بازی در آشپزخانه
🔰از حضور بچّه ها در آشپزخانه، نهایت استفاده را بکنید. این استفاده، در دختران 👧باید بیشتر باشد تا آنها در وقت خودش با آشپزخانه و کار در آن، آشنا شوند.
1⃣ تماشای برخی از کارهایی که در آشپزخانه انجام می گیرد، برای بچّه ها جذّاب😃 است. بسیاری از مقدّمات غذا 🍜🍔درست کردن، از همین دسته است.
برخی از خوراکی هایی را که از بیرون تهیّه می کنید، خودتان میتوانید درست کنید. مشاهدۀ مراحل تهیّۀ اینها برای کودک، خیلی جالب است؛ مثل پف فیل🍿، ژله، لواشک، مربّا🍯، آبلیمو، آبغوره🍾 و ... .
2⃣ در مراحل درست کردن غذا با کودکتان صحبت کنید🗣 و بگویید در حال انجام دادن چه کاری هستید. این توضیحات، علاوه بر جنبۀ آموزشی، به آنها احساس بزرگی و شخصیت👩🍳 می دهد.
3⃣ بعضی از کارها را هم به آنها بسپارید. مثلاً:
- وقتی مواد سالاد🥗 را خُرد کردید، هم زدن آن را به بچّه ها بسپارید .
- وقتی زعفران را در برنج 🍚ریختید، اجازه بدهید بچّه ها آن را مخلوط کنند.
- سیب زمینی های سرخ شده🍟 و سرد را در مقابل کودکان بگذارید تا آنها را روی خورش 🍲بریزند.
- حلوای سرد شده را در بشقاب ها بریزید تا بچّه ها، آن را صاف کنند و با نوک قاشق🥄 یا هر چیز دیگری شکل دهند.
- پودر ژله را که در آب جوش ریختید و آب سرد را به آن اضافه کردید، از کودک👧🧒 بخواهید تا آن را هم بزند.
4⃣بچّه ها (بویژه دخترها) از حدود شش سالگی دوست دارند در درست کردن غذا، مشارکت کنند.
در پختن بعضی از غذاهای ساده مثل نیمرو 🍳و اُملِت🥘، از فرزندتان کمک بگیرید.
شرکت در کارهای واقعی خانه🏠 که به کودک احساس شخصیت می دهد، فایدۀ بزرگی برای این بازی است. در این بازی، کودک، قوانین مختلفی از اشیای دور و برِ خود را خواهد شناخت.
📚 بازی ، بازوی تربیت ص ۴۸
#بازی_بازوی_تربیت
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
هدایت شده از لالایی خدا
0228 ale_emran 185.mp3
8.07M
#لالایی_خدا ۲۲۸
#سوره_آل_عمران آیه ۱۸۵
#محسن_عباسی_ولدی
#نمایشنامه
(کرونا)
📣 بچّههای لالایی خدا!
📣رزمنده های جبهه مواسات!
‼️مهلت شرکت تو پویش#بچه_های_کربلایی تا یک شنبه ست😍 عجله کنید...
⁉️ بخاطر بیماری کرونا ما قدر چه نعمتایی رو بیشتر دونستیم؟🤔
🍃برای شفای همه مریضا، به ویژه کسایی که به کرونا مبتلا شدن، یه صلوات و یه حمد شفا بخونید.
#به_مدد_الهی_کرونا_را_شکست_میدهیم
#پویش_محرم
@lalaiekhoda
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
چه قدر به استقلال دادن به بچههامون فکر میکنیم و چه قدر در عمل، به اونا استقلال میدیم؟
#یادداشت_شبانه
@abbasivaladi
سلام
وقتتون بخیر
امشب به یادداشت کوتاه راضی باشید. امّا قبلش اجازه بدید از کسایی که یادداشتا رو از ابتدا پی نگرفتن درخواست کنم که به این لینک برن و یادداشتا رو از اول بخونن:
https://eitaa.com/abbasivaladi/6712
#یادداشت_شبانه
@abbasivaladi
بین کرامت و استقلال یه رابطۀ تنگاتنگ وجود داره؛ اما متاسّفانه خیلی از پدر و مادرا حواسشون به این رابطه نیست. بچهها برای رسیدن به کرامت نیازمند به استقلال هستن. یه نگاه به مسیر تربیت بچههاتون بندازید و با خودتون محاسبه کنید: چه قدر به بچههاتون استقلال دادید؟ از کی استقلال دادید؟ چه جوری استقلال دادید؟
#یادداشت_شبانه
@abbasivaladi
بچهها از همون موقعی که قاشق رو از دست شما میگیرن که خودشون غذا بخورن، دارن با زبون بیزبونی میگن ما دوست داریم مستقل باشیم؛ اما خیلی از پدر و مادرا به دلایل مختلف از همون بچگی و حتی تا وقتی که بچههاشون ازدواج میکنن و وارد زندگی مشترک میشن، بنا دارن که به جای بچهها فکر کنن و به جای اونا تصمیم بگیرن. بچهها تو نگاه این پدر و مادرا در صورتی بچههای خوبی هستن که مجری تصمیمهای پدر و مادر باشن.
#یادداشت_شبانه
@abbasivaladi
کتاب دهم #من_دیگر_ما اسمش هست: «تربیت بچّههای زلال و آزادیِ استقلال» تو این کتاب دربارۀ این موضوعات حرف زدیم:
بخش یکم: چرا استقلال را باید آزاد کنیم؟ (ضرورت اعطای استقلال به فرزندان)
بخش دوم: با چه استقلال را خُرّم و دلشاد کنیم؟ (محدودۀ استقلال)
بخش سوم: کویِ استقلال را چگونه آباد کنیم؟ (بایدها تفکّری و مهارتی در مسیر استقلال)
#یادداشت_شبانه
@abbasivaladi
با این که میخواستم یادداشت امشب کوتاه باشه؛ اما اشکالی نداره که یه قسمت از کتاب رو بیارم تا همین حالا از یه زاویۀ خاص به بحث استقلال نگاه کنید:
ج) استقلال و تقویت احساس نیاز به خدا
دوست دارم باز هم از توحید بگویم. برخی از والدین با دخالت بیش از اندازه در زندگی بچّه ها احساس نیاز بچّه ها به خدا را کم میکنند. گاهی باید بچّه ها را میان زمین و آسمان رها کرد تا نیازشان به خدا را با همۀ وجود احساس کنند.
بچّه های وابسته، والدین را به جای خدا مینشانند. توکّل در نگاه آنها یعنی اعتماد به پدر و مادر. استیصال و درماندگی در نگاه این فرزندان، معنای روشنی ندارد؛ زیرا در زندگی آنها هیچ گاه باری نبوده که پدر و مادر، آن را بر نداشته باشند.
یادمان نرود که رها کردن بچّه ها در برخی از سختیها خدمت بزرگِ توحیدی به آنهاست.
اگر خوب به این نکته توجّه کنیم، شاید به این نتیجه برسیم که وقتی فرزندانمان خودشان از ما درخواست راهنمایی میکنند، بد نیست که گاهی درخواستشان را بیپاسخ بگذاریم و آنها را به سوی خدا بخوانیم.
•••
معلّممان سخت میگرفت، خیلی سخت. تکلیفم را ننوشته بودم. میترسیدم به مدرسه بروم. به مادرم گفتم همراهم بیاید. قبول نکرد. در راه خانه تا مدرسه چه قدر با خدا حرف زدم و از او خواستم که کمکم کند. شاید آن وقت از مادرم دلگیر شدم؛ ولی حالا ممنونم که اجازه داد دل به کمک خدا ببندم، نه کمک او.
داشتیم توپ بازی میکردیم. حواسم نبود و توپ را به سوی خانۀ مرد بداخلاق محلّه شوت زدم. شیشۀ خانه شان شکست. مرد، عصبانی از خانه بیرون آمد. من خیلی زود به خانه پناه بردم. صدای بلند مرد دلم را لرزاند. از پدرم خواستم که برود از مرد صاحبِخانه بخواهد مرا ببخشد. پدرم خندید و گفت: «خودت برو از او عذرخواهی کن». بعد به مادرم گفت قُلّکم را بیاورد. قُلّک را به دستم داد و گفت: «بشکن». قُلّکم را شکستم و پول هایش را شمردم. پدرم گفت: «به گمانم به اندازۀ شیشه ای که شکستی، هست. اگر کم بود، بقیّه اش را خودم میدهم». میخواستم درِ خانه را باز کنم، مادر گفت: «بسم الله بگو». بسم الله گفتم و در را باز کردم. مرد به خانه شان رفته بود. پدرم گفت: «برو درِ خانهشان را بزن». از خانه تا آن جا چند قدم بیشتر نبود؛ امّا به اندازۀ یک زمین تا آسمان، خدا را خواندم. چه قدر از پدرم ناراحت شدم ؛ ولی حالا چه قدر از او ممنونم. دلم را طوری به خدا گِرِه زد که صد کلاس توحید نمیتوانست به این زیبایی گِرِه بزند.
•••
#یادداشت_شبانه
@abbasivaladi
همین قدر بس باشه و بریم سراغ متن اربعینی امشب:
رسیدهام به مرز. میگویند باید پشت مرز بخوابید تا فردا صبح. ازدحام به قدری زیاد است که مأموران مرز، از عهدۀ جمعیت بر نمیآیند. اصلاً منتظر شدن در این سوی مرز، شکنجهای است برای خودش. نکند بَرِمان گردانند! از شب تا صبح چند ساعت، نه چند سال طول میکشد.
چه خوب است که در پیشگاه تو، جمعیت معنا ندارد و ازدحام باشد یا نه، تو همان حسین خدایی که صدای تک تک ما را میشنوی.
قربان تو آقا که نیازی به مأمور نداری. خودت، آری خودت به کار تک تک ما میرسی. حال دل ما را چه خوب میدانی و حرف دلمان را چه خوب میخوانی!
میدانی انتظار برای ما سوهان روح است. صدایمان را میشنوی، جوابمان را میدهی، بی آن که ما را تا صبح معطل کنی.
#محرم
#اربعین
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
🍃تنها سرمایه زمین
مصیبتزده گاهی همۀ هستی خودش را بر باد رفته میبیند. تماشای نگاه چنین آدمی، دل شیر میخواهد. شنیدن صدای ضجّهاش، قلب سنگ را آب میکند. تا چنین مصیبتزدهای را نبینیم، معنای مصیبت را درک نمیکنیم. چنین آدمی دلش چنان از دنیا کنده میشود که با هیچ رشتهای نمیشود دلش را به دنیا بست. من وصف این مصیبتزدهها را شنیدهام؛ ولی تا به حال ندیدهام.
آقا! تو همۀ سرمایۀ زمینی و ما جز تو هیچ سرمایهای نداریم. هر چه نامش دارایی و سرمایه باشد، بدون تو جز وزر و وبال چیز دیگری نیست. سرمایه، فقط تویی و من تو را ندارم. تو بر باد نرفتهای؛ ولی من عمری را که میشد با آن تو را به دست بیاورم، به دست باد دادهام. تا امروز تو را نداشتهام. یقین دارم. بعد از این تو را خواهم داشت؟ نمیدانم. مصیبتزدهتر از من کیست؟ هیچ کس؛ ولی چرا تماشای نگاه من، دل شیر نمیخواهد و کسی از من صدای ضجّهای را نمیشنود؟ تو میدانی؟
شبت بخیر تنها سرمایۀ زمین!
#شب_بخیر
#بهانه_بودن
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
11.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃باور کنیم با کربلا می شود زندگی کرد
🎥 #طواف_حبیب
خانواده کربلایی و کربلای خانوادگی
✅عبدالله بن حسن یازده سالشه...
⭕️ عمو افتاده و دشمن قصد جان عمو رو کرده
چقدر شجاعت میخاد که یه بچه یازده ساله خودش رو سپر جان عمو کنه...
⁉️بچه های یازده ساله در دنیای امروز چقدر شبیه عبدالله بن حسن هستند؟!
🎙 استاد #محسن_عباسی_ولدی
💎کسانی که تصمیم گرفتن با کربلا زندگی کنن با شنیدن هربرنامه حداقل یه درس برا زندگی پیدا می کنن.
گرچه کربلا پر از درسه......
#محرم #عبدالله_بن_حسن
#در_میان_روضه_هایت
#حسینیه_واژه_ها
@abbasivaladi