هدایت شده از آوارگیها
إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِك غَیرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِك غَیرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیهِ غَیرُ مَمْلُولٍ.
معبود من! کسی که با تو آشنا شود، هرگز ناشناس نمیماند. کسی که به تو پناه بیاورد، به حال خود واگذاشته نمیشود. کسی که تو به سمتش روی بیاوری، رنجور نمیشود.
🌱 مناجات شعبانیه (۱۹)
#الهیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
«وَ مَا تَفْعَلُوا فِي هَذَا اَلْيَوْمِ فَإِنَّهُ مَأْثُورٌ بَعْدَ اَلْيَوْمِ فَاتَّقُوا مَأْثُورَ اَلْحَدِيثِ فِي غَدٍ وَ اُصْدُقُوا عَدُوَّكُمْ اَللِّقَاءَ فَإِنَّ اَللّٰهَ مَعَ اَلصّٰابِرِينَ»
در جایی از جنگ صفّین که جناحی از لشگر امیر المؤمنین دچار شکستی شده بود مالک اشتر به میانشان رفت و در یک سخنرانی حماسی و با نگاهی عمیق فریاد زد:
«بدانید در ظرفی از زمان قرار گرفته اید که آنچه امروز خواهید کرد فردا در کتابها نوشته خواهد شد! از آنچه در موردتان خواهند نوشت بترسید و مردانه بجنگید که خداوند همراه صابرین است.»
🌱مالک اشتر(رحمه الله)، بحار الأنوار(ج۳۲، ص۴۷۰)
#نغز
#حکیمانه
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
شعر دنیاى کوچکى که در آن تو براى همیشه مال منى من جواب سکوت مبهم تو و تو زیباترین سوال منی... بگذری
همواره عشق، بیخبر از راه میرسد...
چونان مسافری که به ناگاه میرسد...
وامینهم به اشک و به مژگان، تدارکش
چون وقت آب و جاروی این راه میرسد...
میلی کمین گرفته پلنگانه در دلم
تا آهوی تو، کی به کمینگاه میرسد!
هنگام وصل ماست، به باغ بزرگ شب
وقتی که سیب نقرهیی ماه، میرسد
شاعر، دلت به راه بیاویز و از غزل
طاقی بزن خجسته که دلخواه میرسد...
🌱حسین منزوی
#شعر
#خوشنویسی
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگیها
إِلَهِی إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِك لَمُسْتَنِیرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِك لَمُسْتَجِیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِك یا إِلَهِی فَلا تُخَیبْ ظَنِّی مِنْ رَحْمَتِك وَ لا تَحْجُبْنِی عَنْ رَأْفَتِك.
معبود من! کسی که با تو راه بپیماید، طالب نور حقیقی است و کسی که به تو پناه بیاورد، واقعا به دنبال پناه است. من نیز به تو پناه آورده ام ای معبود من، پس مرا از رحمت خود بیبهره نگذار و از مهربانیات باز ندار.
🌱 مناجات شعبانیه (۲۰)
#الهیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگیها
إِلَهِی أَقِمْنِی فِی أَهْلِ وَلایتِك مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّیادَةَ مِنْ مَحَبَّتِك. إِلَهِی وَ أَلْهِمْنِی وَلَها بِذِكرِك إِلَی ذِكرِك وَ [اجعَل] هِمَّتِی فِی رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِك وَ مَحَلِّ قُدْسِك.
معبود من! مرا در زمره نزدیکان درگاهت، در جایگاه کسانی قرار بده که عشق روزافزون به تو را امیدوارند.
معبود من! هر باری که تو را یاد میکنم، در دلم بینداز که بار دیگر شیدای یاد مجددت شوم، و کوشش مرا در نسیم خوش کامیابی به نامها و بارگاه قدسیِ خودت [قرار بده.]
🌱 مناجات شعبانیه (۲۱)
#الهیات
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
تو به اندازه تنهایی من، خوشبختی من به اندازه زیبایی تو، غمگینم... #شعر •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است
این آتش از هر سر که برخیزد تماشایی است
دریا اگر سر میزند بر سنگ حق دارد
تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی است...
زیبای من، روزی که رفتی با خودم گفتم:
چیزی که دیگر برنخواهد گشت زیبایی است
راز مرا از چشمهایم می توان فهمید
این گریههای ناگهان از ترس رسوایی است
این خیره ماندنها به ساعتهای دیواری
تمرین برای روزهایی که نمیآیی است
شاید فقط عاشق بداند او چرا تنهاست
کاملترین معنا برای عشق تنهایی است...
🌱فاضل نظری
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از آوارگیها
ابوبکر و عمر و زبیر و عبدالرحمن بن عوف نزد پیامبر خدا (ص) آمدند و در پیشگاه و آستانه درِ خانه پیامبر خدا (ص) نشستند پیامبر بر آنان وارد شد و کنارشان نشست بند نعلین کفش پیامبر پاره شد پس آنرا به علی بن ابیطالب رساند که اصلاح کند؛ سپس گفت:
همانا از طرف راست خدا یا از طرف راست عرش خدا قومی از ما بر میخیزند که بر منبرهایی از نور قرار دارند، چهرههایشان از نور و لباسهایشان نیز از نور است، صورتهایشان بر چشم نگاه کنندگان غیر خودشان پرده میاندازد (نور صورتشان، چشم بینندگان را خیره میکند).
ابوبکر گفت: ای رسول خدا آنان چه کسانیاند؟ پیامبر سکوت کرد؛
زبیر گفت: ای رسول خدا آنان چه کسانیاند؟ پیامبر ساکت ماند؛
عبدالرحمن گفت: ای رسول خدا آنان چه کسانیاند؟ پیامبر سخن نگفت؛
سپس علی (ع) گفت: ای رسول خدا آنان چه کسانیاند؟ پیامبر فرمود:
آنان قومیاند که بدون نسبتهای خانوادگی و اموال و منافع مالی به وسیله روح الله به یکدیگر محبت میورزند و دوست هم میگردند، آنان شیعه تو هستند و تو امام آنها هستی علیجان!
🌱پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، بحار الأنوار(ج۶۸)
#روایت
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•