eitaa logo
کانال دوستداران شهید مدافع حرم برادرم عباس کردانی
1.1هزار دنبال‌کننده
47.9هزار عکس
47.2هزار ویدیو
282 فایل
کانال دوستداران شهید مدافع حرم شهید عباس کردانی لینک کانال @abbass_kardani 🌸🌸شهید مدافع حرم عباس کردانی 🌸🌸ولادت: 1358/12/20 🌸🌸شهادت: 1394/11/19 ارتباط با خادم کانال،، @mahdi_fatem313
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 رهبر انقلاب: امسال سالِ جهشِ تولید است. کسانی که دست‌اندرکار هستند جوری عمل کنند که تولید ان‌شاء‌اللّه جهش پیدا کند و یک تغییر محسوسی در زندگی مردم ان‌شاء‌اللّه به وجود بیاورد. 🌷 🌹🍃🌸🍃🌺🌼🍃🌸☘🌺🍀🍃☘🌺🌼🍀🍃 abbass_kardani@.
─═हई╬💫 « قسمت من » 💫╬ईह═─ پارت : ۲۴ * نیم ساعت بعد بچه ها اومدن ، سمیرا با خنده گفت : - چطوری دختر ناز نازی ؟؟ سهراب زودتر از من با لحن جدی گفت : - اااا سمیرا این چه حرفیه !! جایی اینکه بیایی مراقبش باشیه !! - واا ، خب چی گفتم مگه ؟ خب بهتری یا ن ؟ با کمی اخم گفتم : - از صدقه سری شما رفیقای با معرفت خیلیییی خوبم شیدا با لبخند گفت : - خب حالا خداروشکر ک بهتری ،، اشکال نداره همشون خاطره میشه . منم با حرص گفتم : - و درس عبرت ک دیگه به حرفای شما عمل نکنم و تا عمر دارم سوار تِرن نشم . سمیرا و شیدا زدن زیر خنده و سهرابم با لبخند به قیافه حرصیم نگاه میکرد .بعد رو بهمون گفت : - خب دیگه بریم خانما یا ن ؟؟ همه موافقت کردیم ک دیگ برگردیم . راهوافتادیم ، اول شیدا رو روسوندیم بعد هم منو . از ماشین ک پیاده شدم سمیرا و سهرابم پیاده شدن ، سمیرا بهم گفت : - میخوایی همراهت بیام تا بالا ببرمت ؟؟ با لبخند گفتم : - ن بابا ،،، چلاق ک نیستم ، بهترم خودم میرم . رو به هر دوشون گفتم : - ممنون به خاطر امروز ، خیلی خوب بود مرسی سهراب با خنده گفت : - با سانسور اخرش بله . منم با خنده گفتم : - دیگ برا من باید هر دفعه یه بلا سرم بیاد - خدانکنه مراقب خودتون باشید، - مرسی همچنین . بفرماید خونه سمیرا گفت : - نه دیگ مرسی . خوش گذشت انشالله دفعه بعد - باش . شب بخیر بچه ها . خدافظ - خدافظ عزیزم رفتم داخل خونه و با مامان بابا سلام کردم . بعد عوض کردن لباسام رفتم تو اشپزخونه و شیشه عرق نعنا رو برداشتم ، خداروشکر ک داشتیمش بهتر شده بودم ولی برا اینکه خوب خوب بشم یکم خوردم ازش . رفتم پیش بقیه ، ماهانم تازه اومده بود . مامان با دقت بهم نگاه کرد و گفت : - حالت خوبه مانا؟؟ - اره چطور مگت !!! - اخه رنگ و روت یه جوریه انگار . - نه خوبم فقط یکم خستم - اها . خب برو استراحت کن ، فردا شب خونه دایی دعوتیم بعد مهمونیم میخواییم قضیه یاسمن و ماهانو دیگ رسمی کنیم . بارخوشحالی گفتم : - واااقعااا !!! چه خوببب ،، پس دیگ ماهانم داره قاطی مرغا میشه ... بابا با خنده گفت : - ااااا ماناااا !!! مگه ماهان زنه ک قاطی مرغا بشه . زشته ، داره قاطی خروسا میشه منم با خنده گفتم : - خخخخ اره راست میگین ها . رو به ماهان گفتم : - خب چطوری اقا خروس اینده ماهانم با حرص گفت : - زهرمار خروس . جوجه جون منو مسخره نکن ها ، یه روز نوبت منم میشه - خخخخ ، کووووو تا اون روز . فعلا شماها به مرغ و خروس بازیتون برسین اونم بلند شد و با کوسن های رو مبلها افتاد دنبالم و منم با جیغ جیغ میدویدم اینطرف و اونطرف تا بهم نزنه . مامان بابا هم قش قش بهمون میخندیدن . اخرم مانی نامرد اومد کمک ماهان و منو گرفت و اون اقا خروس بی رحم زد داغونم کرد ... ... نویسنده : ♡«ℳ£みЯムŋム»♡
شهید صدرزاده همه جوره با خدا معامله کرده بود هر کاری می‏‌کرد خدا را در نظر می‏‌گرفت اصلا همه جوره با خدا معامله کرده بود و در اکثر کارهایی که قصد انجام داشت استخاره می‏زد حتی کاری که در ظاهر به نفعش هم بود اگر استخاره بد می‏ آمد انجام نمی‏‌داد لینک کانال @abbass_kardani 🌸🌸شهید مدافع حرم عباس کردانی 🌸🌸ولادت: 1358/12/20
حالِ ما ... بی شهدا ، حالی نیست جایِ ما ... پیشِ ، خالیست ... ڪجاےد اے شهیدان خدایے 😔 @abbass_kardani
دنیا را دیدند ولی نخواستند روح شان بزرگ تر از دنیا بود خدا به فرشته ها فرمود : بیاوریدشان اینها سهمشان پرواز است..... لینک کانال @abbass_kardani 🌸🌸شهید مدافع حرم عباس