٔ کلان در بیارن.
هر تمدّنی، مجموعهای از سختافزار و نرمافزاره.
سختافزار میشه ساختمون و خیابون و چیزایی که به حس در میان.
مثلاً میدون نقش جهان یا عالیقاپو، میشن از مظاهر تمدّن عصر صفوی در اصفهان.
سختافزار روی روح آدما بیتأثیر نیست، مثلاً معماری یه مسجد میتونه باعث افزایش معنویت در جان انسان بشه، اما اونی که اثر اصلی رو داره، نرمافزار تمدّنه!
نرمافزار اون چیزاییه که حضور داره و حتی منشأ سختافزارهاست ولی به حس در نمیاد...
نرمافزار حداقل سهتا لایه داره:
١. باورها و نگرشها نسبت به جهانشناسی، انسانشناسی، توحید، معاد، ولایت، و...
٢. قوانین و بایدهایی که مراعاتش در اون تمدّن لازمه.
٣. فرهنگها و آداب و رسوم و طرز رفتار افراد در جامعه در خوراک و پوشاک و مسکن و...
سعادت و هدفی که برای جامعه ترسیم میشه بر مبنای اون نگاه و نگرشه، و قوانین و فرهنگها هم نسبت به همین نگاه تنظیم میشن، چون قراره ما رو به اون هدف برسونن.
و این نرمافزار تمدّنه که به جامعه جهتدهی میکنه و اصلاً تعیین میکنه چه سختافزاری تولید بشه.
حالا با توجه به این تعریفات، تعریف تمدّن اسلامی رو میشه حدس زد:
«تمدّن اسلامی یعنی تمدّنی که نرمافزار آن بر اساس نظر اسلام به دست آمده باشد؛ یعنی بر مبانی دین استوار شده و در راستای اهداف دین تلاش مینماید و از راهکارهای توصیهشده در اسلام برای رسیدن به اهداف استفاده نماید.»
معلومه که اگر فقط مبانی و نگرشها اسلامی بشن، اون جامعه اسلامی نیست!
بلکه باید بر اساس اون مبانی، قانون و برنامه تولید بشه؛
بعد اون برنامه بیاد به عرصهٔ زندگی و مردم رو در مسیر سعادت حقیقی حرکت بده تا بشه به اون جامعه گفت اسلامی.
«تمدّن اسلامی یعنی آن فضایی که انسان در آن فضا ازلحاظ معنوی و ازلحاظ مادّی میتواند رشد کند و به غایات مطلوبی که خدای متعال او را برای آن غایات خلق کرده است برسد؛ زندگی خوبی داشته باشد، زندگی عزتمندی داشته باشد، انسان عزیز، انسان دارای قدرت، دارای اراده، دارای ابتکار، دارای سازندگیِ جهان طبیعت، تمدّن اسلامی یعنی این؛ هدف نظام جمهوری اسلامی و آرمان نظام جمهوری اسلامی این است.»
_ بیانات مقام معظم رهبری، ٢٢ خرداد ٨٣.
این بخش از بحث رو مستقیماً از بیان حضرت آقا (در ٧ خرداد ٩٧) بخونیم:
«انقلاب مراحلی دارد:
آنچه در اول انقلاب در سال ۵٧ اتفاق افتاد، مرحلهٔ اول انقلاب بود یعنی انفجار در مقابلِ نظامِ غلطِ باطلِ طاغوت و ایجاد یک نظام جدید بر مبنای آرمانها و ارزشهای نو و با لغت نو، با تعابیر نو، با مفاهیم نو؛ این مرحلهٔ اول انقلاب بود.
بعد در مرحلهٔ دوم، این نظام بایستی ارزشها را محقق کند؛ این ارزشها و آرمانهایی که حالا اشاره میکنم و بعضی را میگویم، باید در جامعه تحقق ببخشد. به این ارزشها اگر بخواهد تحقق ببخشد، یک دستگاه مدیریتی لازم دارد که آن میشود دولت انقلابی؛ بنابراین مرحلهٔ بعد از نظام انقلابی، ایجاد دولت انقلابی است، دولتی که ارکان آن، انقلاب را از بن دندان باور کرده باشند و دنبال انقلاب باشند.
بعد که این دولت انقلابی تشکیل شد، آنوقت بایستی بهوسیلهٔ اجرائیات درست -قانون درست، اجرای درست- این آرمانها و ارزشهایی که مطرح شده، این آرزوهای بزرگ انقلابی، یکییکی در جامعه تحقق پیدا کنند؛ آنوقت نتیجه میشود جامعهٔ انقلابی؛ یک جامعهٔ انقلابی به وجود میآید که این مرحلهٔ چهارم است. حرکت انقلابی، نظام انقلابی، دولت انقلابی، جامعهٔ انقلابی، این چهارم [است].
بعد که جامعهٔ انقلابی درست شد، آنوقت زمینه برای ایجاد تمدّن انقلابی و اسلامی بهوجود میآید. حالا من تعبیر به «انقلابی» کردم؛ بهجای کلمهٔ «انقلابی» میتوانید کلمهٔ «اسلامی» بگذارید؛ یعنی دولت اسلامی، جامعهٔ اسلامی، تمدّن اسلامی؛ این مراحلی است که وجود دارد.»
پس چی شد؟
حرکت ← نظام ← دولت ← جامعه ← تمدّن✌️🏼
تمدّن اسلامی به معنای خاص خودش فقط در عصر ظهور تحقق پیدا میکنه، و ما در تلاشیم که میزان توانمون به سمتش حرکت کنیم و زمینهش رو فراهم کنیم.
راهنوشتههای یک کفترِ آرمانجو
در نهایت همهی این حرفا، من میخوام شروع کنم این دوتا کتاب رو دوباره بخونم انشاءالله. انتخاب کتابا
درس اول تموم نشد و هنوز یهخورده دیگه مونده ولی برا امروز کافیه.
https://daigo.ir/secret/11502051414
این لینک هم خدمتتون باشه بابت سوالی نکتهای هرچی داشتین، یا اگه کتاب رو خواستین.
رفته بودم سراغ هارد تا عکس و فیلمای قدیمی رو مرور و مرتب کنم.
چشمم خورد به یه پوشه پر از پوستر و عکسنوشته و کلیپاستوری و پادکست و نقاشی و خطاطی و...
اون روزا، ما درگیر یه دورهی هنری_رسانهای بودیم.
بچهها نمونهکار میفرستادن، بعد از تایید آموزشها رو میدیدن و تمرین انجام میدادن، و همینطور امتیاز میگرفتن و میومدن بالا یا امتیاز نمیگرفتن و حذف میشدن.
چندتا رو باز کردم و دوباره دیدم...
_ یهدیقه بیا اینو ببین... ١۰ بدم خوبه بهنظرت؟
+ معیارات واسه این امتیاز چیه؟
_ صرفاً قابل قبوله، ولی حرفهای نیست. اینجا رو نگا کن... قشنگ معلومه اولینباره از این ابزار استفاده کرده. خیلی ناشیانهست!
+ خب... به اینیکی چند میدی؟
_ اینو ٢۰ میدم! فوقالعادهست این بچه. همهی کاراش همینقد قشنگه.
+ ولی اگه من باشم به هر دوتاشون ١۵ میدم.
_ اینا اصلاً همسطح نیستن ولی! چرا دوتاشون یه امتیاز بگیرن؟
+ برو نمونهکار قبلی نفر اول رو بیار... ببین چه فاجعهای بوده! ترکیب رنگ و فونت و کیفیت و همهچیزش داغون بود... تو فقط بهش دو دیقه وویس دادی و چندتا ترفند ساده گفتی؛ بعد از دو مرحله ببین چه پیشرفتی کرده. حالا برو کارای قبلی نفر دوم رو بیار... ببین! هیچ پیشرفتی نکرده. همونی هست که بوده...
_ اوهوم... و این یعنی مبنای تحلیل...
+ مبنای تحلیل ما باید میزان پیشرفت و عملکرد باشه. اینکه استعداد و توانایی پیشرفت در هرکس چهقدره. باید بررسی کنی نسبت به کار قبلی چه رشدی داشته، نه لزوماً همونی که الان داری میبینی رو فقط تحلیل کنی...
[ تصویر متعلق به همون روزا ]
من اونجا پذیرفتم که شاید این نمونهکار پر از ایراده و با اون مطلوب و ایدهآلی که میخواستیم فاصله داره و وضع موجود رضایتبخش نیست، اما هر کاری رو نه با نقطهٔ ایستا، که با شتاب و مشتق پیشرفتش میسنجن. یعنی ملاک تحلیل، نرخ تغییره نه وضعیت فعلی!
حالا این #منطق_تحلیل رو میشه به هر فرد، گروه، مجموعه، یا کشوری هم تعمیم داد...