7.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️
°•♡•━━━❥🥀❥━━━•♡•°
♤❥•[ https://eitaa.com/abalfazleeaam ]•
✯
╰─►🍂🕊
اباالفضلی ام افتخارمه
╰─► 🍂🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥جرعهای از زلال قرآن
📖سوره مبارکه الرحمن۱تا۴
☸ محمودشحات انور
✅ فنون صوتی وتحریرها
💠 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم الرَّحْمَنُ ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿٢﴾ خَلَقَ الإنْسَانَ ﴿٣﴾ عَلَّمَهُ الْبَیَانَ ﴿٤﴾❤️
farag.karbalayi_www.iranidata.com.mp3
1.2M
✨بِسمِاللهالرَّحمنالرَّحیم✨
🥀00:00
#دعـــا_فــــرج✨
🕊اِلـهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْكَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُواَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى، وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِوالرَّخاءِ؛ اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدوَآلِ مُحَمَّد ، اُولِي الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْناطاعَتَهُمْ ، وَعَرَّفْتَنابِذلِكَ مَنْزِلَتَهُم، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاًعاجِلاً قَريباًكَلَمْحِ الْبَصَرِاَوْهُوَاَقْرَبُ؛يامُحَمَّدُياعَلِيُّ ياعَلِيُّ يامُحَمَّدُ اِكْفِياني فَاِنَّكُماكافِيانِ، وَانْصُراني فَاِنَّكُماناصِرانِ؛
يامَوْلاناياصاحِبَ الزَّمانِ؛ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِكْني اَدْرِكْني اَدْرِكْني، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ،الْعَجَلَ الْعَجَلَ، الْعَجَل، يااَرْحَمَ الرّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّدوَآلِهِ الطّاهِرين🤲
#الّلهُــمَّعَجِّـلْلِوَلِیِّـکَــالْفَــرَج 🤲
#الّلهُم_ارزقُناکربلابحقّ_حُسین
🥀🕊🌱
🍁🍃 🍁🍃 🍁🍃
⁉️میدونین چرا قدیمیا اینقدر مخلص بودن؟
چون تو مفاتیح دنبال ثواب نمیگشتن که چی بخونن ثواب داره، اونا اذان که بلند میشد نمیگفتن رزق زیاد میشه، نمیگفتن عاقبت بخیر میشیم اگه نماز اول وقت بخونیم میگفتن خدا جونمو بگیره صدا اذان بلند شده من هنوز نشستم. نمازشون که تموم میشد فقط یک کلام میگفتن: خدایا به دادههات شکر،
نمیگفتن تشنه رو آب بدین ثواب داره، میگفتن آب بدین به بچه طاقت نداره. بعد سر کوزه اشک تو چشماشون جمع میشد میگفتن سلام برلب تشنهات حسین. زیارت عاشورا نمیخوندن فقط بعد نماز میگفتن: السلام علیک یا اباعبدلله.
موقعی غذا میپختن نمیگفتن بدیم به همسایه ثواب داره میگفتن بو بلند شده همسایه میلش میکشه ببر اونام بخورن. موقعی یکی مریض میشد نمیگفتن ای دعا رو بخون خوب میشی، میرفتن خونه طرف ظرفاشو میشستن جاروشو میزدن غذاشو میپختن. نمیگفتن بریم ثواب داره میگفتن ای دستا به خاک میپوسه بچههاش غصه میخورن.
اول و آخر کلامشون رحم و مهربانی بود. به بچه عیدی میدادند میگفتن دلش شاد میشه، به همسایه میرسیدن میگفتن همسایه خواهر راهِ نزدیکِ آدمه.
🌟🌺🌟 خدایا قلب ما را هم جلا بده که تو مفاتیح دنبال ثواب نگردیم، خودمان را اصلاح کنیم ...
💖مهربان باشیم..محبت کنیم بی منت و بسپاریم به خودش که هم میدونه و هم میتونه...
التماس دعا
🍃🌸🌺🍃🌹🍃🌺🌸🍃
____🍃🌸🍃____
°•♡•━━━❥🥀❥━━━•♡•°
♤❥•[ https://eitaa.com/abalfazleeaam ]•
✯
╰─►🍂🕊
اباالفضلی ام افتخارمه
╰─► 🍂🕊
نزار قبانی خیلی قشنگ میگه:
خودت باش حتی اگر نظر کسی را جلب نکردی
همین کافی است که از خودت راضی باشی،
زمانی که به خودت اعتماد داشته باشی زیباترینی...
°•♡•━━━❥🥀❥━━━•♡•°
♤❥•[ https://eitaa.com/abalfazleeaam ]•
✯
╰─►🍂🕊
اباالفضلی ام افتخارمه
╰─► 🍂🕊
✍در حال حاضر خیلی قویتر از گذشتمم، بخاطر لحظات سختی که گذروندم، نسبت به قبل عاقلترم و علاقلانه تر تصمیم میگیرم بخاطر اشتباهاتی که انجام دادم و عواقبشم دیدم.از قدیما خیلی شادترم و نمیزارم هر موضوعی آرامشمو بهم بریزه، بخاطر تجربههای غمگینی که داشتم. میدونم باید قدر تک تکِ خوشی هایِ زندگیمو بدونم و همه ی این دونستن ها بخاطر گذروندنِ پنج سالِ خاکستری ِ پر غمو غصه بوده که باعث شد نگاهم به مفهوم زندگی عوض شه، گرون بود، خیلی سخت بود، ولی می ارزید
°•♡•━━━❥🥀❥━━━•♡•°
♤❥•[ https://eitaa.com/abalfazleeaam ]•
✯
╰─►🍂🕊
اباالفضلی ام افتخارمه
╰─► 🍂🕊
🏖کشتی ها به خاطر آبهایی که در اطرافشون هست، غرق نمی شوند بلکه به خاطر نفوذ آب به داخل آنهاست
پس اجازه نده اتفاقات اطراف به درونت نفوذ کنند و باعث سنگینتر شدن و غرق شدنت شوند🌱:))
روز به همه عزیزان خوش
°•♡•━━━❥🥀❥━━━•♡•°
♤❥•[ https://eitaa.com/abalfazleeaam ]•
✯
╰─►🍂🕊
اباالفضلی ام افتخارمه
╰─► 🍂🕊
🏝روزی لقمان در کنار چشمهای نشسته بود، مردی که از آنجا میگذشت از لقمان پرسید: چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟
لقمان گفت: راه برو.
آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است. دوباره سوال کرد: مگر نشنیدی؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟
📝لقمان گفت: راه برو.
آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و از کنارش رد شد، زمانی که چند قدمی راه رفته بود، لقمان به بانگ بلند گفت: ای مرد، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید.
📝مرد گفت: چرا اول نگفتی؟
لقمان گفت: چون راه رفتن تو را ندیده بودم، نمیدانستم تند میروی یا کُند. حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده خواهی رسید.
📝این حکایت زن و شوهرهاست اینکه، بر اساس ظرفیتشون و عشق واقعی که به هم دارند به همون نسبت می توانند در فراز و نشیب های زندگی راه را طی کنند.
📝که در واقع این چگونه بودن فقط و فقط بستگی به خود فرد دارد، یک نفر با کوچکترین مشکل از کوره در می رود و طلاق را فریاد می زند، دیگری هزاران مشکل را می گذراند ولی حتی لحظه ایی جدایی را در ذهنش نمی گذراند، بله این ظرفیت ماست که زندگی را می سازد یا خراب می کند، این زاویه دید ماست، اندازه ماست.
°•♡•━━━❥🥀❥━━━•♡•°
♤❥•[ https://eitaa.com/abalfazleeaam ]•
✯
╰─►🍂🕊
اباالفضلی ام افتخارمه
╰─► 🍂🕊