🍃چه کسی برتر از شما بود که خدا امانت خویش را بیکم و کاست به او بسپارد؟
🍃ما با دیدن شما تمام پیامبران را یکجا دیدهایم؛ زیرا شما عصاره و خلاصۀ همۀ پیغمبرانید.
🍃سلام و رحمت و برکت خداوند بر شما که فرزندان محمّد صلی الله علیه و آله برگزیدۀ پروردگار عالمیان هستید.
#امام_نامه
#عاشقانه_های_بارانی
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
هدایت شده از لالایی خدا
0236ale_emran 195.mp3
14.92M
#لالایی_خدا ۲۳۶
#سوره_آل_عمران آیه ۱۹۵
#محسن_عباسی_ولدی
📣 بچه های لالایی خدا!
تو این برنامه عمو عباسی با یکی از رزمنده های دفاع مقدس یه مصاحبه کردن🌸
🎧 حتما این مصاحبه جذاب رو گوش کنید😍
#به_مدد_الهی_کرونا_را_شکست_میدهیم
@lalaiekhoda
♨️#پیشنهاد_ویژه♨️
🍃قسمت دوم
🍃رسیدیم درِ خونه. در زدیم. زن میانسالی در رو باز کرد. بعد از سلام و علیک وارد شدیم.سمت چپ، یه اتاق کوچیک بود. گوشۀ اتاق، یه تخت بود که یه جوون روش دراز کشیده بود. اون جوون از گردن به پایین قطع نخاع بود. جز سرش، هیچ جای بدنش حس نداشت.
🍃گفتگو شروع شد: کلاس دوم راهنمایی، خرّمشهر ... . معلّم در حال درس دادنه که بمبارون هوایی میشه. یکی از بمبا روی سقف کلاس میافته و سقف، رو سر دانشآموزا خراب میشه. دوستاش جلوی چشماش پر پر میشن. خودشم تیرآهن سقف میافته روی گردنش و قطع نخاع میشه.
🍃حالا بیشتر از بیست ساله که از اون روز گذشته. اون جوون تو همۀ این مدّت، جز سالی دو سه بار که با آمبولانس یه چرخی تو شهر میزنه، کنج خونه افتاده و داره روزگار میگذرونه.
🍃ازش پرسیدم: تو که از گردن به پایین حس نداری، وقتی مریض میشی، از کجا میفهمی؟
گفت: نمیفهمم.
گفتم: پس چه طور مداوات میکنن؟
گفت: به قدری بیماریم پیشرفت میکنه که به عفونت تبدیل میشه و از بدنم بیرون میزنه. اون وقته که دکترا میفهمن و درمونم رو شروع میکنن.
🍃خدایا! من تا حالا این طوری به «درد» نگاه نکرده بودم. درد چه نعمت بزرگیه و من چه بندۀ غافلی هستم! من رو ببخش که تا حالا هر وقت درد به سراغم میاومد، ازت آروم شدنش رو طلب میکردم، بدون این که اون رو نعمت بدونم و شکرش رو به جا بیارم.
🍃بهش گفتم: به چی علاقه داری؟
گفت: به کتاب خوندن.
گفتم: میخونی؟
گفت: نه.
گفتم: چرا؟
گفت: برا خوندنِ کتاب باید اون رو دستم بگیرم و ورق بزنم؛ ولی من که نمیتونم این کار رو انجام بدم. اگه بخوام کتاب بخونم، باید مادرم کتاب رو جلو چشمم بگیره و ورق بزنه؛ امّا اون، همۀ وقتش رو برا من گذاشته. مگه میتونم ازش توقّع این کار رو هم داشته باشم؟!
🍃خدایا! تا حالا به هر نعمتی فکر کرده بودم؛ ولی دیگه به این فکر نکرده بودم که حتّی دست گرفتن کتاب و ورق زدن اون، خودش یه نعمته. از طرف تو چه قدر نعمت و از طرف من چه قدر غفلت!
🍃وقتی جایی از صورتش میخارید، به مادرش میگفت: «صورتم میخاره» و بعدشم نشونی میداد که کجای صورتشه: سمت چپ، پایین چشمم، نه کمی بالاتر ...
دیگه داشتم گیج میشدم از این همه نعمتایی که توشون غرق بودم و حتّی لحظهای بهشون فکر نکرده بودم. هر چی فکر میکنم، یادم نمیآد تا اون وقت برا خاروندن صورتم خدا رو شکر کرده باشم.
🍃بهش گفتم: یک سؤال.
گفت: بپرس.
گفتم: ناراحت نمیشی؟
گفت: نه.
گفتم: بیشتر از بیست ساله، از وقتی نوجوون بودی تا حالا که سی و خوردهای سال از عمرت گذشته، کنج خونهای. با این همه مشکل، از خدا گلایه نداری؟ ازش ناراحت نیستی؟
🍃تا این رو شنید، حالش تغییر کرد و گفت: نه! نه! خدا خیلی خوبه، خیلی خوب. شکر خدا، شکر خدا!
این حرف رو که زد، دیگه با همۀ وجودم پیشش احساس کوچیکی کردم.
مادرشم میگفت: «مناجاتای سحر پسرم با خدا دیدن داره». چه قدر دوست داشتم یه بار وقت سحر پیشش بودم و مناجاتای اون رو با خدا میدیدم!
📚 #طعم_شیرین_خدا، کتاب پنجم، صفحۀ 187
🍃یار مهربان
فاصلۀ میان ما و تو از زمین تا آسمان نیست. از زمین تا آسمان، یک بندِ انگشت از فاصلۀ میان ما و تو هم نمیشود؛ ولی تو ما را طوری تحمّل میکنی که گویی همردیف مایی و یا زبانم لال، حتّی پایینتر.
ما همه مثل همیم، خوب و بدمان فاصلۀ چندانی با هم ندارند؛ امّا تاب تحمّل همدیگر را نداریم. شدهایم بار دوش یکدیگر، آن هم بارهای سنگینی که برای زمین گذاشتنشان لحظهها را میشماریم.
حال بدی است! زندگی را بر ما سخت و تنگ کرده. چه قدر محتاج فهمیدن حال توایم. ما اگر مثل تو باشیم، دنیا برایمان گلستان میشود. چه قدر بار از دوشمان برداشته میشود. زندگی در این اندازه از سبکباری، در خیالمان نمیگنجد.
آقا! بیا و امشب به ما یاد بده راز تحمّل کردنهایت را. ما خودمان هم خودمان را تاب نمیآوریم. بگو چگونه تاب میآوری ما را.
چه بگویی چه نگویی تا عمر داریم، مدیون تحمّلهای توایم. یقین دارم تو اگر ما را تحمّل نکنی، زمین و آسمان ما را تاب نمیآوردند.
شبت بخیر یار مهربان!
#شب_بخیر
#بهانه_بودن
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
🏴🍃🏴🍃🏴🍃🏴🍃🏴🍃🏴🍃🏴
دلت هوای کربلا کرده😭
دلت میخواد قدم به قدم همراه زائرا باشی😔
امسال #اربعین دلای جامونده رو با خوندن مجموعه #حسینیه_واژه_ها راهی کربلا میکنیم😭
💥0⃣2️⃣ درصد تخفیف اختصاصی اعضای کانال برای این مجموعه به همراه ارسال رایگان
🎁کد تخفیف: اربعین
⏳مهلت استفاده از کد تخفیف: تا پایان ماه صفر
💎 برای آشنایی بیشتر با مجموعه "حسینیه واژه ها" یه سر به این جا👇 بزنید.
https://ketabefetrat.com/moharram/
🛍 برای خرید این مجموعه ارزنده این جا 👇 کلیک کنید.
https://ketabefetrat.com/product/حسینیه-واژه-ها
@abbasivaladi
🕰 صرفهجویی در وقت با فرزندان بیشتر
✅ درسته که از یه جهت، تعداد بیشتر بچّهها، از مادر وقت بیشتری میگیره؛ امّا وقتای زیادی رو هم برا مادر به ارمغان مییاره.✌️
🔵 تو شیوۀ زندگیِ پدرا و مادرای ما، فرزندای بزرگتر، کمککارِ والدین در ادارۀ امور زندگی بودن. اونها هم در نگهداری بچّهها و هم در کارهای خونه، عصای دستِ والدین بودن. به همین دلیل هم خیلی زودتر از بچّههای امروزی برا ادارۀ یه زندگی، آماده میشدن.💪
🔴 امّا در شیوۀ زندگی امروز، بچّهها، دیگه کمککارِ پدر و مادر نیستن. برا همین هم دو دهه از عمرشون هم که میگذره، نمیتونن خودشون رو اداره کنن، تا چه برسه به یه خونواده!🤭
#ایران_جوان_بمان
#جمعیت
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
🍃امام زمان من
گاهی پیش از آن که شرفیابِ محضرت شوم برای شب بخیر، از کسانی که به تو فکر میکنند میپرسم که دربارۀ چه بنویسم. امشب از کسی پرسیدم و گفت برای امام زمان. نمیدانم قصد شوخی داشت یا حرف دلش بود. اولش شوخی گرفتم؛ ولی بعد ...
چه واژۀ کوتاه و پر معنایی: امام زمان. تو امام زمان من هستی. تو اگر نباشی زمان یک لحظه به پیش نخواهد رفت و در همان دم نبودن تو میایستد.
تو امام امروز من هستی. اگر من امروزم را با تو آباد نکنم، در امروز خواهم ماند و به پیش نخواهم رفت. امروزهایی که غافل از تو میگذرند، دیروزهای روی هم انباشتهای میشوند که حسرت دیدار فردا را به دلم خواهند گذاشت.
تو امام زمانی. هر کسی میخواهد باور کند و اگر نمیخواهند یک گوش را در و آن یکی را دروازه کند. چه کسی گفته زمان همیشه در حال سیر است. زمان میایستد، به عقب برمیگردد، زودتر پیش میرود و کندتر جلو میرود. اینها وقتی اتفاق میافتد که تو فرمان دهی.
تو امام زمان من هستی. این واژۀ کوتاه هر چه قدر هم که تکرار شود، باز هم پر از آرامش است.
شبت بخیر امام زمان من!
#شب_بخیر
#بهانه_بودن
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi