eitaa logo
🔥ابرفقه | خونخواهی
1.9هزار دنبال‌کننده
591 عکس
685 ویدیو
20 فایل
امیرالمؤمنین (ع): العقولُ أئمةُ الأفکار والأفکار أئمة القلوب والقلوب أئمة الحواسّ والحواسّ أئمة الأعضاء. کراجکی، کنز، ۱: ۲۰۰ کتاب ابرفقه: https://24on.ir/g/21 گروه ابرفقه https://eitaa.com/joinchat/1426391062Cab11ed33e8
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹اکسیر اعظم: اتحاد بر کانون اسلام امام «یعنى اتّحاد، امّا اتّحاد، نه بر محور چیزهاى دیگر، [بلکه] اتّحاد بر محور اسلام، بر محور راه خدا و حبل الهى ... اکسیر اعظم ... اسلام را دو جور و سه جور و ده جور معنا نکنند؛ همان اسلامى که امام ما در طول زندگی‌اش از آن دم زد و در این ده سالِ درخشان آخر عمرش با تمام وجود براى آن سرمایه‌گذارى کرد؛ اسلامِ امام» ۶۸/۴/۲۱
📚شناخت و نقد شاخصی یا اشخاصی؟ ◾️درستی نقد شاخصی؛ هشدار به نقد اشخاصی گفته می‌شود که بهتر است به جای نقد شخص‌ها به وانمایی شاخص‌ها پرداخت؛ زیرا با شناخت شاخص‌ها، شخص‌ها را نیز می‌توان شناخت؛ ولی اگر کسی شخص‌ها را بشناسد، با دگرگونی باورهای آنان، او دچار گمراهی می‌شود؛ چنانکه دگرگونی زبیر، تشخیص جبهه حق را در جنگ جمل بر برخی دشوار کرد. آنگاه امیرالمؤمنین فرمود: «دین خدا، با قواره شخص‌ها شناخته نمی‌شود؛ بلکه با نشانه حق شناخته می‌شود؛ پس حق را بشناس تا اهلش را بشناسی: «إنّ دینَ اللَّه لایُعرَف بالرّجال؛ بل بآیة الحقّ، فاعْرف الحقّ تَعرفْ‌ أهله‌». امام عسکری (ع)، تفسیر فاتحةالکتاب: ۱۰. ◾️درستی نقد اشخاصی؛ هشدار به نقد شاخصی ولی حدیث دیگری می‌فرماید «دین خدا را نمی‌توان با خردهای کاسته شناخت؛ بلکه هر‌کس باید [امام خود را بشناسد و] تسلیم امام باشد تا رهیافته شود: «إِنَّ دِينَ اللَّهِ عز‌و‌جل‌ لايُصابُ‌ بِالعُقولِ‌ الناقِصةِ ... فَمَن سَلَّمَ لَنا سَلِمَ» كمال‌الدين، ‌۱: ۳۲۴. ◾️همباشی شناخت شاخصی و اشخاصی آ. خدا می‌فرماید به ما دانش اندکی داده شده؛ پس ما نیازمند دریافت راهنمایی از خدا هستیم؛ ب. با همین شناخت اندک می‌توان تا آستانه شناخت پیغمبر رسید و آنگاه پیامبر را بازشناسی کرد و شناخت‌های بیشتر را از قرآن و سخنان پیغمبر دریافت کرد؛ ج. سپس نیازهای شناختی را از امام معصوم به دست می‌آوریم و ایشان به عقل و شناخت ما ورز می‌دهند: «اعْرِفُوا العقلَ و جُندَهُ و اعْرِفوا الجهلَ و جُندَهُ تَهتَدوا» محاسن، برقی، ۱: ۱۹۶. یعنی شناخت امام درون و کارگزاران پیرو وی و شناخت رقیب امام درون و کارگزاران پیرو وی، راه هدایت است؛ بدین‌سان در جامعه نیز باید امام حق (عقل) و کارگزاران پیرو وی (جنود عقل) را بشناسیم؛ چنانکه باید رقیب امام حق (جهل) و کارگزاران پیرو وی (جنود جهل) را نیز بشناسیم تا بتوانیم به هدایت برسیم: «تهتدوا». ◾️تنگنای شناخت شاخصی «شناخت حق» در ترازی که بتوان «اصول اعتقادی» (توحید، نبوت، امامت و معاد) را بازشناسی کرد، به مردم داده شده است ولی در بیش از آن، مردم نیازمند رهنمود خدا، پیامبر، امام و نمایندگان امام هستند تا بتوانند حق را بشناسند. در اینجا نمی‌شود به مردم گفت که شما حق را به گونه گفتمانی بشناسید تا اهل آن را بشناسید، بلکه شناخت حق در اینجا یعنی شناخت راهنما (پیغمبر، امام، نماینده امام) و آنگاه با رهنمود مشخص یا کلی وی و با کمک تقوا و عقل درون، می‌توان حق را شناخت. بسیاری از نیازهای شناختی مردم جامعه این چنین است. پس مردم همواره نیازمند شناخت «عقل و جهل» و «جنود عقل و جهل» در درون و در جامعه هستند. جنود عقل و جهل در جامعه؛ یعنی اشخاص برجسته‌ای که پیرو عقل یا جهل هستند. ◾️راه شناخت اشخاص آ. کسانی که منصوب ولیّ‌امر هستند و ما دلیلی بر تردید در صلاحیت آنان یا نبود صلاحیت آنان نداریم؛ ب. کسانی که منصوب ولیّ امر هستند و ما دلیلی بر تردید در صلاحیت آنها داریم و یا منصوب ولیّ امر نیستند ولی در جامعه، برجسته هستند. در اینجا باید بنگریم که رویکرد آنان به کاری که درستی یا نادرستی آن برای ما روشن است، چیست؟ و بدین‌سان آنان را بشناسیم: «إِنَّ الخیرَ و الشرَّ لایُعرَفانِ إِلا بِالنَّاسِ فَإِذَا أَرَدتَ أَن تَعرِفَ الخیرَ فَاعْمَلِ الخیرَ تَعرِفْ أَهلَهُ و إِذا أَرَدتَ أَن تَعرِفَ الشرَّ فَاعمَلِ الشرَّ تَعرِفْ أَهلَهُ» تحف، حرانی: ۲۰۴. [بخش بسیاری از] خیر و شر جز با اشخاص شناخته نمی‌شوند؛ پس هرگاه خواستی این دسته از خوبی‌ها را بشناسی، کار درستی انجام بده، تا کسانی را که با آن همسویی می‌کنند بشناسی؛ یا کار بدی را بپای، ببین چه کسانی بر آن گرد می‌آیند. ◾️برآیند فرجامین با کمک رهنمودهای کلان و پیشینی رهبر و با کمک راهکار شناخت افراد با شناخت واکنش آنها در برابر خوبی یا بدی و با رعایت تقوا، می‌توان به شناخت جریان‌ها و اشخاص رسید و چنین شناخت و شناساندنی، بایسته است. ◾️سخن پایانی از رهبر شهید «شما به‌‌عنوان یک انسان مسلمان، مؤمن، صاحب فکر، باید نگاه کنید، تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید، نسبت به اشخاص، نسبت به جریانها، سیاستها و دولتها، موضع داشته باشید. این‌‌جور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید رهبرى درباره‌ فلان شخص، فلان حرکت، فلان عمل یا فلان سیاست چه موضعى می‌گیرد که بر اساس آن، شما هم موضع‌‌گیرى کنید؛ نه، اینکه کارها را قفل می‌کند. رهبرى وظایفى دارد؛ شما هم وظایفى دارید؛ به صحنه نگاه کنید، تصمیم‌‌گیرى کنید؛ منتها معیار، تقوا باشد. تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانب‌‌دارى یا در مخالفت، در انتقاد یا در تمجید؛ این را رعایت کنید. اگر این رعایت شد، هم انتقاد خوب است، هم جانب‌‌دارى و تمجید خوب است: از شخص، از دولت، از فلان جریان سیاسى؛ از فلان حادثه‌‌ى سیاسى؛ هیچ اشکالى ندارد» 🔺پدافند غیرعامل در مواضع رهبر
📚چیستی فقه ولایی 🔸گونه‌های فقه دو گونه فقه داریم؛ فقه الهی (فتوا: اطیعوا الله) و فقه ولایی (حکم: اطیعوا الرسول) 🔹گونه‌های فقه ولایی؛ فقه دادن حکم و تفقه در حکم داده‌شده فقه ولایی «دادن حکم»، کار ولیّ فقیه است و فقه ولایی برای شناخت حکم داده شده، کار فقیه فقه ولایی است. 🔸فقهی بودن سخنان رهبر و وابستگی آن به «کاربند» سخنان رهبر هر چند عادی به چشم می‌آید ولی بر پایه ساختار دقیق فقهی است که مردم و کارگزاران، «در‌هنگام‌گفتگو»، به سادگی می توانند آن را دریابند ولی پس از آن، دچار از دست رفتن «کاربند» (سپهر گفتگو، شروط درونی سخن و شرایط بیرونی سخن» می‌شود و افزون بر آن، این سخن رهبر با دیگر سخنان رهبر نیاز به همسنجی می یابد. سخنان دیگری که آنها نیز از «کاربند» (سپهر سخن، شروط درونی و شرایط بیرونی آن) تهی شده‌اند و بدینسان تنگنا روی تنگنا می آید و نیاز به اجتهاد و تفقه ولایی پیش می‌آید. 🔹پیچیدگی دوچندان تفقه ولایی در برابر تفقه الهی فقه الهی، فقهی کمابیش، تک‌بخشی (حقیقت‌شناسی) است؛ ولی فقه ولایی (دادن حکم و حکم داده‌شده) در نگاهی فشرده، نیازمند سه تفقه است (حقیقت‌شناسی، واقعیت‌شناسی، تحقق‌شناسی) است. برای نمونه مبنای فقهی واقعیت‌شناسی رهبر برای تحقق «اجمعها لرضی الرعیة» چیست و جایگاه نظرسنجی در تفقه ولیّ‌فقیه و شیب و شیوه و شتاب تحقق‌شناسی (از واقعیت به حقیقت) چیست؟ 🔸تراز تفقه ولیّ‌فقیه و فقیه فقه ولایی ولیّ‌فقیه باید در هر سه بخش، فقیه باشد و ما باید در شناخت فقه ایشان، بکوشیم. اگر بر مبانی اجتهاد چیره باشیم، فقیهانه می‌فهمیم؛ اگر نه با شبهه یا کمی دورشدن از تقوا، دچار لغزش می‌شویم.
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺نگاهی مستند به کودتا 🔹گرای قاتل در سخن رهبر شهید «گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلم - ای عشق دلفروز! دل من به تو گرم است» ۱۴۰۱/۱۰/۲۲ رهبر نفرمود که «دشمنان»، قاتل ایشان هستند؛ بلکه فرمود «رقیبان» در پی قتل ایشانند. 🔹«رقیبان رهبر» انقلاب: رهبران «رقیب انقلاب» هویت امام خامنه‌ای، به «رهبری انقلاب» بود و هویت «رقیبان رهبر انقلاب»؛ به «رهبری جریان رقیب انقلاب» است. خب جریان «رقیب انقلاب» چیست؟ امام شهید، جریانِ «رقیب انقلاب» که «قاتل انقلاب است» را «محافظه‌کاری» دانستند: «محافظه‌کاری قتلگاه انقلاب است». ۱۳۷۹/۱۲/۲۲ در هنگام برپایی جمهوری ولایی، «دشمن»، قاتل انقلاب نخواهد بود؛ بلکه محافظه‌کاریِ رقیبان، قلتگاه انقلاب است: «اليومَ يَئِسَ الذینَ كَفروا مِن دینكُم فَلا تَخشَوْهُم وَ اخْشَوْنِ» مائده ۳. پس باید نگران آن کارگزارِان کشوری و لشکری و علما و نخبگانی بود، که به‌جای «ترس از خدای بزرگ»، از «شیطان بزرگ» می‌ترسند! 🔹برجام سه‌شعبه برجام۱: هسته‌ای؛ برجام۲: جبهه مقاومت (حماس، سوریه، حزب‌الله، عراق)؛ برجام۳:داخل ایران؛ ترور رهبر و کودتا! 🌾 کودتاگران در پندار خام‌اند؛ مردم مبعوث، جمهوری اسلامی ایران را به دست صاحبش (عج) می‌رسانند. 📚فرسته همسو 🔺نقد فقهی ادعاهای خطرناک آتشبسی طائب ◽️تحمیل مذاکره (غیرمستقیم) به رهبر 🔺قاتل شمع کیست؟ توفان یا شمع‌بان ◽️اثبات فقهی حرمت آتشبس کنونی 🔺عدم تکذیب گزارش آیت‌الله علم‌الهدی درباره حرمت مذاکره! ◽️از‌دست‌رفتن «رهبر مردم» به بهای به‌دست‌آوردن «رهبری مردم»
14050317-EnqelabStreetTV.mp3
زمان: حجم: 14.5M
🎧 بشنوید| پنجمین ویژه برنامه مهم «خیابان انقلاب» ♦️تبیین جزئیات توافق احتمالی ایران و آمریکا 🔻با حضور: 🔹دکتر سید محمود نبویان ▫️نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی 🔹به میزبانی محسن مقصودی 🔰یکشنبه ۱۷خرداد ۱۴۰۵، استودیوی برنامه خیابان انقلاب @EnqelabStreetTV ویراستی https://virasty.com/nabavian_mahmud ایتا http://eitaa.com/nabavian توییتر https://x.com/nabaviantwt
هدایت شده از افروز
🏴 ای وای رهبرم 🚩 امام علی (ع): «به خدا قسم! حتى اگر يک تن از مسلمانان را به عمد و بى هيچ جرمى كشته بودند، كشتار همه آن لشكر بر من روا بود!» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۲) در جنگ تحمیلی دوم، عدول از راهبرد «یکی بزنید، ده تا میخورید»، و دستاویز غلط به یک آیه قرآن، کار را به شمردن بمب‌های دشمن رسانید؛ ولی حالا نوبت خون رهبرمان و هزاران شهید ایرانی که شد، همان چرتکه‌بازی نیز کنار رفت. بوی مذاکره چنانش مست کرد که دامنش از دست برفت. ✍ اَفروز @af_rooz
🚨 خطر خطای محاسباتی 📝 دشمن با شکست در میدان نظامی بر تا‌ب‌آوری مردم و ایجاد خطای محاسباتی مسئولان تمرکز دارد. ✍🏼 بخشی از پیام رهبر انقلاب اسلامی به‌مناسبت سی و هفتمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) ۱۴/خرداد/۱۴۰۵ 📲 @rahbar_enghelab_ir
📚حق حاکمیت، غصب حاکمیت و شیوه رویارویی با غصب ◾️حق حاکمیت خدا خالق جهان است و چون همه چیز را او آفریده است، پس «مالک» جهان هم او است و چون خالق و مالک است، «حق تصرف در جهان» (سائس) نیز از آن او است. و این حق را به خلیفه خود حضرت آدم (ع) داد: «إنی جاعلٌ فی الارضِ خلیفةً». سپس به پیامبران دیگر تا حضرت محمد (ص) و آنگاه جانشین ایشان رسید. امام معصوم نیز در زمان فرمانروایی خود، بخشی از سرزمینها را به رهبری نمایندگان غیرمعصوم خویش سپرد و پس از آن نیز امام زمان کسانی را نائب خاص و سپس عام خویش (ولیّ فقیه) کرد. ◾️غصب حاکمیت هر حاکمیتی که مشروعیت آن از سوی خدا نباشد، تصرف غیر در جهان است که «غصب» نام دارد. ◾️هنجار فقه الهیِ رویارویی با غصب اصل در برخورد با غصب، آن است که باید کاری کرد که غصب، زدوده شود. معنی «اصل» آن است که اگر دلیلی بر خلاف آن (رفع غصب) داشتیم، باید به آن دلیل عمل کرد. مانند اینکه کسی به ناحق بر سرزمینی حکمرانی کند ولی شما توان رویارویی با آن را نداشته باشید؛ در اینجا دلیل داریم که نباید به زدودن غصب پرداخت ولی اگر به صلاح باشد، باید او را به حق دعوت کرد. ◽️اصل در غصب‌زدایی، دعوت به فروگذاری غصب برای غصب‌زدایی، گاهی به «اصل غصب‌زدایی» استناد می کنیم و گاهی دلیل روشن برای غصب‌زدایی داریم. در این هنگام چه باید کرد؟ در اینجا اصل بر آن است که پیش از اقدام ما برای زدودن غصب، غاصب را به حق یا کمینه، به فروگذاری غصب دعوت کنیم؛ مگر این که دلیلی داشته باشیم که نیازی به «دعوت به حق» نباشد تا اصل غافلگیری را در برابر «غاصب» به کار ببریم. ◽️اصل در غاصب‌زدایی اگر غاصب با دعوت به حق، غصب را رها نکرد یا دلیلی بر دعوت نکردن وی به حق داشتیم، در اینجا «اصل» بر «جنگ با غاصب» است زیرا غاصب هویت تجاوزگر دارد. او در درون خود به نور ایمان و نفس پاک خویش تجاوز کرده است، چه رسد به تجاوز به دیگران در برون؛ چنانکه قابیل به هابیل ستم کرد. ولی اگر دلیلی داشتیم که نباید جنگید، دیگر «اصل جنگ» کاربردی ندارد و باید بر پایه دلیل به صلح یا فروگذاری مسئله پرداخت. ◾️هنجار فقه ولایی رویارویی با غصب ◽️هنجار پیشاجنگ در فقه ولایی، از آنجا که ولیّ امر در هر مورد و در هر شرایطی باید مصلحت (برآیند همه پیامدها و کارهای وابسته به جنگ، صلح و فروگذاری) را بسنجد، گاه رهبر در شرایطی، اصل را نجنگیدن اعلام می‌کند؛ مگر در جایی که دلیل برای جنگیدن باشد؛ و در شرایط دیگری، اصل را همسان فقه الهی، بر جنگ می‌گذارد. در اوایل اسلام، دلیل برای نجنگیدن، حتی جنگ دفاعی داشتیم تا زمانی که خدا پروانه جنگ دفاعی را داد (أذِنَ للذین یُقاتَلون بأنهم ظُلِموا). با این روی، در هر جا، اگر ولیّ امر، دلیلی برای جنگ، صلح و یا فروگذاری هر‌دو یافت، بر پایه آن کار می‌کند. ◽️هنجار پس از آغاز جنگ پس از آغاز جنگ، اصل بر دنبال شدن آن است، مگر این که دلیلی به میان آید که دیگر مصلحت جنگ، بیش از مصلحت صلح یا فروگذاری نباشد. 📚فرسته همسو 🔺نقد فقهی ادعاهای خطرناک آتشبسی طائب ◽️تحمیل مذاکره (غیرمستقیم) به رهبر 🔺اثبات فقهی حرمت آتشبس کنونی ◽️عدم تکذیب گزارش آیت‌الله علم‌الهدی درباره حرمت مذاکره!
هدایت شده از 🔥ابرفقه | خونخواهی
🔺مباهله خجسته باد🌹 💐مباهله؛ آیه ۶۱ هجری 🕋مکعبی که پر از شوق بود، حوصله کرد خدا سرود غزل را؛ دلش که یک دله کرد سرود سوره «انسان»، به روی تیغه دهر رسید سوره کوثر به میخ و زلزله کرد سرودنش که به اینجا رسید، مکثی کرد کمی نگاه عقب برد و از غزل گله کرد! 💦... و باز آب نبود و گلوی مصرع بعد حریف تیر سه شعبه، حریف حرمله کرد و بیت پنجم شعر خدا، امام حسین (ع) سرود آیه شصت و یک و مباهله کرد؛ آل عمران، ۶۱: فَقُلۡ تَعَالَوۡاْ نَدعُ أَبنآءَنَا وَ أَبنآءَكُم وَ نِسَآءَنَا وَ نِسَآئَکم وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُم ثُمَّ نَبتَهِلۡ فَنَجعَل لَّعنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلۡكَٰذِبِين نشست روبروی یک جوان نصرانی که پاک با کلمات خدا معامله کرد و مادرش وهبش را؛ سر بریده او گرفت در بغل و عاشقانه هلهله کرد! ◼️ علی ع فرزند عمران ملقب به ابوطالب 🌹حسین ع آیه ۶۱ آل عمران! کربلا ا. امامی
هدایت شده از 🔥ابرفقه | خونخواهی
ابرفقه؛ نمونه نظام پیشرفته تراز 📚هسته پنج‌لایه ابرفقه ابرفقه بر پایه این فرمایش امیرالمؤمنین (درودشان باد) کاویده شده است؛ این که نظام، پنج لایه دارد و هر لایه بالایی، امام لایه زیرین است: «عقلها پیشوایان فکرها هستند، فکرها، پیشوایان دلها هستند، دلها پیشوایان حسها هستند و حسها پیشوایان عضوها هستند». شاید بتوان «پنجتن»، درود خدا بر ایشان، را یک ابرنظام پیشرفته دانست: ۱. «عقل»: در این نظام، نور حضرت محمد، لایه عقل و امام عقل‌های جهان است؛ زیرا نخستین آفریده «عقل» است (أَوَّلُ ما خَلَقَ اللَّهُ العَقل) و از سوی دیگری نخستین آفریده، نور حضرت محمد (ص) است (أَوَّلُ ما خَلَقَ اللَّهُ نوری). پس نور ایشان، همان عقل است: (العقلُ نورٌ). ۲. «فکر»: شاید بتوان گفت که امیرالمؤمنین (ع)، لایه فکر و امام فکرها و علم‌های جهان است؛ چون علم، «نفس» عقل است: «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْعَقْلَ‌ ... فَجَعَلَ الْعِلْمَ نَفَسَهُ» و بر پایه آیه مباهله، امیرالمؤمنین، «نفس» پیامبر (ص) است: «... نَدعُ أَبناءَنا و أَبناءَکم و نِساءَنا و نِساءَکم و أَنفُسَنا و أَنفُسَکم ثُمَّ نَبتَهِل ...». پس ایشان، در جایگاه علم برای عقل هستند؛ یعنی لایه دوم نظام. ۳. «قلب»: شاید بتوان گفت که حضرت زهرا (س)، لایه قلب و امام قلب‌های جهان است: «... فاطمةُ بنتُ محمدٍ و هی بَضعَةٌ مِنّی‌ و هی قلبی‌» و نیز: «یا فاطمةُ ...مَوضِعِک فی قلبی». ۴. «حس»: شاید بتوان گفت که امام حسن (ع)، لایه حسّ و امام (ع) حواس عالم است. این گفته نیاز به بررسی بیشتری در قرآن و سخن خاندان پیغمبر دارد. آیه مباهله می‌تواند به این گفته، کمک کند؛ که به آن خواهیم پرداخت. ۵. «عضو»: شاید بتوان گفت که امام حسین (ع)، لایه عضو و امام اعضای عالم است: ویژگی عضو، آشکار و روشن بودن برای همگان است (إنَّ الحسینَ مصباحُ الهدی). ◻️ فرایندکاوی آیه مباهله از آنجا که ویژگی لایه‌های برون‌تر، آشکارتر بودن آن برای همگان است. ابرفرایند ارتباطی درخور برای ارتباط با مردمِ رشدنیافته، فرایند «برون‌درون» است. یعنی ارتباط، از لایه عضو آغاز می‌شود تا به لایه عقل برسد. این فرایند به گونه شگفتی در آیه مباهله به‌کار رفته است: «... فَقُل تَعالَوا نَدعُ أَبناءَنا و أَبناءَکم و نساءَنا و نساءَکم و أَنفُسَنا و أَنفُسَکم ثُمَّ نَبتَهِل ...». در اینجا بنیاد شیوه رویارویی با ترسایان نجران، رویارویی فکری و واژگانی نیست؛ بلکه واژه، خود کسانی هستند که در مباهله آمده‌اند؛ یعنی یک آوردگاه تناتن است؛ نه واژاواژ! افزون بر این، خداوند در گام نخست به سراغ کودکان می‌رود که پاکی و دلبریشان برای مردم روشن‌تر است. برپایه روایات، «أبنائنا» همان «حسین و حسن» هستند که گویا نخست حضرت حسین (لایه عضو) و سپس حضرت حسن (لایه حس) باشد. سپس به روشنگری لایه قلب یعنی «نسائنا» می‌رسیم که همانا فاطمه زهرا (س) است آنگاه به روشنگری لایه فکر (أنفُسَنا) می‌رسیم که همان علی (ع) است همه این چهار گام روشنگری، برای نشان دادن درستی گفتار «عقل»؛ یعنی حضرت محمد (ص) است. برگرفته از کتاب «فرپردازی فقه استراتژیک»: ۱۵ و ۱۶. ◼️خرید کتاب «زبرتفقه نظام اسلام»، با ۴۰٪ بهاکاه، ۳۰هزار تومان ◼️نشانی گروه ابرفقه؛ با پاسخگویی امامی، کاشف ابرفقه ◼️ کانال ابرفقه: یا فاطمة الزهراء ◻️۱۲ نماهنگ ابرفقهی: ۱ _ ۲ _ ۳ _ ۴ _ ۵ _ ۶ _ ۷ _ ۸ _ ۹ _ ۱۰ _ ۱۱ _ ۱۲