eitaa logo
آوارگی‌ها
563 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
183 ویدیو
91 فایل
باشد تا مرهمی باشد، بر افکار و خطورات گاه و بی‌گاه، بر دلتنگی عاشقانه‌ها، بر گوش‌نوازترین شعر‌ها، بر روایات و حکیمانه‌ها، بر الهامات و خواب‌ها؛ تا مرهمی باشد بر آوارگی‌ها... 💠تحصیل و طهارت: 🔹 @mtganjali ♦️ارتباط: 🔸 @Sheikhtaha 🔸 @Sina_d02
مشاهده در ایتا
دانلود
احساس سوختن به تماشا نمی‌شود، آتش بگیر تا که بدانی چه می‌کشم... •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست در عشق تو، بی‌جسم همی باید زیست! از من اثری نماند، این عشق ز چیست؟ چون من همه معشوق شدم، عاشق کیست؟ 🌱ابوسعید ابوالخیر •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
سلام ای عشق دیروزی، منم آن رفته از یادی که روزی چشم‌هایم را، به دنیایی نمی‌دادی سلام ای رفته از دستی، که می‌دانم نمی‌آیی و می‌دانم برای من، امیدی رفته بر بادی... به خاطر داریَم آیا؟ به خاطر دارمت؛ آری... سلام ای باور پاکی، که از چشمم نیفتادی... •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
تماشایت شروع عشق در شب‌های بارانی‌ست مرا آغاز کن با خود، جهان جای تماشا نیست چنان بی‌اختیارم کرده گندم‌زار موهایت که شرح حال من مانند موهایت، پریشانی‌ست پریشان کن وجودم را پریشان و پریشان‌تر که فرق عشق با عادت، همین میزان ویرانی‌ست غمی زیباتر از این عشق در دنیا نخواهی دید که آغازش پریشانی و پایانش پشیمانی‌ست به بغض و گریه‌هایم قول دادم شانه‌هایت را همین انگیزه‌ی طی کردن شب‌های طولانی‌ست گناه دلبری کردن تمامش گردن یوسف که در این عشق بدنامی سزاوار زلیخا نیست تو را از درد تنهایی، مرا از عشق ترساندند هزاران «دوستت دارم» در این تردید زندانی‌ست من از دیوانگی در اولین دیدار فهمیدم که امکان فرار از عشق، با دیوار حاشا نیست نبودی باز امشب هم، خیالت را بغل کردم به لطف عشق، با تنهایی ام تا صبح مهمانی‌ست تو تنها تکیه‌گاه امن در روز مبادایی بیا، شب‌های تنهایی کم از روز مبادا نیست... 🌱 علی صفری •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
Be a philosopher but amidst all your philosophy, be still a man. فیلسوف باش اما در میان تمام فلسفه هایت، همچنان انسان باش! 🌱دیوید هیوم •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
نامم ز کارخانه‌ی عشّاق محو باد... گر جز محبّت تو، بُوَد شغل دیگرم 🌱حافظ •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
با آن‌که مرا از دل خود راند بگویید: ملکی که در آن ظلم شود دیر نپاید... 🌱فاضل نظری •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
وصل تو، خواب و خیال است ولی باور کن عاشقی بی سر و پا عزم رسیدن دارد... 🌱کاظم بهمنی •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
شب جمعه است و دلم کرببلا می خواهد کربلا هم که دلِ غرقِ صفا می‌خواهد... چه کنم من که ندارم به جز این قلبِ سیه دلِ من از تو حسین قدری دوا می‌خواهد... •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
داستان گم‌شده‌ای که پیدا بود در خویشتن گمم اندیشه ام ز تاب درون آب می‌شود چون برق می‌دود به همه سو خیال من پیداست نقش بُهت ز سیمای حال من همچون صدای رعد که پیچد در ابرها آوای قلب من در پرده‌های حیرت و غم غوطه می‌خورد... 🍀🍀🍀 در خویشتن گمم چون هاله ای که در شب پائیز، ماه را در بر فرو کشد سرگشتگی کشیده در آغوش خود مرا در کام خویش برده فرو مغز خسته ام قلب شکسته ام... 🍀🍀🍀 چون کودکی سبک‌سر و بی‌تاب و بی‌قرار کز هر کنار جوید به گریه گم‌شده ی کودکانه را از چشم من چکد قطرات سرشک‌ها گیرد سراغ گم‌شده ای بی‌نشانه را ای وای اشک‌ها... 🍀🍀🍀 من نیز چون سرشک، دوانم به هر طرف چون سایه های ابر، روانم به هر دیار چون موج برق چون نور ماه می‌پیچم آسمان و زمین را به زیر پای شاید که در کنار افق‌های دور دست شاید که در میان چمن‌زار آسمان شاید به کهکشان، به پناه ستارگان پیدا کنم نشانه گم‌گشته‌ی عزیز ای وای خسته ام.... 🍀🍀🍀 در جستجوی گمشده ی بی‌نشان خود بر قلّه های کوه کشیدم چو ابر، پر بر صخره‌های درّه زدم همچو سیل، سر رعدی شدم غریو برآوردم از جگر موجی شدم به بحر دویدم نفس‌زنان برقی شدم به شوق پریدم بر آسمان اندر ره طلب افتادم از نفس... 🍀🍀🍀 دیدم در این میان ناگه به سوی من لب ذرّات باز شد هستی دهان گشود و سخن راند آشکار هر ذرّه گفت: گمشده اینجاست پیش تاز کن چشم خویش باز... ادامه👇🏻 •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگی‌ها
داستان گم‌شده‌ای که پیدا بود در خویشتن گمم اندیشه ام ز تاب درون آب می‌شود چون برق می‌دود به همه سو
‌ ای مهربان خدای گمگشته‌ام تو بودی و کردم چو دیده باز دیدم به آسمان و زمین و به بام و در تابنده نور توست هر جا ظهور توست دیدم به هیچ نقطه تهی نیست جای تو خوش می‌درخشد از همه سو جلوه‌های تو گم‌گشته ی عزیز، چه خوش یافتم تو را! 🍀🍀🍀 دردا شد اشتباه ای مبدأ وجود، تو گم‌گشته نیستی از کثرت ظهور، نهان شد که کیستی از هر چه ظاهر است تویی آشکارتر مستور نیستی نزدیک‌تر ز من به منی، دور نیستی کی بی نشانه ای؟ هر جا نگاه می‌دود آنجا نشان توست روشنگر وجود، رخ دلستان توست تو آشکاره ای من زین میان گمم من بسته ام به دیده حجاب غرور و جهل کور ار نبیند، این گنه آفتاب نیست نقص از من است، ورنه رخت را حجاب نیست... 🍀🍀🍀 ای مهربان خدای در قلب من تبی‌ست گدازان و دردناک احساس می‌کنم که به کانون جان من سوزنده آتشی ست که سر می‌کشد به اوج احساس می‌کنم عطشی مست و بی‌قرار اندر فضای هستی من می‌دود چو موج این سوز عشق توست در من چو جان نهان... 🍀🍀🍀 پندار و حدس نیست احساس می‌کنم درمان نسازد این تب من جز دوای تو زائل نسازد این عطش الّا لقای تو ای وای سوختم رحمی به حال من... 🍀🍀🍀 ای نازنین خدای احساس می‌کنم که بود در سرشت من سوزنده یک نیاز داغ نیاز را نزُداید ز سینه ام جز لذّت پرستش و جز نشئه‌ی وصال مخموری مرا به جز این مِی علاج نیست مطلب عیان بود به بیان احتیاج نیست... 🌱 آیت الله بهجتی اردکانی (شفق) •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
ز خود جداشدگان پرس درد تنهایی! که هر که دور ز مردم فتاده تنها نیست... 🌱صائب تبریزی •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•