٣. خردورزی
مهمترین بنمایهٔ سبک زندگی در تمدّن نوین اسلامی، خردورزیه.
«عقلانیت یعنی نیروی خرد انسان رو استخراج کردن و اون رو بر تفکرات و اعمال انسان حاکم قرار دادن.»
برای تشکیل مدینهٔ فاضله باید عقل رو ملاک و معیار قرار بدیم. اولین کار در این راستا اینه که تقویت نیروی عقل و خرد در جامعه انجام بشه.
البته، عقلانیت به معنای محافظهکاری، مسامحه، و تساهل نیست!
۴. علم
مجاهدهٔ علمی و شکستن مرزهای علم، چراغ راه تحقق تمدّن اسلامیه و فردای بدون علم تاریکه...
علم، سلطهآوره و جامعهٔ صاحبعلم رو قدرتمند میکنه.
علم رو باید فرابگیریم، تولید کنیم، به مصرفش بسنده نکنیم، و منشأ صدور علم به سایر نقاط جهان هم باشیم!
نکتهٔ کلیدی: ارزش علم منوط به معنویته. علم بدون معنویت بیارزشه، همون چیزی میشه که الان تمدّن غرب باهاش مواجهه.
تمدّنی که با روشهای پیچیدهٔ علمی تونست موفقیتهای بزرگی به دست بیاره اما از لحاظ معنویت دچار خسارتهای عظیمی شد...
تأکید رهبری بر علم همراه با معنویت به این دلیله که علم با خودش قدرت میاره و اگه این قدرت رها باشه، عامل فساد میشه.
برعکس زمانی که معنویت علم رو فرماندهی کنه، عامل سعادت میشه و در خدمت آرامش و امنیت مردم قرار میگیره.
مثال گویای سوءاستفاده از علم هم میشه استفادهٔ غیرانسانی آمریکا از فناوری هستهای در قتل عام مردم بیگناه هیروشیما و ناکازاکی...
آرایش ظاهری این تمدّن چهشکلیه؟
لوازم این تمدّنسازی چیا میتونن باشن؟
این کارها ممکنن؟ در دسترسن؟
هدیهٔ تمدّن اسلامی به بشریت چیه؟
همه رو تو این چند خط از بیانات حضرت آقا میتونین بخونین.
راهنوشتههای یک کفترِ آرمانجو
درس اول تموم نشد و هنوز یهخورده دیگه مونده ولی برا امروز کافیه. https://daigo.ir/secret/1150205141
درس اول رو تموم کردیم به لطف خدا✨
درس بعد یکی از قشنگترین قسمتهاست، بهخصوص واسه کسایی که انتخاب رشته در پیش دارن.
اونو انشاءالله جدیتر دنبال کنین🤝
لینک هم که در خدمته بابت سوال و نکته و...
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به فرض هم که هرچی رو زمینه رو جمع میکردی،
بازم نمیتونستی دلاشونو به هم مهربون کنی...
ولی خدا دلاشونو بههم گره زد!
خدا دلاشونو بههم الفت داد...
خدا دلاشونو بههم الفت داد...
خدا دلاشونو بههم الفت داد...
چندوقت پیش سخنرانیای حاجآقا رمضانی رو گوش میدادم و الان داشتم به این فکر میکردم که...
چی باعث میشه یهعده آدم دیندار و اهل رعایت ظواهر دین، امامِ خودشون رو میکُشن؟
اگه نفسمون رو تربیت نکنیم،
سر بزنگاه چپ میره...
امام رو به یهظرف غذا میفروشه...
دنیا پررنگتر از عشق میشه واسهش...
حتی اگه من بهظاهر فکر کنم که نه،
عشق واسهم خیلی مهمتر از دنیاست.
ولی به درد نمیخوره...
چون انتخابای زندگیم طوری نبوده که اینو ثابت کنه!
اونوقت من یهعمر اینطوری زندگی کردم
هی گفتم "این یهذره چیزی نیست"
یا "از عمد انجام ندادم که"
ولی برآیند همهی این کارای ریز ریز، میشه یه منِ بیشخصیت!
الان فکر میکنیم اگه ما زمان امامحسین علیهالسلام بودیم حقیقت واضح و معلوم بود دیگه
حق و باطل آشکار بود و تصمیمگیری هم کار سختی نبود
میرفتیم تو سپاهشون و در رکابشون جهاد میکردیم
ولی نهخیر!
آدمایی که روبروی امام وایسادن هم بد کسایی نبودن
براشون هم واضح بود که امامحسین علیهالسلام کی ان
ولی رفتن و اونطرفی وایسادن
فکر میکردن یه انتخاب سادهست و برای منفعت خونواده که آب و غذاشون قطع نشه رفتن سیاهی لشکر شدن
ولی نه تنها انتخاب کوچیکی نبود، که تا ابدالدهر مورد لعن همهی شیعههان...
درمورد هیچ انتخابی،
هیچ تصمیمی،
حتی ریزترینها،
حتی جزئیترینها،
تصور نکنیم که تاثیر نداره و پا رو کج بذاریم...
وگرنه بعدا بیچاره ایم!