eitaa logo
محسن عباسی ولدی
57.2هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
350 فایل
صفحه رسمی حجت الاسلام #محسن_عباسی_ولدی متخصص | نویسنده | مدرّس 🌱 مسائل تربیتی و سبک‌زندگی‌دینی 🌐 پایگاه‌های اطلاع رسانی: ktft.ir/v 📬 ارتباط با مدیر: @modir_abbasivaladi 📱نشـانی صفحات مجازی حاج‌آقا در پیام‌رسان‌ها: @abbasivaladi
مشاهده در ایتا
دانلود
🌧باران باران که می‌آید قطره‌ قطره‌اش یاد تو را زنده می‌کند. قطره‌ها از آسمان تا زمین که می‌آیند نام تو را زیر لب زمزمه می‌کنند و می‌‌بارند. من نام تو را از صدای زمین خوردن قطره‌ها می‌شنوم اما این بار، مانند بارهای دیگر سنگین نیست ما اگر زیر بارِ دِین تو نباشیم، می‌میریم. این بارِ دین توست که بهانۀ بودن ما می‌شود. امید ما به زندگی از آن روست، که همیشه زیر بارِ دِین توایم آقا! @abbasivaladi
🍃یار بخشنده یک عالمه «ببخشید» بدهکار توام آقا! همه را می‌دانی برای چه ولی باز هم دوست دارم بگویم و هزار هزار بار التماس کنم مرا ببخشی. نگو که مرا بخشیده‌ای من این ببخش‌ها را دوست دارم حتّی اگر تو مرا بخشیده باشی وقتی که التماس می‌کنم که مرا ببخشی احساس می‌کنم وجدانم سبک‌تر شده. آقا! وقتی دست و پا زدن آدم‌هایی را که دنیا قبلۀ آمالشان است می‌بینم وجودم همه می‌شود شرم. ای کاش هیچ گاه در ذهنت تلاش دنیاطلب‌ها را با منی که توطلب هستم مقایسه نمی‌کردی. بار شرم این مقایسه کمر کوه را می‌شکند من که جای خود دارم. معنای این مقایسه می‌شود این: تو به اندازه‌ای که دنیا برای دنیاطلب‌ها ارزش دارد برای من ارزش نداری. کدام دنیا؟ و کدام تو؟ چرا وصف دنیا را در کلامتان خواندم و چرا از خودتان وصف خودتان را شنیدم؟ حالا تو بگو چه کار کنم با معنای این مقایسه؟ می‌شود یک بار دیگر دنیا را برایم توصیف کنی؟! شاید آنچه در بارۀ دنیا شنیده‌ام اشتباه باشد. بگو دنیا پست‌تر از آب بینی بز نیست، ذره ذره‌اش طلای سرخ است. بگو دنیا لهو و لعب نیست،‌ جز حقیقت و جاودانگی چیز دیگری نیست. برگ درختی در دهان ملخ چیست که دنیا را به آن توصیف کرده‌اند؟ بگو دنیا فرشی است که از ابریشم‌های بهشتی بافته شده. یک بار دیگر خودت را هم برایم توصیف کن. بگو تو یکی مثل مایی، نه بیشتر باشی یا نباشی دنیا بر مدار خویش می‌چرخد. بگو تو هم انسانی، انسان انسان‌نما خدانما کسی دیگر است تو نیستی. بگو راه رسیدن به خدا، راه انسان‌شدن و انسان ماندنمان تو نیستی. بگو لبخندت مثل ما از کیف‌های این دنیایی است و خشمت به خاطر از کوره‌ دررفتن‌های نفسانی چه کسی گفته لبخند تو نشانۀ خشنودی خداست و خشمت نشانۀ غضبناک بودن او؟ بگو هر کسی اگر گفت میان تو و خدا فرقی نیست جز مخلوق بودن تو و خالق بودن خدا حرفش را باور نکنیم. من اگر دنیا را با تو مقایسه کنم دنیایی را که از خودتان شناختم و تویی را که خودتان برایمان گفتید باید چه خاکی به سر بریزم برای این همه سستی، این همه تنبلی؟! آقا! می‌خواستم بی‌پرده‌تر حرف بزنم در بارۀ این مقایسه ولی همین قدر هم آب شدم از شرم تو مرا ببخش اگر بخشیده‌ای باز هم ببخش که برای به دست آوردن انسان خدانمایی چون تو به اندازۀ دنیای پستی که پست‌تر از ... بماند... مرا ببخش، هزار بار مرا ببخش. شبت بخیر یار بخشنده! @abbasivaladi
📌سادگی در مهمانی‌ها ❓یکی از مشکلات ما، تجمّلاتی شدن مهمانی‌های معمولی است. برخی برای توجیه این تجمّلات می‌گویند بر اساس روایات، انسان باید خودش را برای مهمان به زحمت بیندازد؛ امّا واقعیتش را که نگاه کنی، می‌بینی بسیاری از این مهمانی‌ها به قصد فخرفروشی، چشم‌ و هم‌چشمی، کسب آبرو یا... این طور برگزار می‌شود. حالا واقعاً چنین روایاتی وجود دارد؟ ✅برخی از روایات، به صراحت می‌گویند نباید مهمان، موجب به زحمت افتادن میزبان شود. ✅در برخی از روایات هم آمده است میزبان نباید آنچه را که در مقابل مهمان می‌گذارد، کم حساب کند. مهمان هم نباید آنچه را که میزبان در مقابلش می‌گذارد، کم بشمرد. ✅در بعضی از روایات هم آمده که اگر مهمان بدون دعوت آمد، آنچه را در خانه داری برای او بیاور؛ امّا اگر او را دعوت کردی، خودت را برای او به سختی بینداز. 🔆امام صادق (علیه السلام )فرمود: هر گاه برادرت به نزد تو آمد، در نزد او آنچه برایت آسان است، بگذار؛ امّا اگر خودت او را دعوت کردی، خودت را برای او به زحمت بینداز. ♦️با توجّه به روایاتی که پیش از این آمد، مقصود از به زحمت انداختن خویش در این روایت، به این معنا نیست که انسان، خارج از حدّ توان، خود را به درد سر انداخته، با تنگ گرفتن به خانواده و یا قرض کردن، مهمانی خود را بر پا کند. در نقل دیگری از همین روایت آمده که: «قدری که برایت ممکن است، خود را به سختی بینداز». ⚠️این اندازه به سختی انداختن، گاهی به نیّت الهی است و گاهی برای این که پیش دیگران کم نیاوریم. به طور حتم، در دین به ما سفارش نشده برای فخرفروشی و ابراز وجود، میهمانی‌های آن‌چنانی بدهیم. ⬅️ادامه دارد .... 📚تا ساحل آرامش، کتاب اول، ص ۱۳۷_۱۳۵ @abbasivaladi
هدایت شده از لالایی خدا
0091 baghareh 219.mp3
6.22M
۹۱ آیات ۲۱۹ ✅ شنبه ها و چهارشنبه ها، ساعت ۹شب با تشکر از گروه "نسیم قدر" که زحمت اجرای تیتراژ این برنامه رو کشیدن. @lalaiekhoda
🍃معشوق مظلوم من ممنونم که می‌گذاری بدهیِ «ببخشید‌»هایم را ادا کنم. این ببخشید‌ها برای تو سودی ندارد حتّی شاید شنیدنش مایۀ آزارت باشد ولی مرا آرام می‌کند و تو دوست داری آرامش مرا. وقتی به این فکر می‌کنم که بابت چه چیزهایی باید از تو عذر بخواهم انگار در یک لحظه مرور می‌شود یک عمر رابطۀ من و تو. در این مرور هر چه می‌بینم خوبی توست و جز کاستی و بدی از سوی من چیزی به چشمم نمی‌آید. خوش به حال عاشق و معشوقی که وقتی خاطراتشان را مرور می‌کنند از لحظه لحظۀ آن جان می‌گیرند و سرمست می‌شوند مرور خاطرات من با تو برایم جز شرم چه رهاوردی دارد؟ و برای تو جز غصّه ارمغان دیگری هم دارد؟ چرا مرا رها نکردی آقا؟! شاید اگر برای چشم بر هم زدنی مرا رها کرده بودی این قدر شرمندۀ روی تو نمی‌شدم! مرا ببخش! که غصّه‌ام را خوردی ولی من به یاد غم‌های تو نبودم. مرا ببخش که وقتی فراموشم نمی‌کردی حتی برای لحظه‌ای به یادت نبودم. مرا ببخش که همیشه دست به دعا بودی برایم ولی تو در هیچ یک از دعاهای من نبودی. گاهی که به یادم می‌آید روزهایی را که به دنبالم می‌آمدی دست دراز می‌کردی و من دستت را پس می‌زدم و دست در دست دیگران از تو دور می‌شدم حتّی با هزار بار ببخشید هم دلم آرام نمی‌شود. چه کار کنم؟ مگر جز این عذرخواهی‌ها کار دیگری هم می‌شود کرد؟ من دستم را به دست دیگران می‌دادم و می‌خندیدم و از تو دور می‌شدم تو می‌نشستی رو به قبله و دست به آسمان دعا می‌کردی که زودتر بر گردم. من زمزمۀ مناجات تو با خدا را می‌شنیدم و تو قهقهه‌های غافلانۀ مرا. مرا ببخش! و هر بار اذن حضور دادی وقتی که نگاهم به نگاهت گره خورد بگو که مرا بخشیده‌ای به خاطر آن قهقهه‌ها من هیچ گاه یادم نمی‌رود آن خون به دل تو کردن‌ها را. راستش فکر نمی‌کنم دیگر تا پایان عمرم روزی را بگذرانم که وجودم همه شادی باشد و مستی مگر می‌شود دنبال من آمدن‌های تو و خون به دل تو کردن‌های من در خاطرم باشد و با همۀ وجودم شاد باشم و مستی کنم؟ اگر دلت خواست و صلاحم بود از ذهنم این خاطره‌ها را پاک کن مرا ببخش دارم از بار شرم می‌میرم! شبت بخیر معشوق مظلوم من! @abbasivaladi
🔴 حضور مجدد استاد عباسی در برنامه پرسمان تربیتی خانواده 👈 موضوع: خانه‌های هیأتی 🗓 یکشنبه‌ها 🕰 ساعت ۱۶، رادیو معارف ⬅️ تکرار برنامه: یکشنبه، ساعت ۲۲:۳۰ @abbasivaladi
📌 محبت گفتاری 🌹ساده‏ ترین راه ابراز محبّت، استفاده از واژه‏ های محبّت‌آمیز است. ❇️ البته محبّت زبانی نمی‏تواند تمام نیاز انسان به محبّت را تأمین کند؛ امّا محبّت‏ های دیگر هم جای محبّت زبانی را نمی‏ گیرد. ✅قدرت زبان در تأثیرگذاری، مثال زدنی است و نباید از توانایی عجیب این نعمت الهی برای تسخیر دل فرزندمان، غافل شویم. 🔆وقتی محبّتی که در دل وجود دارد، به زبان می ‏آید، رابطۀ میان فرزند و والدین را محکم‏تر از پیش می‏کند. ❌بسیاری از مشکلاتی که میان والدین و فرزندان پیش می‏آید، با کلمات محبّت‌آمیزی که نشان از محبّت درونی شما به آنهاست، حل می‏ شود. 📚منِ دیگرِ ما، کتاب دوم، ص۹۷ @abbasivaladi
🔰پرسش این هفته‌ی برنامه پرسمان تربیتی خانواده با حضور استاد عباسی ولدی👇 ❓هیأت چطور می‌تونه در استحکام بنیان خانواده مؤثر باشه؟ ✅ نظرات و پاسخ‌هاتون رو با ما به اشتراک بذارید: 📞 02532910551-2 ✉️ 30000553
🍃یار با وفا آمده‌ام یک شب دیگر برای یک عذرخواهی دیگر. چه خوب است که خیالم راحت است تو از ببخشید‌های من خسته نمی‌شوی و چه بهتر این که خیالم آسوده است مرا طوری نگاه می‌کنی که گویی این کسی که ببخشیدهای مکرّر می‌گوید اشتباهی نکرده است. از همۀ اینها بالاتر، نگاه مهربان توست. آخرش با این نگاه مهربانت می‌کُشی مرا. این نگاه مهربان را ما خرج کسانی می‌کنیم که هیچ بدی از آنها ندیده باشیم. با این همه بدی که از من دیده‌ای چرا این طور مهربان نگاهم می‌کنی؟ آقا! وقتی به گذشته‌ام چشم می‌دوزم تنگه‌های نفس‌گیر زیادی را می‌بینم که کسی به فریادم نرسید و تو تنها فریادرسم شدی. خاطرۀ این تنگه‌ها از تلخ‌ترین و شیرین‌ترین خاطر‌ه‌های زندگی من است. تلخی‌اش برای چشیدن طعم بی‌وفایی دنیا و شیرینی‌اش برای چشیدن طعم دوستی تو. یادم می‌آید تنگه‌هایی را که حتّی امیدی به دادرسی تو نداشتم و دستی به سویت دراز نکردم ولی تو آمدی و به دادم رسیدی. چه قدر خاطره دارم از تنگه‌هایی که دوستانم تماشاچی از میان رفتنم بودند و حتّی برخی از آنهایی که چشم حسادتشان کور نبود آرزوی از میان رفتنم را داشتند برخی از این تماشاچی‌ها مدّعیان سینه چاک بودند ولی وقتی پای امتحان به میان آمد فهمیدم از سینه‌چاکی جز شعارش چیز دیگری بلد نیستند. دست تو بود که در مقابل دیدگان این تماشاچیان مرا از مهلکه نجات داد. آقا! مرا ببخش که با این همه لطفی که در حقّم کرده‌ای بازم هم در تنگه‌های زندگی تو آخرین نفری هستی که دست به سویت دراز می‌کنم. مرا ببخش که هنوز هم می‌شود در مسیر عبور از تنگه‌ها اصلاً به یادت نباشم و امیدم به دیگران باشد. مرا ببخش من اگر جای تو بودم حتّی فکر یاری کسی چون خودم را نمی‌کردم ولی تو هنوز هم مرا فراموش نمی‌کنی. چه قدر من بدم! و چه قدر تو خوبی! مرا برای این همه بدی ببخش آقا! شبت بخیر یار باوفا! @abbasivaladi