📚حق حاکمیت، غصب حاکمیت و شیوه رویارویی با غصب
◾️حق حاکمیت
خدا خالق جهان است و چون همه چیز را او آفریده است، پس «مالک» جهان هم او است و چون خالق و مالک است، «حق تصرف در جهان» (سائس) نیز از آن او است. و این حق را به خلیفه خود حضرت آدم (ع) داد: «إنی جاعلٌ فی الارضِ خلیفةً».
سپس به پیامبران دیگر تا حضرت محمد (ص) و آنگاه جانشین ایشان رسید. امام معصوم نیز در زمان فرمانروایی خود، بخشی از سرزمینها را به رهبری نمایندگان غیرمعصوم خویش سپرد و پس از آن نیز امام زمان کسانی را نائب خاص و سپس عام خویش (ولیّ فقیه) کرد.
◾️غصب حاکمیت
هر حاکمیتی که مشروعیت آن از سوی خدا نباشد، تصرف غیر در جهان است که «غصب» نام دارد.
◾️هنجار فقه الهیِ رویارویی با غصب
اصل در برخورد با غصب، آن است که باید کاری کرد که غصب، زدوده شود. معنی «اصل» آن است که اگر دلیلی بر خلاف آن (رفع غصب) داشتیم، باید به آن دلیل عمل کرد. مانند اینکه کسی به ناحق بر سرزمینی حکمرانی کند ولی شما توان رویارویی با آن را نداشته باشید؛ در اینجا دلیل داریم که نباید به زدودن غصب پرداخت ولی اگر به صلاح باشد، باید او را به حق دعوت کرد.
◽️اصل در غصبزدایی، دعوت به فروگذاری غصب
برای غصبزدایی، گاهی به «اصل غصبزدایی» استناد می کنیم و گاهی دلیل روشن برای غصبزدایی داریم. در این هنگام چه باید کرد؟ در اینجا اصل بر آن است که پیش از اقدام ما برای زدودن غصب، غاصب را به حق یا کمینه، به فروگذاری غصب دعوت کنیم؛ مگر این که دلیلی داشته باشیم که نیازی به «دعوت به حق» نباشد تا اصل غافلگیری را در برابر «غاصب» به کار ببریم.
◽️اصل در غاصبزدایی
اگر غاصب با دعوت به حق، غصب را رها نکرد یا دلیلی بر دعوت نکردن وی به حق داشتیم، در اینجا «اصل» بر «جنگ با غاصب» است زیرا غاصب هویت تجاوزگر دارد. او در درون خود به نور ایمان و نفس پاک خویش تجاوز کرده است، چه رسد به تجاوز به دیگران در برون؛ چنانکه قابیل به هابیل ستم کرد. ولی اگر دلیلی داشتیم که نباید جنگید، دیگر «اصل جنگ» کاربردی ندارد و باید بر پایه دلیل به صلح یا فروگذاری مسئله پرداخت.
◾️هنجار فقه ولایی رویارویی با غصب
◽️هنجار پیشاجنگ
در فقه ولایی، از آنجا که ولیّ امر در هر مورد و در هر شرایطی باید مصلحت (برآیند همه پیامدها و کارهای وابسته به جنگ، صلح و فروگذاری) را بسنجد، گاه رهبر در شرایطی، اصل را نجنگیدن اعلام میکند؛ مگر در جایی که دلیل برای جنگیدن باشد؛ و در شرایط دیگری، اصل را همسان فقه الهی، بر جنگ میگذارد. در اوایل اسلام، دلیل برای نجنگیدن، حتی جنگ دفاعی داشتیم تا زمانی که خدا پروانه جنگ دفاعی را داد (أذِنَ للذین یُقاتَلون بأنهم ظُلِموا). با این روی، در هر جا، اگر ولیّ امر، دلیلی برای جنگ، صلح و یا فروگذاری هردو یافت، بر پایه آن کار میکند.
◽️هنجار پس از آغاز جنگ
پس از آغاز جنگ، اصل بر دنبال شدن آن است، مگر این که دلیلی به میان آید که دیگر مصلحت جنگ، بیش از مصلحت صلح یا فروگذاری نباشد.
📚فرسته همسو
🔺نقد فقهی ادعاهای خطرناک آتشبسی طائب
◽️تحمیل مذاکره (غیرمستقیم) به رهبر
🔺اثبات فقهی حرمت آتشبس کنونی
◽️عدم تکذیب گزارش آیتالله علمالهدی درباره حرمت مذاکره!
هدایت شده از 🔥ابرفقه | خونخواهی
🔺مباهله خجسته باد🌹
💐مباهله؛ آیه ۶۱ هجری
🕋مکعبی که پر از شوق بود، حوصله کرد
خدا سرود غزل را؛ دلش که یک دله کرد
سرود سوره «انسان»، به روی تیغه دهر
رسید سوره کوثر به میخ و زلزله کرد
سرودنش که به اینجا رسید، مکثی کرد
کمی نگاه عقب برد و از غزل گله کرد!
💦... و باز آب نبود و گلوی مصرع بعد
حریف تیر سه شعبه، حریف حرمله کرد
و بیت پنجم شعر خدا، امام حسین (ع)
سرود آیه شصت و یک و مباهله کرد؛
آل عمران، ۶۱: فَقُلۡ تَعَالَوۡاْ نَدعُ أَبنآءَنَا وَ أَبنآءَكُم وَ نِسَآءَنَا وَ نِسَآئَکم وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُم ثُمَّ نَبتَهِلۡ فَنَجعَل لَّعنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلۡكَٰذِبِين
نشست روبروی یک جوان نصرانی
که پاک با کلمات خدا معامله کرد
و مادرش وهبش را؛ سر بریده او
گرفت در بغل و عاشقانه هلهله کرد!
◼️ علی ع فرزند عمران ملقب به ابوطالب
🌹حسین ع آیه ۶۱ آل عمران! کربلا
ا. امامی
هدایت شده از 🔥ابرفقه | خونخواهی
ابرفقه؛ نمونه نظام پیشرفته تراز
📚هسته پنجلایه ابرفقه
ابرفقه بر پایه این فرمایش امیرالمؤمنین (درودشان باد) کاویده شده است؛ این که نظام، پنج لایه دارد و هر لایه بالایی، امام لایه زیرین است: «عقلها پیشوایان فکرها هستند، فکرها، پیشوایان دلها هستند، دلها پیشوایان حسها هستند و حسها پیشوایان عضوها هستند». شاید بتوان «پنجتن»، درود خدا بر ایشان، را یک ابرنظام پیشرفته دانست:
۱. «عقل»: در این نظام، نور حضرت محمد، لایه عقل و امام عقلهای جهان است؛ زیرا نخستین آفریده «عقل» است (أَوَّلُ ما خَلَقَ اللَّهُ العَقل) و از سوی دیگری نخستین آفریده، نور حضرت محمد (ص) است (أَوَّلُ ما خَلَقَ اللَّهُ نوری). پس نور ایشان، همان عقل است: (العقلُ نورٌ).
۲. «فکر»: شاید بتوان گفت که امیرالمؤمنین (ع)، لایه فکر و امام فکرها و علمهای جهان است؛ چون علم، «نفس» عقل است: «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْعَقْلَ ... فَجَعَلَ الْعِلْمَ نَفَسَهُ» و بر پایه آیه مباهله، امیرالمؤمنین، «نفس» پیامبر (ص) است: «... نَدعُ أَبناءَنا و أَبناءَکم و نِساءَنا و نِساءَکم و أَنفُسَنا و أَنفُسَکم ثُمَّ نَبتَهِل ...». پس ایشان، در جایگاه علم برای عقل هستند؛ یعنی لایه دوم نظام.
۳. «قلب»: شاید بتوان گفت که حضرت زهرا (س)، لایه قلب و امام قلبهای جهان است: «... فاطمةُ بنتُ محمدٍ و هی بَضعَةٌ مِنّی و هی قلبی» و نیز: «یا فاطمةُ ...مَوضِعِک فی قلبی».
۴. «حس»: شاید بتوان گفت که امام حسن (ع)، لایه حسّ و امام (ع) حواس عالم است. این گفته نیاز به بررسی بیشتری در قرآن و سخن خاندان پیغمبر دارد. آیه مباهله میتواند به این گفته، کمک کند؛ که به آن خواهیم پرداخت.
۵. «عضو»: شاید بتوان گفت که امام حسین (ع)، لایه عضو و امام اعضای عالم است: ویژگی عضو، آشکار و روشن بودن برای همگان است (إنَّ الحسینَ مصباحُ الهدی).
◻️ فرایندکاوی آیه مباهله
از آنجا که ویژگی لایههای برونتر، آشکارتر بودن آن برای همگان است. ابرفرایند ارتباطی درخور برای ارتباط با مردمِ رشدنیافته، فرایند «بروندرون» است. یعنی ارتباط، از لایه عضو آغاز میشود تا به لایه عقل برسد. این فرایند به گونه شگفتی در آیه مباهله بهکار رفته است: «... فَقُل تَعالَوا نَدعُ أَبناءَنا و أَبناءَکم و نساءَنا و نساءَکم و أَنفُسَنا و أَنفُسَکم ثُمَّ نَبتَهِل ...».
در اینجا بنیاد شیوه رویارویی با ترسایان نجران، رویارویی فکری و واژگانی نیست؛ بلکه واژه، خود کسانی هستند که در مباهله آمدهاند؛ یعنی یک آوردگاه تناتن است؛ نه واژاواژ!
افزون بر این، خداوند در گام نخست به سراغ کودکان میرود که پاکی و دلبریشان برای مردم روشنتر است. برپایه روایات، «أبنائنا» همان «حسین و حسن» هستند که گویا نخست حضرت حسین (لایه عضو) و سپس حضرت حسن (لایه حس) باشد. سپس به روشنگری لایه قلب یعنی «نسائنا» میرسیم که همانا فاطمه زهرا (س) است آنگاه به روشنگری لایه فکر (أنفُسَنا) میرسیم که همان علی (ع) است همه این چهار گام روشنگری، برای نشان دادن درستی گفتار «عقل»؛ یعنی حضرت محمد (ص) است. برگرفته از کتاب «فرپردازی فقه استراتژیک»: ۱۵ و ۱۶.
◼️خرید کتاب «زبرتفقه نظام اسلام»، با ۴۰٪ بهاکاه، ۳۰هزار تومان
◼️نشانی گروه ابرفقه؛ با پاسخگویی امامی، کاشف ابرفقه
◼️ کانال ابرفقه: یا فاطمة الزهراء
◻️۱۲ نماهنگ ابرفقهی: ۱ _ ۲ _ ۳ _ ۴ _ ۵ _ ۶ _ ۷ _ ۸ _ ۹ _ ۱۰ _ ۱۱ _ ۱۲
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 استاد رفیعی: باید اجماع میشد بر اعلامِ هرزخونی قاتلان رهبر
آقایان اهل علم و بزرگان! در دفتر خدا و امام زمان و در دفتر روزگار خواهد ماند که برای شهادت ولیّ فقیه و مرجع تقلید و رهبر مستضعفان جهان و نائب امام زمان (عج) چه کردیم.
⁉️ اختلاس حق منبر و علم و فقه
چقدر خــادم این قـوم ناســپاس شده
مـگر مـگر متقاعد به مرگ یاس شده؟
تعـارف اســت اگـر من درشـت ننویسم
که حق منبر و محراب اختـلاس شده!
که حوضآبی فیضیّه نیز بیماهـیست
و خشتهای بنایش که بیحواس شده
که دست دختر جمهوریگلنرگس عج
دچار سرقت چشمان بیهراس شده!
که نیـمه لخت، بـلانـسبت شـما امروز
به عقلجمعیِ برخی چه باکلاس شده
که تــیـغ نـقـد مبادا به عـبد وُدّ بـرسـد
چـرا که سـامــری قوم، لامساس شده!
از اخــتــلاس و غم لامساس میمـیرم
و از ولیِّ فقیـهی که داسْداس شـده!
◾️سروده آغازان دهه هشتاد؛ امامی
«خط سرخ مرجعیت» یا «مرجعیت خط قرمز»؟ ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰، ۲۱