eitaa logo
مرتضی عبداللهی 🇵🇸
253 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
141 ویدیو
9 فایل
مطالعات و دغدغه هایم در علم، فرهنگ، اقتصاد و سیاست در انقلاب اسلامی برای رسیدن به خورشید ولایت عظما عجل الله فرجه مرتضی عبداللهی دانش آموخته حوزه علمیه قم در پیامرسان ایرانی: eitaa.com/abdollahi_morteza ارتباط: @abdollahigilani
مشاهده در ایتا
دانلود
زمین آب و آسمان آب و دلها کباب🙂🙂 پ.ن: 1. تصویری زیبا از گمرک 2. یکی از زشتی های غیرقابل انکار ، این بود که مثلا در بسیاری از مناطق شمالی کشور، علاوه بر اینکه زمینها و باغات مردم را به تصاحب خود در می آوردند، حتی به نام آن منطقه هم رحم نمی کردند و در جهت و قطع ارتباط مردم با خود، اقدام به تغییر اسم مناطق به نام خودشان می کردند. مثلا همین بندر انزلی که همیشه انزلی بوده و در به همین نام خوانده می شده، در دوره سیاه به بندر پهلوی تغییر نام داده شد و یا مناطق دیگر که شدند بندر شهناز، بندر فرحناز و... 3. بیچاره برخی ها که این واقعیت را نمی خواهند قبول کنند و با تاریخ در ستیزند و هنوز این مناطق را به نام جعلی شان صدا میکنند. @abdollahi_morteza
10.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادواره 150 شهید شهرستان در مناطق عملیاتی غرب کشور سخنران: سردار رستگارپناه از فرماندهان بزرگ سپاه پاسداران در غرب کشور زمان: یکشنبه 1402/05/22 ، همراه با نماز مغرب مکان: حرم شهدای گمنام بندرانزلی https://eitaa.com/joinchat/2202861587C0d81a23bad
داستان کشف حجاب رضاخانی در انزلی جناب آقای سید اسماعیل از مبارزین قبل از و پدر شهید، در خاطرات خود، اشاره ای به ماجرای حمله ماموران رضاخانی برای کشیدن چادر از سر مادرش را چنین روایت کرده است: یکی از روزهای پاییزی سال 1318 با مادرم به سمت قبرستانی که در انتهای غربی شهر قرار دارد می رفتیم. ظاهرا کسی از خانواده فوت کرده بود. اما به یک باره «اَحَد پاسبان» سر رسید. او همیشه با مردم با خشونت رفتار می کرد. از پشت، چادر مادرم را کشید و مادرم که چادرش را محکم گرفته بود، زمین خورد و افتاد. یک نفر هم همراه احد بود که با چاقو، چادر را پاره می کرد. آن ها باز مادرم را رها نکردند و قصد داشتند که روسری او را هم از روی سرش بردارند. چون مادرم و اکثر زنان شهر، عادت داشتند یک «شرف» بلند می بستند. احد این شرف را به شدت می کشید و پارچه دور سر و گردن مادر می پیچید و تقلا می کرد. من ترسیده بودم و گریه می کردم. همسایه روبروی ما «دباغیان» دلش سوخت و در خانه را باز کرد و مادرم را که به سختی از چنگ آنان فرار کرده بود توی خانه برده و از دست آنها نجات داد و من در نُه سالگی تلخی و سیاهی حادثه را چشیدم. مادرم می گفت زنان این شهر از ترس این که چادر از سر آنان بردارند، سالها در خانه ماندند و بیرون نیامدند تا اینکه آب ها از آسیاب افتاد و رفت و آمد زنان آزاد شد. منبع: «خطابه خوان انقلاب» خاطرات شفاهی سید اسماعیل اتقیا، ص7. پ.ن: مطالعه این کتاب را به جوانان خصوصا کسانی که می خواهند درباره پیشینه اطلاعاتی داشته باشند توصیه می کنم. در این کتاب نکات خوبی درباره جنگ جهانی و حمله روسها و ورود لهستانی ها به انزلی، سابقه برخی از مبارزین شهر و وضعیت مساجد، هیاتها و فعالیتهای انقلابی شهر را می توان دانست. این کتاب با قلمی ساده و روان توسط آقای سیف زاد نگارش شده است. https://eitaa.com/joinchat/2202861587C0d81a23bad
هدایت شده از مرتضی عبداللهی 🇵🇸
داستان کشف حجاب رضاخانی در انزلی جناب آقای سید اسماعیل از مبارزین قبل از و پدر شهید، در خاطرات خود، اشاره ای به ماجرای حمله ماموران رضاخانی برای کشیدن چادر از سر مادرش را چنین روایت کرده است: یکی از روزهای پاییزی سال 1318 با مادرم به سمت قبرستانی که در انتهای غربی شهر قرار دارد می رفتیم. ظاهرا کسی از خانواده فوت کرده بود. اما به یک باره «اَحَد پاسبان» سر رسید. او همیشه با مردم با خشونت رفتار می کرد. از پشت، چادر مادرم را کشید و مادرم که چادرش را محکم گرفته بود، زمین خورد و افتاد. یک نفر هم همراه احد بود که با چاقو، چادر را پاره می کرد. آن ها باز مادرم را رها نکردند و قصد داشتند که روسری او را هم از روی سرش بردارند. چون مادرم و اکثر زنان شهر، عادت داشتند یک «شرف» بلند می بستند. احد این شرف را به شدت می کشید و پارچه دور سر و گردن مادر می پیچید و تقلا می کرد. من ترسیده بودم و گریه می کردم. همسایه روبروی ما «دباغیان» دلش سوخت و در خانه را باز کرد و مادرم را که به سختی از چنگ آنان فرار کرده بود توی خانه برده و از دست آنها نجات داد و من در نُه سالگی تلخی و سیاهی حادثه را چشیدم. مادرم می گفت زنان این شهر از ترس این که چادر از سر آنان بردارند، سالها در خانه ماندند و بیرون نیامدند تا اینکه آب ها از آسیاب افتاد و رفت و آمد زنان آزاد شد. منبع: «خطابه خوان انقلاب» خاطرات شفاهی سید اسماعیل اتقیا، ص7. پ.ن: مطالعه این کتاب را به جوانان خصوصا کسانی که می خواهند درباره پیشینه اطلاعاتی داشته باشند توصیه می کنم. در این کتاب نکات خوبی درباره جنگ جهانی و حمله روسها و ورود لهستانی ها به انزلی، سابقه برخی از مبارزین شهر و وضعیت مساجد، هیاتها و فعالیتهای انقلابی شهر را می توان دانست. این کتاب با قلمی ساده و روان توسط آقای سیف زاد نگارش شده است. https://eitaa.com/joinchat/2202861587C0d81a23bad