بدت، فرأيت الحزم في نقص توبتي
و قام بها عند النّهى عذر محنتي
و موتي بها، وجدا، حياة هنيئة
و إن لم أمت في الحبّ عشت بغصّة
فيا مهجتي ذوبي جوى و صبابة
و يا لوعتي كوني، كذاك، مذيبتي
و يا حسن صبري، في رضى من أحبّها
تجمّل، و كن للدّهر بي غير مشمت
محبوب من نمایان شد و من دوراندیشی را در شکستن توبهام دیدم و عقل ملامتگرِ من نیز با دیدن او مرا معذور دانست.
مرگ من در راه اشتیاق به او زندگانی گواراست، و اگر در راه عشق نمیرم با غصه زندگی خواهم کرد!
پس ای قلب من!
از حرارت اندوه و اشتیاق بسوز!
و ای سوز عشق من!
مرا تا انتها ذوب کن!
و تو ای صبر نیکوی من!
به خاطر رضایت آنکه دوستش دارم همچنان شکیبایی کن و تو دیگر مرا سرزنش نکن.
و ای جسم من!
در راه او هر بارِ گرانی را بردار، خستگی از تو دور باد!
🌱ابن فارض
#شعر
#عربیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
هدایت شده از آوارگیها
هدایت شده از آوارگیها
مینویسم سر خط نام خداوندِ رضا
شعر! امروز بپرداز به لبخند رضا
آن که با آمدنش آمده محشر چه کسیست؟
از تو در آل نبی، با برکتتر چه کسیست؟
آن که با آمدنش عشق بیان خواهد شد
«عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد»
باز هم از سر خورشید حجاب افتاده؟
یا که از چهرهٔ این طفل، نقاب افتاده؟
بی گمان حافظ چشمان تو، ابروی تو بود
«دوش در حلقهی ما، قصّهٔ گیسوی تو بود»
#شعر
#جوادیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•