eitaa logo
حجة الاسلام عباس صفاتاج
67 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
1.8هزار ویدیو
40 فایل
ارائه مطالب دینی داستان های پند آموز سخن بزرگان لطفاً جهت سؤالات شرعی ، انتقادات یا پیشنهادات به آی دی زیر مراجعه فرمایید @Aabassafataj
مشاهده در ایتا
دانلود
🍀 در این روز پنج شنبه یادی از شهدا کنیم🌹 🦋بارِ آخر که اومد #اصفهان ، رفت خمسِ مالش رو داد. وقتی برگشت، خوشحال بود و می‌گفت: های که #راحت شدم ... سفارشِ همیشگی‌اش شده بود: #نماز_اول_وقت ، #نماز_جماعت ، و #مسجد_رفتن... بعد از شهادتش هم به خوابِ همسرش اومد و گفت: خوش به حالِ خودم که مسجد می‌رفتم... 🌹شهید #عبدالرسول_زرین 🌷🌷🌷🌷🌷
🍒 با شکوه 🍒 🏵 اردوگاه نهروان در آتش گرمای تابستان می سوخت. آب هم کمیاب بود. گویا در و دیوار و زمین و سیم خاردار هم تشنه بودند؛ با عده ای از اسرا تازه وارد اردوگاه شده و در آستانه ی نماز ظهر بودیم. 🏵 همگی به رغم کمبود آب، وضو گرفته، نماز جماعت باشکوهی را با همان بدن های مجروح اقامه کردیم. خیلی از بچه ها تاب ایستادن نداشتند اما نماز دشمن شکنی را در برابر بعثی ها خواندند. 🏵 آن ها یورش آوردند و امام جماعت را با کتک بردند؛ یکی از بچه ها بی درنگ جایگزین او شد و نماز ادامه یافت. اسرا هم چون تن واحدی، خود را فراموش کرده بودند. ضربه های مشت و لگد بعثی ها هم تأثیری نداشت. 🏵 نماز که پایان یافت، تازه متوجه درد در جاهای مشت و لگدها شدیم. آن وقت بود که آرزو کردیم ای کاش این نماز ساعت ها طول می کشید، زیرا لحظه هایی معنوی بود و ما جسم خود را فراموش کرده بودیم. 🏵 آن روز با هجوم گرگ های حزب بعث، کتک مفصلی خوردیم و روانه ی اتاق ها شدیم. شب بعد بدون هماهنگیِ قبلی، بیشتر بچه ها برخاستند و خواندند. آن نماز، ما را بیمه کرد و فضای رعب انگیز عراقی ها را در هم شکست. 📚 قصه ی ، ص 184، خاطره ی امان الله رحیمی. @abasssafataj
💖 ، فرمانده لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابیطالب💖 🍏 مهدی زین‌الدین فرمانده لشکر بود. معمولاً جلساتی که با فرماندهان داشت، طولانی می‌شد و به وقت می‌کشید. 🍏 وقتی جلسه را تمام می‌کردند، بعضی نیروها بهانه می‌آوردند که ممکن است به نرسند و بهتر است هر کس نماز خودش را بخواند. 🍏 زین‌الدین فکری کرد. او با یکی از روحانیون حاضر در لشکر هماهنگ کرد به محض آغاز اذان و اتمام جلسه، خودش را به اتاق جلسات برساند و نماز جماعت را همان‌جا برای فرماندهان و مسئولان اقامه کند. 🍏 این طوری دیگر کسی نبود که از جماعت جا بماند. 📚 بر اساس خاطره‌ای از همرزم شهید مهدی زین الدین، آرشیو خاطرات کنگره سرداران شهید استان قم @abasssafataj