یک دسته، رهگذرها هستند. وقتی که فتنهگر در داخل شهر فتنه بر پا میکند، فقط افرادی که مواجه با او هستند از بین نمیروند؛ از مردم بیگناه [طرف] در خیابان دارد راه میرود به طرف محلّ کسبش و طرف خانهاش؛ یک عدّه هم از اینها شهید شدند؛ اینها هم شهیدند، به خاطر اینکه در فتنهی دشمن به شهادت رسیدند. این گلوله از هر جا آمده باشد، در فتنهی دشمن این اتّفاق افتاده است و [لذا] این دستهی دوّم هم شهیدند.
دستهی سوّم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بیتجربه بودند، با فتنهگرها همراه شدند. من میخواهم بگویم آنها هم از ما هستند، آنها هم بچّههای ما هستند. یک عدّهای از آنها هم پشیمان شدند. بعضیشان به من نامه نوشتند که ما آن روز آمدیم در خیابان و چه و چه و چه، ما را حلال کن! در زندان هم نبودند، آزاد بودند، [امّا] پشیمان شدند، اشتباه کردند. آن کسانی از اینها که کشته شدند، مسئولین آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند.
بنابراین دایرهی جانباختگان ما که اینها را به عنوان «شهید» حساب میکنیم، دایرهی وسیعی است: بهجز آن اصحاب فتنه و سردستهها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها، بقیّه: چه عناصر مدافع امنیّت، چه رهگذرها، و چه حتّی کسانی که با فتنهگرها چند قدمی حرکت کردند که اینها [هم] فرزندان ما هستند، و ما برای اینها طلب رحمت میکنیم، طلب مغفرت میکنیم؛ اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد؛ انشاءالله.
37.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از خونِ جوانانِ وطن، لاله
خدا لاله دمیده...
از ماتمِ سروِ قدشان
سرو خمیده...
💔
«اونایی که گمون میکنن بهرغم دشمنی با ما و کینههای توهمی که تو دلهاشون ساختن، ما از خونهای ریختهشده عزادار نیستیم، بدونن که غم ما از اونا خیلی بیشتره! چرا که اگه اونا ما رو دشمن بدونن، ما اونا رو عزیز و اهل خونوادهمون میدونیم...
حتی اگه به ما فحاشی کنن و به کشتن ما راضی باشن، ما برای همین خشمشون هم از درون میسوزیم :) چون خوب میدونیم این خشم، منبع تغذیهی اوناییه که میخوان این خونواده رو از هم بپاشن و با خون کشتههای عزیز ما زنده بمونن...
ولی بدونن که ولله این اتفاق نمیافته!
ما میمیریم، حتی برای بقای آرامش اونایی که ما رو از خودشون نمیدونن...»
#مکالمات