هدایت شده از آوارگیها
إِلَهِی لَمْ یكنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیتِك إِلا فِی وَقْتٍ أَیقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِك وَ كمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكونَ كنْتُ فَشَكرْتُك بِإِدْخَالِی فِی كرَمِك وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِی مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْك.
معبودا! من توان و ارادهای نداشتم تا با آن از سرپیچیات خارج شوم، مگر آن وقت که تو با عشق خود مرا بیدار کردی. من نیز همان طوری که تو خواستی شدم و به خاطر اینکه مرا در عطاهایت فرو بردی و قلبم را از آلودگی غفلت از خودت پاک کردی.
🌱 مناجات شعبانیه (۱۶)
#الهیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
من هرگز ضرورت اندوه را انکار نمیکنم؛ چراکه میدانم هیچچیز مثل اندوه روح را تصفیه نمیکند و الماس عاطفه را صیقل نمیدهد؛ اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمیپذیرم؛ چراکه غم، حریص است و بیشترخواه و مرزناپذیر، طاغی و سرکش و بدلگام!
هرقدر که به غم میدان بدهی، میدان میطلبد و باز هم بیشتر، و بیشتر…
هرقدر در برابرش کوتاه بیایی، قد میکشد، سلطه میطلبد، و لِه میکند…
غم عقب نمینشیند، مگر آنکه به عقب برانیاش، نمیگریزد مگر آنکه بگریزانیاش، آرام نمیگیرد مگر آنکه بیرحمانه سرکوبش کنی…
غم هرگز از تهاجم خسته نمیشود،
و هرگز به صلحِ دوستانه رضا نمیدهد.
و چون پیش آمد و تمامیِ روح را گرفت، انسان بیهوده میشود، و بیاعتبار، و ناانسان و ذلیلِ غم و مصلوبِ بیسبب.
🌱نادر ابراهیمی، چهل نامه کوتاه به همسرم
۱۶ خرداد، سالروز درگذشت نادر ابراهیمی
#برش
#حکیمانه
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگیها
إِلَهِی انْظُرْ إِلَی نَظَرَ مَنْ نَادَیتَهُ فَأَجَابَك وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِك فَأَطَاعَك. یا قَرِیباََ لا یبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ یا جَوَاداََ لا یبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ.
معبود من! مرا به دیده کسی ببین که که صدایش زدی و پاسخت را داد، او را با قدرت خودت به کاری دستور دادی و او اطاعت کرد.
ای نزدیکی که از فریفتگان دور نمیشود، و ای بخشندهای که هر کس آرزوی پاداشش را داشته باشد، به او بخل نمیورزد.
🌱 مناجات شعبانیه (۱۷)
#الهیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
حضرت عیسی با سه نفر از یارانش در پی کاری رفته بودند و در میانهی راه، به سه خشت طلا برخوردند.
حضرت عیسی گفت:
«این آن چیزی است که مردم را میکشد!»
و سپس گذشتند.
مدتی که رفتند، یکی گفت:«من کاری دارم و باید بروم» و رفت! و همینطور دومی و سومی...
هر سه بر سر آن سه خشت طلا همدیگر را ملاقات کردند، دو نفر از آن ها به دیگری گفتند:«برو غذایی برای سه نفرمان تهیه کن تا بخوریم و در مورد تقسیم این خشت ها صحبت کنیم»
آن کس که به دنبال غذا رفته بود، در غذای آن ها سم ریخت تا سهم خودش را بیشتر کند، آن دو نفر نیز تبانی کردند که وقتی آمد او را بکشند تا سهم دوتایشان بیشتر شود.
آن دو نفر، او را کشتند و بعد از غذای سمی او خوردند.
سه خشت طلا مانده بود و سه جنازه!
حضرت عیسی به آنجا برگشت و به اذن خدا آنها را زنده کرد و گفت:
«نگفته بودم این آنچیزی است که مردم را میکشد؟!»
🌱صادق آل محمد(علیه السلام)، أمالی شیخ صدوق(ج۱، ص۱۸۱)
#روایت
#حکیمانه
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگیها
إِلَهِی هَبْ لِی قَلْبا یدْنِیهِ مِنْك شَوْقُهُ وَ لِسَانا یرْفَعُ إِلَیك صِدْقُهُ وَ نَظَرا یقَرِّبُهُ مِنْك حَقُّهُ.
معبودا! به من قلبی ببخش که عشق درونش او را به تو نزدیک کند. زبانی عطا کن که صداقتش را به درگاهت عروج دهند. نگاهی به من بده که حقنگریاش موجب تقرب به سویت شود.
🌱 مناجات شعبانیه (۱۸)
#الهیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگیها
إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِك غَیرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِك غَیرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیهِ غَیرُ مَمْلُولٍ.
معبود من! کسی که با تو آشنا شود، هرگز ناشناس نمیماند. کسی که به تو پناه بیاورد، به حال خود واگذاشته نمیشود. کسی که تو به سمتش روی بیاوری، رنجور نمیشود.
🌱 مناجات شعبانیه (۱۹)
#الهیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
«وَ مَا تَفْعَلُوا فِي هَذَا اَلْيَوْمِ فَإِنَّهُ مَأْثُورٌ بَعْدَ اَلْيَوْمِ فَاتَّقُوا مَأْثُورَ اَلْحَدِيثِ فِي غَدٍ وَ اُصْدُقُوا عَدُوَّكُمْ اَللِّقَاءَ فَإِنَّ اَللّٰهَ مَعَ اَلصّٰابِرِينَ»
در جایی از جنگ صفّین که جناحی از لشگر امیر المؤمنین دچار شکستی شده بود مالک اشتر به میانشان رفت و در یک سخنرانی حماسی و با نگاهی عمیق فریاد زد:
«بدانید در ظرفی از زمان قرار گرفته اید که آنچه امروز خواهید کرد فردا در کتابها نوشته خواهد شد! از آنچه در موردتان خواهند نوشت بترسید و مردانه بجنگید که خداوند همراه صابرین است.»
🌱مالک اشتر(رحمه الله)، بحار الأنوار(ج۳۲، ص۴۷۰)
#نغز
#حکیمانه
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
شعر دنیاى کوچکى که در آن تو براى همیشه مال منى من جواب سکوت مبهم تو و تو زیباترین سوال منی... بگذری
همواره عشق، بیخبر از راه میرسد...
چونان مسافری که به ناگاه میرسد...
وامینهم به اشک و به مژگان، تدارکش
چون وقت آب و جاروی این راه میرسد...
میلی کمین گرفته پلنگانه در دلم
تا آهوی تو، کی به کمینگاه میرسد!
هنگام وصل ماست، به باغ بزرگ شب
وقتی که سیب نقرهیی ماه، میرسد
شاعر، دلت به راه بیاویز و از غزل
طاقی بزن خجسته که دلخواه میرسد...
🌱حسین منزوی
#شعر
#خوشنویسی
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•