یا یه مثال دیگه:
فرض کنید ماشینتون رو در اختیار یه راننده قرار دادید. دلتون میخواد در راه درستی ازش استفاده کنه و باهاش مثلاً نره دزدی!
چهطور میشه ماشین رو کنترل کرد؟ نتیجهٔ مثبت یا منفی استفاده از اون ماشین حاصل تغییر در ماشینه یا تغییر در خصوصیات راننده؟
واضحه که اگه ماشین رو تعمیر کنید و برگهٔ معاینه فنی بگیرید مشکل حل نمیشه.
ماشین رو به زنجیر هم که نمیشه کشید! چون بر اساس فرضمون ماشین به راننده سپرده شده.
تنها راهمون تغییر در رانندهست. باید در فکر و ذهن راننده نفوذ کرد و تصمیمگیری و تفکرش رو در اختیار گرفت.
سختافزار جامعه مثل اون ماشینه و مردم جامعه هم رانندههاشن که از اون در مسیر اهداف و تمایلات خودشون استفاده میکنن و علوم انسانی دانشهاییه که به وسیلهٔ اون میشه تمایلات و ارادههای انسانها رو کنترل کرد و اونها رو در مسیری که میخوایم درآورد.
علوم انسانی، دانشهای تسلط بر فکر و ذهن انسانها هستن.
گاهی ممکنه کسی رو با زور بازو کنترل و محدود کنیم، ولی یه جامعه رو نمیشه فقط با زور کنترل کرد؛ باید بهجای کنترل بدنها و اجساد، مغزها و فکرها رو کنترل کرد تا جامعه در مسیری که میخوایم به حرکت در بیاد.
حتی برای بهدست آوردن زور و قدرت -که در گروی پیشرفت تکنولوژی و صنعته- هم باید از علوم انسانی بهرهمند باشیم تا بهمون یاد بده چهطور تواناییهامون رو سامون بدیم و ازشون در راستای رسیدن به قدرت استفاده کنیم.
تأثیر علوم انسانی در این عرصهها اصلاً کمتر از علوم مهندسی و پزشکی و اینطور رشتهها نیست...
علوم انسانی، کنترلکننده و طراحیکنندهٔ جامعه هستن و علومی مثل فیزیک و شیمی و زیست و... مثل خدمتگزار به علوم انسانی در هر بستری کار و فعالیت میکنن که اونا تعریف کردن.
پس باید انسان رو درست شناخت،
روش تفکر و تصمیمگیریش رو درست بررسی کرد،
روح و روانش رو دقیق واکاوی کرد،
دربارهٔ سیر تغییرات رفتارهای فردی و اجتماعی تحقیق کرد،
تحولات ممکن اون در آینده رو رصد کرد تا با برنامهریزی و قانونگذاری و فرهنگسازیهای لازم بشه افکار و تصمیمات انسانها رو به شکل صحیح مدیریت کرد.
تمدّنی موفقترین تمدّنه که در رشتههای علوم انسانی از همه موفقتر باشه و نخبگانش رو به سمت این رشتهها تشویق کنه.
شاهرگِ حیاتیِ بشریت!.pdf
حجم:
1.4M
بهعنوان حسن ختام امشب هم بیاین اینو بخونیم.
این یه برش از کتاب «در جستوجوی ثریا» نوشتهٔ شیخ عبدالرسول کشمیری از انتشارات ملک اعظمه که با اسم «لنگر» از انتشارات عهد مانا هم چاپ مجدد شده.
اگه درگیر انتخاب رشتهاید خوندن این کتاب هم خالی از لطف نیست.
خدای عزیز و بزرگ ما...
شکرت که بین اینهمه ادیان و مذاهب، پدر و مادر و اجداد و خودمون رو مسلمون و شیعهٔی دوازدهامامی قرار دادی؛
شکرت که بین اینهمه عصر، این سالهای آخرالزمان رو برای زندگیمون انتخاب کردی؛
شکرت که بین اینهمه نقطهٔ جغرافیایی، ما رو وسط ایران آفریدی؛
شکرت که ما رو لایق چشیدن زندگی در حکومت جمهوری اسلامی دونستی و نخواستی بردهٔ حکومت طاغوت بشیم؛
شکرت که برامون عزّت خواستی، استقلال خواستی، آزادی خواستی؛
شکرت که شرایط تحقیق درمورد عقایدمون رو فراهم کردی و هرچی لازم بود سر راهمون گذاشتی تا دلمون به اعتقادمون قرص و محکم شه؛
شکرت که ما رو برای مبارزهٔ نهایی با یهود برگزیدی؛
شکرت که ما رو منتظر منجی قرار دادی...
الهی فلک الحمد ابداً ابداً دائماً سرمدا،
یزید و لا یبید کما تحبّ و ترضی♡
مجری به نزار قبانی شاعر بزرگ عرب میگوید:
در شعر شما «حُزن» نمود زیادی دارد!
نزار قبانی به میان کلام او میآید، و میگوید:
حُزن، میزاث قوم ماست!
از کربلا تا به امروز ما «حزین» هستیم...
ما عشقمان، محزون!
وصالمان، محزون!
مرگمان، محزون!
و حتی شادیمان، «محزون» است!
النائی4_5852683807487968401.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
یه شب که دنبال چندتا صوت جدید میگشتم تا بریزم رو لپتاپ و حین کارام گوش بدم، فاطمه بیخبر از همهجا اینو فرستاد برام؛ و شد نورِ چشمیِ من.
ثانیه به ثانیهش رو با جون و دلتون بشنوید...